به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بخش عمده گاز خانگی صرف سامانههای گرمایشی ناکارآمد و اتلاف حرارتی در ساختمانها میشود. بررسی ترازنامه انرژی و آمار سامانههای پایش مصرف نشان میدهد که همزمان با آغاز فصل سرما، بخش خانگی و تجاری بیش از ۷۰ درصد از کل گاز تحویلی به شبکه سراسری کشور را به خود اختصاص میدهد. این جهش مصرف که سالانه صنایع سنگین و نیروگاهها را با محدودیتهای شدید روبهرو میکند، ریشه در چند عامل فنی و ساختاری درون بافت مسکونی دارد.
کارشناسان معتقدند مساله مصرف گاز در منازل فقط یک عادت رفتاری ساده نیست، بلکه به چرخه معیوبی از کیفیت نازل مصالح ساختمانی، سامانههای حرارتی با بازدهی اندک و نبود استانداردهای الزامآور در نگهداری تاسیسات بازمیگردد که بخش قابل توجهی از سرمایه ملی را مستقیما به هوای آزاد میفرستد.
تحلیل مهندسی جریان انرژی در یک واحد مسکونی معمولی نشان میدهد که میانگین سهم بخشهای مختلف مصرف گاز بسیار نامتوازن است. حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد از گاز مصرفی هر خانه صرفا برای تامین گرمایش فضا سوزانده میشود. پس از آن، گرمایش آب مصرفی با سهمی معادل ۲۰ تا ۲۵ درصد در رتبه دوم قرار دارد و پختوپز روزمره تنها ۵ تا ۱۰ درصد مصرف نهایی را شامل میشود.
بر این اساس، منشا اصلی ناترازی و هدررفت، مستقیما در مدار سامانههای گرمایشی خانه شکل میگیرد. در سامانههای متمرکز مانند موتورخانهها، تنظیم نبودن مشعل، رسوبگرفتگی دیگهای حرارتی و فقدان عایقبندی مناسب لولههای انتقال و منابع دوجداره سبب میشود تا ۳۰ درصد انرژی ورودی حتی پیش از رسیدن به واحدهای مسکونی در فضای زیرزمین تلف شود. از سوی دیگر، در منازل دارای پکیجهای مستقل یا سامانههای نقطهای، نبود پایش فصلی و اتلاف گرما از مسیر دودکشها و دریچههای تهویه مهارنشده، بار مصرف را به شکل مضاعف بر دوش مشترک قرار میدهد.
یکی از پرسشهای اساسی در الگوی مصرف خانگی، تمایز میان حجم گاز مصرفی در دهکهای مختلف درآمدی است. دادههای تفکیکی شرکت ملی گاز نشان میدهد دهکهای بالای درآمدی حجم گاز بسیار بیشتری نسبت به دهکهای پایین میسوزانند اما ماهیت و کیفیت این مصرف در دو سر طیف اقتصادی تفاوتهای بنیادینی دارد. در طبقات مرفه، وسعت قابل توجه زیربنای مسکونی، وجود سقفهای بلند، استفاده مداوم از گرمایش از کف و تجهیزاتی چون استخرها، جکوزیها و گرماتابهای فضای باز باعث ثبت بالاترین ارقام در قبضهای گاز میشود؛ بنابراین بخش مرفه جامعه مصرف مطلق بسیار سنگینی دارد که عمدتا متاثر از رفاه و وسعت فضاست.
در نقطه مقابل، در دهکهای پایینتر جامعه، حجم مطلق مصرف بهدلیل کوچکتر بودن متراژ و صرفهجوییهای معیشتی پایینتر است اما شاخص شدت مصرف و اتلاف به ازای هر مترمربع بسیار نگرانکننده به نظر میرسد.
در لایههای کمدرآمد، بخش عمده هدررفت گاز به بهرهگیری از تجهیزات فرسوده با راندمان نازل و ساختار غیراستاندارد مسکن مربوط است. میلیونها بخاری گازی قدیمی با رده انرژی پایین نظیر E، F و حتی G در این منازل فعال هستند که بازده حرارتی آنها کمتر از ۵۵ درصد تخمین زده میشود. این بدان معناست که از هر دو مترمکعب گاز طبیعی ورودی به این تجهیزات، تقریبا نیمی از گرمای حاصل مستقیما از مسیر لولههای فلزی به بیرون فرستاده میشود. علاوه بر این، آبگرمکنهای مخزنی قدیمی با مشعلهای دائمروشن و مبدلهای بهشدت جرمگرفته، برای گرم کردن آب نیازمند مصرف گاز چندین برابری در مقایسه با سامانههای استاندارد جدید هستند. این معضل با ضعف جدی عایقکاری در بنا تشدید میشود. وجود پنجرههای تکجداره، نفوذ جریان باد از درزها و کانالهای کولر و عایق نبودن سقف و کف، ساکنان این منازل را ناچار میسازد برای ایجاد دمای آسایش، توان شعله بخاری را روی حداکثر تنظیم کنند.
از آنجا که این خانوارها نقدینگی لازم برای بهسازی حرارتی ساختمان یا تعویض تجهیزات با فناوریهای مدرن با رده A را ندارند، در تله بهرهوری پایین انرژی گرفتار میمانند؛ وضعیتی که نشان میدهد مهار قطعی بحران گاز بدون طرحهای ملی برای جایگزینی لوازم خانگی فرسوده امکانپذیر نخواهد بود.