به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در صورت تکرار حماقت آمریکا در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، شناخت داراییها و منافع راهبردی این دو بازیگر در غرب آسیا اهمیت ویژهای پیدا میکند. این منافع تنها به تاسیسات نظامی محدود نیست و حوزههایی مانند انرژی، حملونقل، تجارت، فناوری، سرمایهگذاری و ارتباطات را نیز در بر میگیرد.
بخشی از این شبکه در سرزمینهای اشغالی، ترکیه، عراق، جمهوری آذربایجان و کشورهای حاشیه خلیج فارس قابل بررسی است؛ البته اینجا سعی شده میان مالکیت مستقیم، سرمایهگذاری شرکتها و اهمیت راهبردی زیرساختها برای آمریکا و اسرائیل تفاوت قائل شویم. تاکید میشود که معرفی این داراییها صرفا با هدف شناخت و تحلیل منافع اقتصادی و راهبردی انجام شده و به معنای تعیین یا تایید آنها بهعنوان هدف نظامی نیست. تشخیص اهداف احتمالی و تصمیمگیری درباره آن، بر عهده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.
خط لوله باکو-تفلیس-جیحان با طول حدود ۱۷۶۸ کیلومتر، نفت جمهوری آذربایجان را از مسیر گرجستان به بندر جیحان ترکیه منتقل میکند. ظرفیت انتقال آن حدود یک تا ۱.۲ میلیون بشکه در روز است. شرکتهایی از جمله بریتیش پترولیوم، سوکار، شورون و اکسونموبیل در توسعه و بهرهبرداری از این مسیر نقش داشتهاند. اهمیت این خط لوله برای اسرائیل نیز قابل توجه است؛ به طوری که نفت آذربایجان در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۶.۴ درصد واردات نفت این رژیم را تشکیل داده است.
میدانهای گازی تامار، لویاتان و کاریش از مهمترین منابع انرژی اسرائیل هستند. گاز استخراجشده علاوه بر تامین بخش مهمی از نیاز داخلی، به مصر و اردن نیز صادر میشود. تولید گاز اسرائیل در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۷ میلیارد مترمکعب گزارش شده است. این میدانها در تقویت جایگاه انرژی اسرائیل در شرق مدیترانه و پیوند اقتصادی آن با کشورهای منطقه نقش دارند.
این خط لوله حدود ۴۰۰ کیلومتر طول دارد و نفت را از مناطق تولیدی ابوظبی به بندر فجیره در دریای عمان منتقل میکند. ظرفیت اسمی آن حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز است. این مسیر به امارات امکان میدهد بخشی از صادرات نفت خود را بدون عبور از تنگه هرمز انجام دهد و از وابستگی به این گذرگاه بکاهد.
خط لوله شرق-غرب یا پترولاتاین، نفت مناطق شرقی عربستان را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. این مسیر امکان صادرات نفت از دریای سرخ را بدون عبور از تنگه هرمز فراهم میسازد. شرکت آرامکو در سال ۲۰۲۵ ظرفیت انتقال این خط را حدود ۷ میلیون بشکه در روز اعلام کرده است.
خط لوله کرکوک-جیحان از سال ۱۹۷۶ نفت عراق را به بندر جیحان ترکیه منتقل میکند. ظرفیت اسمی آن حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز است اما در سالهای گذشته به دلیل اختلافات سیاسی، مشکلات فنی و ناامنی، بارها با توقف یا کاهش انتقال روبهرو شده است. اهمیت این مسیر بیشتر به نقش آن در صادرات نفت شمال عراق و اتصال منابع انرژی این کشور به بازارهای جهانی بازمیگردد.
قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع در جهان است و بخش مهمی از صادرات انرژی آن از مسیر خلیج فارس و تنگه هرمز انجام میشود. میدان گازی شمال که با میدان پارس جنوبی ایران مشترک است، پایه اصلی تولید گاز این کشور به شمار میرود. شرکتهای آمریکایی نیز در بخشهایی از توسعه، فناوری و تامین تجهیزات پروژههای گازی قطر مشارکت دارند.
کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا که در سپتامبر ۲۰۲۳ معرفی شد، طرحی برای اتصال هند به اروپا از مسیر امارات، عربستان، اردن و اسرائیل است. این طرح ترکیبی از حملونقل دریایی و ریلی، زیرساخت انرژی و ارتباطات دیجیتال را در بر میگیرد. تقویت جایگاه اسرائیل در مسیرهای تجاری منطقه و کاهش زمان و هزینه انتقال کالا از اهداف راهبردی این کریدور عنوان شده است.
بنادر حیفا، اشدود و ایلات از مهمترین درگاههای تجارت خارجی اسرائیل هستند. این بنادر در واردات کالا، صادرات محصولات صنعتی و کشاورزی و اتصال این رژیم به مسیرهای کشتیرانی مدیترانه و دریای سرخ نقش دارند. بندر حیفا نیز با مشارکت شرکتهای خارجی توسعه یافته و در برنامههای تجاری منطقهای اهمیت دارد.
امارات با سرمایهگذاری در بنادر، مناطق آزاد و خدمات حملونقل، به یکی از مراکز مهم تجارت و لجستیک منطقه تبدیل شده است. شرکت دیپیورلد در اداره و توسعه بنادر و پایانههای تجاری در کشورهای مختلف فعالیت میکند. این شبکه، امارات را به حلقهای مهم در زنجیره انتقال کالا میان آسیا، اروپا و آفریقا تبدیل کرده است.
