اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۷/بهمن/۱۴۰۴ | ۰۸:۰۵
۰۸:۰۰ ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

هدف پنهان فشارهای نفتی آمریکا بر ایران چیست؟

تحلیلگران می‌گویند فشارهای اقتصادی آمریکا بر ایران فراتر از مهار برنامه هسته‌ای تهران است و در واقع بخشی از رقابت استراتژیک واشنگتن با چین در بازار جهانی نفت محسوب می‌شود. این رقابت نه فقط بازار نفت ایران و چین را تحت تاثیر قرار داده، بلکه بازتاب‌های آن توازن انرژی و تجارت جهانی را نیز دستخوش تغییر کرده است.
کد خبر:۴۵۲۵۶

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در هفته‌های اخیر، مجموعه تصمیمات و تحولات سیاست خارجی آمریکا در حوزه انرژی و بازار نفت نشان می‌دهد که هدف اصلی واشنگتن در فشار بر ایران، نه صرفا مهار برنامه هسته‌ای تهران، بلکه بخشی از رقابت اقتصادی جدی با چین در بازار جهانی نفت است.

تحلیلگران معنقدند آنچه اکنون تحت عنوان «فشار حداکثری» بر ایران مطرح می‌شود، در حقیقت حربه‌ای در یک جنگ اقتصادی طولانی‌ مدت میان آمریکا و چین است که واژه‌های رایج بازار را تغییر داده است.

در دیدار هفته گذشته در کاخ سفید، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو توافق کردند فشارهای اقتصادی بر ایران را افزایش دهند، این اقدامات به ویژه بر کاهش صادرات نفت ایران به چین متمرکز است. رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که هدف این فشارها فراتر از ایران است و واشنگتن به دنبال ایجاد اهرم‌های سیاسی بیشتر علیه پکن است تا نقش چین در بازار انرژی تضعیف شود.

چین که تحریم‌های آمریکا را به رسمیت نمی‌شناسد، بزرگ‌ترین وارد کننده نفت ایران است و بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت تهران به پکن می‌رود. تهران و پکن طی سال‌های اخیر سازوکارهای مالی و لجستیکی ایجاد کرده‌اند که از دلار آمریکا و نظارت نهادهای مالی غربی به دور است، امکانی که به پکن کمک کرده واردات نفت را بدون وابستگی به نظام مالی واشنگتن ادامه دهد.

تعرفه‌ها، فشار اقتصادی و رقابت جهانی

حدود ده روز پیش، ترامپ فرمان اجرایی‌ای امضا کرد که می‌تواند منجر به اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهایی شود که با ایران تجارت دارند. این اقدام، مستقیم و غیرمستقیم، چین را نیز در بر می‌گیرد. این تعرفه‌ها نه تنها ابزار فشار علیه تهران هستند، بلکه پاسخی به تلاش پکن برای یافتن مسیرهای جایگزین انرژی مستقل از دلار آمریکا به شمار می‌آیند.

تحلیلگران بازار انرژی می‌گویند اکنون قیمت نفت دیگر فقط تحت تأثیر نیروهای عرضه و تقاضا نیست و به شدت متاثر از رقابت ژئوپلیتیک میان واشنگتن و پکن شده است. رسانه‌های غربی و آمریکایی حتی در تحلیل‌های خود صراحتاً ادعا کرده‌اند که آمریکا با فشار بر ایران در بازار نفت تلاش می‌کند چین را وارد بازی انرژی کند یا آن را تحت تأثیر قرار دهد. این روایت در بخش‌هایی ممکن است اهداف سیاسی نیز داشته باشد.

نفت و انتخابات میان‌ دوره‌ای

در کنار این رقابت خارجی، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز یک عامل فشار داخلی محسوب می‌شود. برخی تحلیلگران می‌گویند برای ترامپ، کنترل قیمت نفت و بنزین در صدر اولویت‌های انتخاباتی قرار دارد، زیرا احتمال از دست رفتن اکثریت جمهوری‌خواهان در کنگره می‌تواند مسیر رسیدگی سیاسی به وی را باز کند.

در این چارچوب، ترامپ تلاش می‌کند با نگه داشتن قیمت سوخت در سطح قابل قبول رضایت نسبی رای‌ دهندگان را حفظ کند و از آن به عنوان برگ انتخاباتی استفاده کند، حتی اگر لازم باشد از ابزارهای غیرمتعارف یا پیام‌های سیاسی بهره ببرد.

