به گزارش اقتصاد معاصر؛ تنگه هرمز تنها یک گذرگاه آبی محدود در خلیج فارس نیست، بلکه شاهرگ حیاتی انرژی جهان است که روزانه حدود یکچهارم نفت دریایی جهان از آن عبور میکند. در شرایطی که تنشها بین ایران و ایالات متحده افزایش یافته، پرسش اصلی این است که اگر ایران بخواهد کنترل کامل تنگه را نشان دهد، چه تأثیراتی بر بازارهای نفت و امنیت دریایی جهان خواهد داشت؟ این گزارش با تکیه بر رسانههای خارجی به هفت پرسش کلیدی درباره تنگه هرمز پاسخ میدهد و اهمیت این مسیر، خطرات احتمالی، واکنشهای بینالمللی و پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن را بررسی میکند.
تنگه هرمز طولی برابر ۱۶۱ کیلومتر دارد و در باریکترین نقطه تنها ۳۴ کیلومتر عرض دارد، به همین دلیل عبور و مرور نفت و گاز از آن چالشی جدی است. این گذرگاه خلیج فارس را به اقیانوس هند وصل میکند و در شمال با ایران و در جنوب با امارات و عمان هممرز است. روزانه حدود ۱۶.۷ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور میکند که شامل صادرات نفت عربستان، عراق، کویت، امارات و ایران است و تقریبا یکچهارم تجارت نفت دریایی جهان را تشکیل میدهد. همچنین حدود یکپنجم صادرات جهانی گاز طبیعی مایع از جمله از قطر از این مسیر عبور میکند.
با توجه به باریک بودن و نزدیکی به سواحل ایران، تنگه هرمز بسیار حساس و آسیبپذیر است و تهدیدات نظامی، از جمله حمله با موشک، پهپاد، زیردریایی و مینهای دریایی، میتواند به راحتی جریان عبور نفت را مختل کند. این واقعیت نشان میدهد که ایران با ابزار محدود و دقیق، میتواند کنترل این مسیر حیاتی را بدون نیاز به درگیری گسترده نشان دهد.
طبق گزارش بلومبرگ، ایران با توانمندی نظامی و دریایی خود گزینههای متعددی برای ایجاد اختلال هوشمندانه دارد؛ از جمله مینگذاری، استفاده از قایقهای سریع مسلح و حملات پهپادی محدود به نفتکشها. فرمانده کل سپاه پاسداران ایران، سرتیپ علی رضا تنجسری، اعلام کرده است که ایران «میتواند عبور را مختل کند، اما این کار را انتخاب نمیکند»، که نشاندهنده قدرت استراتژیک ایران و مدیریت هوشمندانه تهدیدها است.
ایران میتواند با اقدامات دقیق و هوشمند، بدون مقابله مستقیم با کشتیهای غربی، جریان عبور نفتکشها را محدود کند؛ از جمله تهدید با رادار، حمله محدود پهپادی، و مختل کردن سامانههای ناوبری GPS. تجربه مشابه در بابالمندب توسط گروههای حوثی نشان داده که شرکتهای نفتی مجبور به تغییر مسیر کشتیها شدهاند. این تاکتیکها ایران را به قدرت بازدارنده در منطقه تبدیل کرده و آمریکا و متحدانش را وادار به واکنشهای پرهزینه کرده است.
حتی یک روز تعطیلی کامل تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را از حدود ۷۰ دلار به ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار برساند. این موضوع باعث افزایش هزینه سوخت، حملونقل و تولید در جهان میشود و نرخ بیمه کشتیها بالا میرود. اقتصاد ایران نیز تحت تأثیر مثبت کنترل هوشمندانه تنگه قرار میگیرد، زیرا بخشی از صادرات بدون نیاز به مواجهه مستقیم با دشمنان جهانی مدیریت میشود. کشورهای نفتخیز مانند عراق، کویت و بحرین وابستگی کامل به تنگه دارند و هر گونه اختلال خارجی به نفع ایران تمام نمیشود.
ایران طی دهههای گذشته از تنگه هرمز به عنوان ابزار فشار سیاسی و اقتصادی استفاده کرده است. در می ۲۰۲۲، دو نفتکش یونانی برای شش ماه توقیف شدند و در ژانویه ۲۰۲۴، نفتکش سان نیکولاس توقیف شد، اما بعد از شش ماه آزاد شد. در آوریل ۲۰۲۴، نفتکش MSC Aries مرتبط با اسرائیل توقیف شد. این اقدامات نشاندهنده توان ایران در استفاده هوشمندانه از تنگه برای مصالح سیاسی و اقتصادی است.
آمریکا و متحدانش برای کنترل وضعیت، کشتیها را اسکورت کردهاند و ناوگان هوایی و دریایی خود را مستقر کردهاند و سازوکاری به نام International Maritime Security Construct با مشارکت ۱۰ کشور از جمله انگلیس، عربستان، امارات و بحرین ایجاد کردند. با این حال، تمرکز آمریکا بیشتر صرف هزینههای نظامی و امنیتی شده و نتوانسته است ایران را از تأثیرگذاری بر تنگه بازدارد.
عربستان بیشترین نفت خود را از تنگه صادر میکند، اما بخشی از صادرات خود را از مسیر دریای سرخ منتقل میکند. امارات روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت از طریق خط لوله به فجیره صادر میکند تا وابستگی خود به تنگه را کاهش دهد. عراق، کویت، قطر و بحرین کاملاً به تنگه وابسته هستند. ایران نیز بیشتر نفت خود را از این مسیر صادر میکند، اما توانایی مدیریت و بازدارندگی آن، جایگاه ایران را به عنوان قدرت کلیدی در انرژی جهان تثبیت کرده است.
تنگه هرمز نه تنها نقطه حساس ژئوپلیتیک، بلکه قلب اقتصاد انرژی جهان است و هر گونه تلاش آمریکا برای محدود کردن آن با هزینههای سنگین و تأثیرات اقتصادی و سیاسی همراه خواهد بود، در حالی که ایران با توانمندی استراتژیک خود قادر است جریان انرژی را کنترل کرده و منافع ملی و منطقهای خود را تضمین کند.