اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۶/اسفند/۱۴۰۴ | ۰۹:۲۴
۰۹:۴۰ ۱۴۰۴/۱۲/۱۵
اقتصاد معاصر خبر می‌دهد

تامین منظم کالای اساسی و آذوقه مردم؛ جنگ به قفسه‌‌ فروشگاه‌ها نرسیده است

در منطق اقتصاد جنگ، نخستین جبهه‌ای که هدف قرار می‌گیرد بازار اقلام اساسی است؛ جایی که ترس می‌تواند سریع‌تر از هر حمله‌ای اثر بگذارد. با آغاز درگیری مستقیم میان آمریکا و اسرائیل و ایران، بسیاری انتظار آشفتگی، کمبود و هجوم تقاضا را داشتند اما آنچه رخ داد، تصویر متفاوتی را به نمایش گذاشت.
کد خبر:۴۶۳۸۲

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در زمان وقوع اتفاقاتی نظیر جنگ، اولین جبهه‌ای که سقوط می‌کند معمولا نه مرزها، بلکه ذهن‌هاست. جنگ‌ها پیش از آنکه زیرساخت‌ها را هدف بگیرند، انتظارات را نشانه می‌روند و اگر انتظارات فروبریزد، بازارها پیش از اصابت اولین گلوله دچار آشوب می‌شوند. 

با آغاز درگیری مستقیم میان آمریکا و اسرائیل و ایران، بسیاری از تحلیلگران بیرونی پیش‌بینی می‌کردند بازار اقلام اساسی ایران دچار هجوم تقاضا، کمبود و جهش قیمت شود اما آنچه در میدان عمل رخ داد، سناریوی دیگری بود و قفسه‌ها خالی نشد، شبکه توزیع از کار نیفتاد و خریدهای هیجانی فراگیر شکل نگرفت. 

اقتصاد جنگ؛ چرا بازارها معمولا می‌ریزند؟ 

در ادبیات اقتصاد کلان، جنگ یک «شوک هم‌زمان عرضه و انتظارات» محسوب می‌شود. سه مکانیسم معمولا باعث بی‌ثباتی بازار اقلام اساسی می‌شود که شامل اختلال در زنجیره تامین، جهش انتظارات تورمی و رفتار احتکاری مصرف‌کنندگان است. 

در بسیاری از کشورها، حتی شایعه جنگ می‌تواند به صف‌های طولانی و کمبود مصنوعی منجر شود. نمونه‌های متعدد در بحران‌های جهانی –از همه‌گیری کرونا گرفته تا جنگ اوکراین– نشان داده که کمبود واقعی اغلب بعد از کمبود روانی شکل می‌گیرد. از همین‌رو در مورد ایران، تحلیلگران خارجی روی همین نقطه حساب باز کرده بودند؛ یعنی سناریوی فروپاشی روانی بازار پیش از فروپاشی واقعی که محقق نشد. 

مدیریت انتظارات؛ نقطه شروع مهار بحران 

در ساعات نخست درگیری، مهم‌ترین اقدام نه توزیع کالا، بلکه مدیریت انتظارات بود. پیام‌های رسمی بر کفایت ذخایر و استمرار توزیع متمرکز شد. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی بر تامین نیازهای اولیه مردم تاکید کرد. پس از آن، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور با حضور در برخی وزارتخانه‌های کلیدی نظیر وزارت جهاد کشاورزی بر امور نظارت کرد و دستور پیگیری مسائل را داد. 

همچنین غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی صراحتا اعلام کرد کمبودی در بازار گزارش نشده و ذخایر راهبردی فعال هستند. 

همزمان نیز سید محمد اتابک، وزیر صمت با مدیران استانی برای پایش لحظه‌ای بازار تشکیل جلسه داد و بر برخورد فوری با گران‌فروشی احتمالی تاکید کرد. 

از منظر اقتصادی، این اقدامات یک «مهار پیش‌دستانه انتظارات تورمی» بود. در واقع وقتی سیگنال رسمی سریع، هماهنگ و بدون تناقض باشد، فضای شایعه کوچک می‌شود. 

جنگ روانی؛ میدان دوم نبرد 

در کنار تحولات میدانی، موجی از روایت‌سازی رسانه‌ای در خارج از کشور شکل گرفت که بر کمبود قریب‌الوقوع کالا تاکید داشت. هدف روشن بود که معاندان به دنبال تحریک خرید هیجانی و ایجاد کمبود مصنوعی هستند. 

در اقتصاد رفتاری، این تکنیک با عنوان «کمبود خودتحقق‌بخش» شناخته می‌شود؛ کمبودی که ابتدا در ذهن ساخته می‌شود و سپس در واقعیت بازتولید می‌گردد. اما دو عامل مانع موفقیت این پروژه شد و آن «تجربه قبلی جامعه در مواجهه با بحران‌ها» و «واکنش سریع شبکه توزیع» بود. 