طرح موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی» یا تیآرآیپی، به ایجاد ارتباط حملونقلی میان جمهوری آذربایجان، نخجوان و ترکیه از مسیر جنوب ارمنستان مربوط است. توافق اولیه این طرح در اوت ۲۰۲۵ مطرح شد و برای توسعه آن، ساختاری با مشارکت آمریکا و ارمنستان پیشنهاد شده است. این مسیر در صورت اجرا میتواند بر معادلات ترانزیتی قفقاز و ارتباط منطقه با بازارهای اروپا و آسیا اثر بگذارد.
فناوری پیشرفته یکی از پایههای اصلی اقتصاد اسرائیل است. شرکتهای فعال در حوزه نرمافزار، تجهیزات پزشکی، نیمهرساناها و فناوریهای ارتباطی، سهم مهمی در صادرات این رژیم دارند. ارزش صادرات این بخش در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۵ میلیارد دلار و سهم آن از کل صادرات اسرائیل حدود ۵۸ درصد گزارش شده است.
اسرائیل یکی از مراکز شناختهشده توسعه فناوریهای امنیت سایبری است. شرکتهای این حوزه محصولاتی برای حفاظت از شبکهها، دادهها و زیرساختهای دیجیتال تولید میکنند و بخشی از بازار جهانی را در اختیار دارند. ارتباط این صنعت با نهادهای دولتی و شرکتهای بینالمللی، به آن اهمیت اقتصادی و راهبردی داده است.
شرکتهایی مانند اینتل، گوگل و مایکروسافت در اسرائیل مراکز تحقیق و توسعه دارند. این مراکز در زمینههایی مانند تراشه، هوش مصنوعی، نرمافزار و خدمات ابری فعالیت میکنند. حضور این شرکتها علاوه بر سرمایهگذاری و اشتغال، پیوند فناوری و اقتصادی اسرائیل با آمریکا را تقویت میکند.
شرکتهایی مانند صنایع هوافضای اسرائیل و رافائل در تولید سامانههای دفاعی، راداری، پهپادی و تجهیزات هوافضا فعالیت دارند. این صنایع علاوه بر تامین بخشی از نیازهای داخلی، محصولات خود را به بازارهای خارجی عرضه میکنند و از بخشهای مهم صادرات صنعتی اسرائیل به شمار میروند.
گسترش خدمات دیجیتال، نیاز به مراکز داده و زیرساختهای رایانش ابری را افزایش داده است. شرکتهایی مانند آمازون، گوگل و مایکروسافت در این حوزه در اسرائیل و کشورهای خلیج فارس سرمایهگذاری کردهاند. این زیرساختها برای ذخیرهسازی اطلاعات، خدمات مالی و ارتباطات دیجیتال اهمیت دارند.
کابلهای فیبر نوری زیردریایی، بخش اصلی ارتباطات اینترنتی میان آسیا، اروپا و آفریقا را تامین میکنند. مسیرهای عبوری از دریای سرخ، مدیترانه و خلیج فارس برای انتقال داده و اتصال مراکز اقتصادی منطقه اهمیت دارند. شرکتهای بینالمللی فناوری و مخابراتی در توسعه و بهرهبرداری از این شبکهها مشارکت دارند.
صندوقهای ثروت ملی کشورهای خلیج فارس، از بازیگران مهم سرمایهگذاری جهانی هستند. این صندوقها در حوزههایی مانند فناوری، انرژی، زیرساخت، املاک و خدمات مالی سرمایهگذاری میکنند. بخشی از این سرمایهگذاریها به شرکتها و پروژههای آمریکایی و اروپایی اختصاص دارد و پیوند مالی کشورهای منطقه با اقتصاد غرب را تقویت میکند.
شرکتهای آمریکایی در بخشهایی مانند انرژی، هواپیمایی، خدمات مالی، فناوری و زیرساخت در کشورهای خلیج فارس حضور دارند. این همکاریها شامل فروش تجهیزات، قراردادهای خدماتی، سرمایهگذاری و مشارکت در پروژههای بزرگ است. در نتیجه، بخشهایی از اقتصاد منطقه به تامینکنندگان و شرکتهای آمریکایی وابستگی پیدا کردهاند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس برای تامین آب شرب و صنعتی به شدت به تاسیسات آبشیرینکن وابستهاند. این تاسیسات، به ویژه در کشورهای کمآب منطقه، بخشی حیاتی از زیرساخت اقتصادی و خدمات عمومی محسوب میشوند. شرکتهای خارجی، از جمله شرکتهای آمریکایی، در طراحی، ساخت و تامین تجهیزات این پروژهها مشارکت دارند.
روابط اقتصادی آمریکا و اسرائیل فقط به کمکهای دولتی محدود نیست و حوزههایی مانند فناوری، صنایع دفاعی، سرمایهگذاری، تجارت و تحقیق و توسعه را نیز در بر میگیرد. شرکتهای دو طرف در پروژههای مشترک فعالیت دارند و بازارهای مالی و فناوری آنها به یکدیگر متصل است. این پیوندها یکی از پایههای مهم روابط راهبردی دو طرف به شمار میرود.