گزارش‌های آمریکایی همچنین نشان می‌دهند که استفاده از ذخایر استراتژیک نفت برای کاهش قیمت‌ها محدودیت اثر دارد. تجربه‌های قبلی نشان داده است که حتی آزادسازی ۳۰ تا ۶۰ میلیون بشکه از ذخایر نیز تاثیر چندانی بر قیمت نداشته و از نظر سیاسی و اقتصادی، ممکن است ترامپ برای تکرار این سیاست آماده نباشد.

فشارهای ژئوپلیتیک و نقش چین

فشارهای ژئوپلیتیک علیه ایران گاهی به عنوان ابزار غیرمستقیم برای افزایش هزینه‌های حمل، بیمه و تجارت نفت استفاده می‌شوند، اقدامی که بیشتر بازار چین را هدف قرار می‌دهد، بدون اینکه واشنگتن مجبور به اتخاذ تصمیمات داخلی بحث‌ برانگیز شود. تحلیلگران می‌گویند اگر قیمت نفت بالای ۷۰ دلار برود، چین خود وارد عمل می‌شود و از ذخایر خود استفاده می‌کند تا از منافع ملی خود حفاظت کند و افزایش شدید قیمت‌ها را مهار نماید.

روایت رسانه‌ای و واقعیت بازار

بسیاری از پوشش‌های رسانه‌ای بین‌المللی صحنه نفت را طوری روایت می‌کنند که ارتباط مستقیم میان سیاست‌های ترامپ و موفقیت تحریم‌ها علیه ایران برجسته شود اما واقعیت‌ها گاهی پیچیده‌تر از این نگاه یک‌بعدی هستند. کارشناسان بازار معتقدند در پوشش برخی اخبار، موضوعاتی مانند کشتی‌های نفتی گیرکرده در هند یا تلاش برای فروش نفت ونزوئلا به چین و هند به‌صورت سیاسی و اغراق‌آمیز تحلیل شده‌اند؛ در حالی که واقعیت‌های بازار نشان می‌دهد این اتفاقات بیش از آنکه نشان‌دهنده تغییرات ساختاری در تجارت جهانی باشند، بازتابی از شرایط پیچیده اقتصادی و توازن نیروهای بین‌المللی هستند.

برای مثال، تلاش‌های انتشار یافته رسانه‌ای درباره فروش نفت ونزوئلا به هند یا چین در عمل با واقعیت بازار مطابقت دقیق ندارد و بسیاری از محموله‌ها هنوز خریدار واقعی نیافته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که تحرکات سیاسی و رسانه‌ای گاه بیش از واقعیات بازار برجسته می‌شود و خوانش صحیح از آن نیازمند نگاه عمیق‌تر تحلیلی است.

نقش هند و چین در توازن جهانی

در سطح منطقه‌ای نیز نقش هند و چین در بازار جهانی نفت به‌عنوان عوامل تعیین‌ کننده در توازن عرضه و تقاضا مطرح است. برخلاف برخی روایت‌های ساده که ایالات متحده را تنها بازیگر موثر معرفی می‌کنند، واقعیت‌ها نشان می‌دهد تحرکات این دو کشور بزرگ آسیایی، نه صرفا واکنش به اظهارات سیاسی آمریکا بلکه برآمده از منافع راهبردی خودشان است. هند هنوز جایگزین فوری برای نفت روسیه ندارد و بازار داخلی آن همچنان به واردات گسترده نفت نیازمند است، در حالی که چین نیز با ذخایر نفتی خود تلاش می‌کند قیمت‌ها را کنترل و از نوسانات شدید جلوگیری کند.

در نهایت، آنچه در رسانه‌ها به‌عنوان فشار حداکثری آمریکا بر ایران منعکس شده، فقط بخشی از رقابت بزرگ‌تر میان آمریکا و چین در عرصه انرژی و تجارت جهانی است. این رقابت که از دهه‌ها قبل آغاز شده، اکنون در حوزه نفت با قوت بیشتری ادامه دارد، جایی که ابزارهای اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای در هم تنیده شده‌اند و تحلیلگران را به این نتیجه می‌رسانند که در پس همه جنجال‌ها و تنش‌های ظاهر، جنگ تجاری آمریکا و چین نهفته است و بازتاب‌های آن بازار نفت جهانی را تحت تاثیر قرار داده است.

ارسال نظرات