جامعه‌ای که چندین شوک اقتصادی و تحریمی را تجربه کرده، رفتار مصرفی‌اش نسبت به شایعه مقاوم‌تر می‌شود. این بار نیز خریدهای فله‌ای گسترده مشاهده نشد و همین، زنجیره تامین را از فشار ناگهانی حفظ کرد. 

زنجیره تامین؛ چرا گسست ایجاد نشد؟ 

ثبات بازار صرفا محصول اطلاع‌رسانی نبود. حلقه‌های عملیاتی نیز فعال ماندند، به طوری که ترخیص کالا از بنادر سرعت گرفت، سهمیه آرد افزایش یافت و فعالیت برخی نانوایی‌ها ۳ شیفت شد و از ظرفیت حمل‌ونقل دولتی در مناطق پرتردد نیز استفاده شد. همه این‌ها به علاوه توزیع هدفمند ذخایر در استان‌های مسافرپذیر توانست از بروز هرگونه کمبود اقلام در بازار جلوگیری کند. 

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز اعلام کرد که در استان‌های میزبان جمعیت مهاجر، تامین کالاهای اساسی بدون وقفه ادامه دارد. این موضوع از نظر لجستیکی اهمیت بالایی داشت؛ زیرا جابه‌جایی جمعیت می‌توانست شوک منطقه‌ای ایجاد کند. در همین حال، شبکه فروشگاه‌های زنجیره‌ای کشور با گستردگی جغرافیایی خود نقش ضربه‌گیر ایفا کرد و محمدعلی خراسانی، رئیس اتحادیه فروشگاه‌های زنجیره‌ای کشور از فعالیت بیش از ۱۵ هزار شعبه در کشور خبر داد که عرضه مستمر را تضمین می‌کرد. 

نوسان موردی؛ تفاوت بحران با التهاب 

با این حال در برخی اقلام مانند سیب‌زمینی افزایش قیمت مقطعی مشاهده شد اما نکته کلیدی این بود که افزایش قیمت ناشی از کمبود فیزیکی فراگیر نبود، بلکه به کُندی توزیع و برخی صادرات قبلی مربوط می‌شد. 

مرتضی معتمد، معاون سازمان تعاون روستایی نیز در همین رابطه از توقف صادرات و عرضه ذخایر احتیاطی خبر داد. این اقدام نشان می‌دهد ابزارهای سیاست‌گذاری در زمان مناسب فعال شدند. 

رفتار مصرف‌کننده؛ متغیر تعیین‌کننده 

اقتصاد بحران بدون تحلیل رفتار مردم ناقص است. این بار بخش قابل توجهی از جامعه، الگوی مصرف عادی خود را حفظ کرد. خریدهای هیجانی گسترده شکل نگرفت و صف‌های طولانی پایدار ایجاد نشد.

این رفتار سه پیامد جلوگیری از فشار ناگهانی بر انبارها، کاهش انگیزه احتکار خرد و حفظ اعتماد متقابل میان عرضه‌کننده و مصرف‌کننده را در پی داشت. در اقتصاد، اعتماد یک دارایی نامرئی اما بسیار پرهزینه برای بازسازی است. در این مقطع، این سرمایه اجتماعی حفظ شد. 

چرا این تجربه مهم است؟ 

ثبات بازار اقلام اساسی در شرایط جنگی صرفا یک موفقیت اجرایی نیست، بلکه پیام راهبردی دارد. پروژه بی‌ثبات‌سازی اقتصادی که همواره در کنار فشار نظامی و تحریمی طراحی می‌شود، بر فروپاشی روانی جامعه حساب باز می‌کند اما ترکیب سه عامل مدیریت هماهنگ و سریع، زیرساخت توزیع گسترده و رفتار نسبتا عقلانی جامعه مانع تحقق این هدف شد. 

این تجربه نشان داد که اقتصاد ایران در برابر شوک اولیه جنگ، تاب‌آوری عملیاتی دارد. البته تداوم این ثبات نیازمند مدیریت بلندمدت منابع، کنترل هزینه‌های تولید و مراقبت از کانال‌های ارزی است. جنگ‌های فرسایشی فشار انباشته ایجاد می‌کنند و سیاست‌گذاری باید سناریوهای بلندمدت‌تر را نیز مدنظر قرار دهد. 

در نهایت جنگ به بازار نرسید 

در بسیاری از کشورها، اولین تصویر جنگ، قفسه‌های خالی است اما در ایران، این تصویر شکل نگرفت. بازار اقلام اساسی در این مقطع به نقطه فروپاشی نرسید و جنگ روانی نیز نتوانست کمبود مصنوعی بسازد. این تجربه نشان داد که اقتصاد فقط با ذخایر فیزیکی اداره نمی‌شود، بلکه با مدیریت انتظارات، انسجام نهادی و بلوغ رفتاری جامعه پایدار می‌ماند.

ارسال نظرات
captcha