به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازارهای مالی جهانی روز دوشنبه به اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره ایران واکنش فوری نشان دادند؛ واکنشی که بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا سرمایهگذاران واقعا سخنان رئیسجمهور آمریکا را مبنای تصمیمهای خود قرار میدهند یا صرفا از آن بهعنوان محرکی کوتاهمدت برای معاملات استفاده میکنند؟
ترامپ روز شنبه تهدید کرده بود در صورت باز نشدن تنگه هرمز، زیرساختهای غیرنظامی ایران را هدف بمباران قرار خواهد داد. با این حال وی صبح دوشنبه اعلام کرد این حمله انجام نخواهد شد، زیرا به گفته وی «گفتوگوهای عمیق، دقیق و سازندهای» با ایران برای پایان دادن به درگیریها در جریان است.
این اظهارات در حالی مطرح شد که رسانههای رسمی ایران بلافاصله وجود هرگونه مذاکره را تکذیب کردند. با وجود این تکذیب، بازارهای مالی واکنش مثبتی نشان دادند. شاخصهای سهام آمریکا جهش کردند، بازده اوراق خزانهداری کاهش یافت، قیمت نفت برنت حدود ۱۰ درصد افت کرد و شاخص نوسان بازار (VIX) نیز بهطور محسوسی پایین آمد.
با این حال تحلیلگران یادآوری میکنند که بازارها پیش از این نیز به اظهارات مشابه واکنش نشان دادهاند. فقط دو هفته پیش ترامپ اعلام کرده بود جنگ با ایران «تقریبا به طور کامل پایان یافته» و ادعا کرده بود ایران «نه نیروی دریایی دارد، نه ارتباطات و نه نیروی هوایی»، آن زمان نیز داراییهای پرریسک رشد کردند و قیمت نفت کاهش یافت اما یک روز بعد روند بازارها معکوس شد.
برخی اقتصاددانان معتقدند فشارهای داخلی میتواند یکی از دلایل چنین اظهاراتی باشد. تیمی از تحلیلگران دویچهبانک شاخصی برای سنجش فشار بر رئیسجمهور آمریکا طراحی کردهاند که ترکیبی از تغییرات چهار هفتهای شاخص S&P۵۰۰، بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله، انتظارات تورمی کوتاهمدت و میزان محبوبیت رئیسجمهور است. بر اساس این شاخص، سطح فشار بر کاخ سفید در حال افزایش است.
به گفته تحلیلگران، واکنش بازار به سخنان ترامپ میتواند سه توضیح داشته باشد. نخست آنکه حتی اگر بازارها به صحت این اظهارات تردید داشته باشند، این سخنان میتواند نشانهای از تمایل کاخ سفید به کاهش تنش و خروج از درگیری تلقی شود. دوم اینکه حتی احتمال اندک وقوع مذاکرات یا باز شدن تنگه هرمز برای تغییر قیمت داراییهایی مانند نفت کافی است. سوم اینکه معاملهگران — چه انسان و چه الگوریتمهای معاملاتی — به محرکهای خبری برای انجام معاملات نیاز دارند و اظهارات رئیسجمهور میتواند چنین نقشی ایفا کند، حتی اگر بعدا مشخص شود که چندان قابل اتکا نبوده است.
در همین حال تحولات اخیر در بازار طلا نیز توجه تحلیلگران را جلب کرده است. قیمت طلا که در سال ۲۰۲۴ عملکرد خوبی داشت و در سال ۲۰۲۵ رشد قابلتوجهی را تجربه کرد و در ابتدای سال ۲۰۲۶ جهشی شدید را ثبت کرد. این رشد معمولا به عواملی مانند افزایش خرید بانکهای مرکزی پس از مسدود شدن داراییهای دلاری روسیه، افزایش تقاضای سرمایهگذاران نهادی برای پوشش ریسک تورم و ورود سرمایهگذاران خرد نسبت داده میشود.
با این حال از زمان آغاز درگیری اخیر، روند بازار طلا برخلاف انتظار حرکت کرده است. در حالی که طلا معمولا بهعنوان دارایی امن در دورههای بحران تقویت میشود، قیمت آن از زمان شروع جنگ حدود ۱۵ درصد کاهش یافته و حتی در برخی روزها همراه با داراییهای پرریسک سقوط کرده است.
رفتار بازار در روز دوشنبه نیز همین الگو را نشان داد، با افزایش نگرانیها درباره احتمال حمله آمریکا به ایران، قیمت طلا همراه با بازار سهام کاهش یافت. پس از اعلام توقف حمله به دلیل مذاکرات ادعایی، قیمت طلا اندکی افزایش یافت؛ اما پس از تکذیب مذاکرات از سوی ایران، دوباره بخشی از این رشد از دست رفت.
برخی تحلیلگران تلاش کردهاند افت اخیر طلا را به افزایش نرخهای بهره واقعی یا تقویت دلار نسبت دهند اما به گفته کارشناسان این عوامل به تنهایی نمیتوانند افت قابلتوجه قیمت را توضیح دهند.
در این میان یک احتمال دیگر، افزایش فروش طلا توسط بانکهای مرکزی نیز مطرح شده است. جیمز استیل، تحلیلگر HSBC، در یادداشتی اشاره کرده است که در اوایل مارس ۲۰۲۶ رئیس بانک مرکزی لهستان پیشنهاد فروش یا تجدید ارزش بخشی از ذخایر طلای این کشور را برای تامین هزینههای دفاعی مطرح کرده است. هدف این طرح تامین حدود ۱۳ میلیارد دلار عنوان شده است.
به گفته وی، افزایش قیمت نفت، فشار بر ذخایر ارزی کشورهای غیرنفتی، رشد هزینههای دفاعی و همچنین امکان کسب درآمد از قیمتهای بالای طلا میتواند بانکهای مرکزی بیشتری را به فروش بخشی از ذخایر خود ترغیب کند؛ موضوعی که در صورت گسترش، میتواند فشار نزولی بیشتری بر بازار طلا وارد کند.
تشدید نااطمینانیهای ژئوپلیتیک، رفتار متناقض بازارها بار دیگر نشان میدهد بازارهای مالی بیش از هر زمان دیگری میان دو نگرانی خطر گسترش درگیریها در خاورمیانه و بیاعتمادی به پیامهای سیاسی واشنگتن در نوساناند. سقوط طلا به عنوان نماد دارایی امن و همزمان جهش سهام و افت نفت، نشانهای است از بازاری که از منطق سنتی خود فاصله گرفته و بیش از گذشته به سیگنالهای مقطعی و احساسی واکنش نشان میدهد.
اگرچه تحلیلگران انتظار دارند روند پرنوسان فعلی ادامه یابد اما در نهایت پایداری بازارها به چیزی فراتر از توییتها و اظهارات لحظهای سیاستمداران وابسته است.