به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ وقتی اقتصاد وارد شرایط جنگی میشود، اولین نشانههای بحران معمولا در سه حوزه اختلال در انرژی، کمبود کالاهای اساسی و توقف تولید بروز پیدا میکند. با این حال، آنچه در فاصله ۹ اسفند تا ۸ فروردین در اقتصاد ایران رخ داده، تصویری متفاوت از این الگوی کلاسیک ارائه میدهد؛ تصویری که بیش از هر چیز بر «مدیریت بحران» و «تابآوری عملیاتی» استوار است.
بررسی میدانی و اظهارات رسمی مسوولان اقتصادی نشان میدهد دولت در این بازه زمانی تلاش کرده با ترکیبی از سیاستهای فوری، مداخلات هدفمند و حضور میدانی، مانع از سرایت شوکهای جنگی به زندگی روزمره مردم شود. اما پرسش مهم اینجاست که این ثبات چگونه شکل گرفته و تا چه اندازه پایدار است؟
در هر اقتصاد مدرن، انرژی ستون فقرات فعالیتهای تولیدی و خدماتی محسوب میشود. حمله به تاسیسات نفت، گاز و برق، عملا به معنای هدف گرفتن قلب تپنده اقتصاد است. با این حال، شواهد نشان میدهد در این دوره، مدیریت حوزه انرژی یکی از نقاط قوت دولت بوده است.
در بخش سوخت، با وجود آسیب به برخی تاسیسات گازی بهویژه در منطقه عسلویه، جریان سوخترسانی بهگونهای مدیریت شد که نه فقط کلانشهرها با بحران مواجه نشدند، بلکه حتی در استانهای پرمصرف شمالی نیز کمبود جدی گزارش نشد. بازگشت سهمیهبندی محدود (سقف ۳۰ لیتر) را میتوان بخشی از این مدیریت هوشمند دانست؛ سیاستی که همزمان دو هدف کنترل تقاضا و جلوگیری از هدررفت منابع در شرایط اضطراری را دنبال میکند.
در حوزه برق نیز وضعیت کمسابقهای رقم خورد. در حالی که در سالهای گذشته حتی در شرایط عادی، شبکه برق با چالشهایی روبهرو بود، اعلام وجود مازاد تولید و نبود خاموشی در شرایط جنگی، نشاندهنده تغییر در الگوی مدیریت و افزایش آمادگی عملیاتی است. بازسازی سریع نیروگاههای آسیبدیده در کمتر از ۷۲ ساعت نیز نکتهای کلیدی است که از ارتقای توان فنی و خودکفایی در تامین تجهیزات حکایت دارد.
این تحولات نشان میدهد که بخش انرژی، برخلاف تصور عمومی، به نوعی به «ضربهگیر اقتصاد» تبدیل شده است؛ نقشی که در صورت تداوم، میتواند اثرات جنگ را به طور قابل توجهی مهار کند.
یکی از مهمترین شاخصهای سنجش موفقیت در مدیریت اقتصادی جنگ، وضعیت تولید است. توقف خطوط تولید، نه فقط به کاهش عرضه منجر میشود، بلکه به سرعت بازار کار و درآمد خانوارها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
در این میان، تخصیص منابع مالی قابل توجه به سرمایه در گردش واحدهای صنعتی را باید یکی از مهمترین اقدامات دولت دانست. اختصاص ۷۰۰ همت برای حمایت از صنایع، اگرچه در نگاه اول یک عدد بزرگ مالی است اما در واقع پاسخی به یک نیاز حیاتی موسوم به حفظ جریان نقدینگی در بنگاهها محسوب میشود.
در شرایطی که شوکهای بیرونی میتوانند زنجیره تامین را مختل کنند، تامین بهموقع مواد اولیه و ارائه تنفسهای مالیاتی و بیمهای، به بنگاهها این امکان را میدهد که بدون فشار مضاعف، فعالیت خود را ادامه دهند. گزارشها نیز نشان میدهد که تا این لحظه، کمبود معناداری در تأمین مواد اولیه صنایع مشاهده نشده است.
با این حال، باید توجه داشت که پایداری این وضعیت، به استمرار حمایتهای مالی و همچنین مدیریت دقیق بازار ارز و واردات وابسته است؛ چراکه هرگونه اختلال در این متغیرها، میتواند به سرعت بر هزینه تولید و در نهایت قیمت کالاها اثر بگذارد.
در شرایط جنگی، شاید هیچ حوزهای به اندازه بازار کالاهای اساسی و مواد غذایی برای افکار عمومی حساس نباشد. کوچکترین اختلال در این حوزه میتواند به شکلگیری انتظارات تورمی و حتی رفتارهای هیجانی منجر شود.
بررسی وضعیت بازار در این ۲۹ روز نشان میدهد که دولت تلاش کرده با تقویت ذخایر و مدیریت توزیع، از بروز چنین شرایطی جلوگیری کند. ثبت سفارش کالاهای اساسی برای شش ماه نخست سال را میتوان یک اقدام پیشنگرانه دانست؛ اقدامی که به نوعی «بیمه کردن» بازار در برابر شوکهای آینده محسوب میشود.
همچنین تامین گسترده میوه شب عید، آن هم با حجمی بیش از سال گذشته، نشان میدهد سیاستگذار به ابعاد روانی بازار نیز توجه داشته است. در واقع، حفظ فراوانی کالا در قفسهها، نه فقط یک اقدام اقتصادی، بلکه یک ابزار مهم برای مدیریت انتظارات و حفظ آرامش اجتماعی است.
در کنار این موارد، تحرکات دیپلماتیک در حوزه امنیت غذایی نیز قابل توجه است. مکاتبه با نهادهای بینالمللی و هشدار درباره پیامدهای حمله به زیرساختهای غذایی، نشاندهنده تلاش برای بینالمللی کردن هزینههای جنگ برای طرف مقابل است.
آنچه در این ۲۹ روز رخ داده، بدون تردید نشاندهنده نوعی «مدیریت فعال بحران» در اقتصاد ایران است. از جلوگیری از کمبود سوخت و برق گرفته تا حفظ جریان تولید و کنترل بازار کالاهای اساسی، مجموعهای از اقدامات هماهنگ به اجرا درآمده که توانسته از بروز بحرانهای فوری جلوگیری کند.
اما در عین حال، باید میان «ثبات کوتاهمدت» و «پایداری بلندمدت» تمایز قائل شد. اقتصاد ایران اکنون در مرحلهای قرار دارد که میتوان آن را «مهار شوک اولیه» نامید. در این مرحله، هدف اصلی جلوگیری از فروپاشی نظم اقتصادی است؛ هدفی که به نظر میرسد تا حد زیادی محقق شده است.
با این حال، تداوم این وضعیت به عوامل متعددی همچون استمرار تامین منابع مالی، مدیریت دقیق بازارها، حفظ انسجام سیاستی و البته کاهش شدت و دامنه درگیریها وابسته است. در غیر این صورت، فشارهای انباشته میتواند در ماههای آینده خود را در قالب تورم، کاهش رشد اقتصادی یا اختلال در بازارها نشان دهد.