اقتصاد معاصر-محمدرضا واعظ، پژوهشگر توسعه: اگر نگاهی به دوران رهبری، آیتالله خامنهای، رهبر شهید ایران بیندازیم ممکن است اتفاقاتی که از سال ۱۳۹۰ به بعد افتاد -که مهمترین اتفاق آن، شروع تحریمهای ظالمانه علیه کشورمان بود- موجب شد در این سالها خیلیها مسیر ایشان را خلاف توسعه ارزیابی کنند و شواهدی مانند اینکه درآمد سرانه ایرانیان در ۱۴ سال گذشته تقریبا ثابت مانده و همچنین تورمهای بالا با میانگین ۴۰ درصد موجب افزایش نابرابری شده، از نظر آنها موید این نظر باشد.
همچنین در این میان، توسعه ظاهری همسایگان زیر چتر آمریکاییها همواره این سیگنال را توسط رسانههای متعدد خارجی و داخلی به مردم ایران میداد که ایستادن رهبر شهید روبهروی نظم توسعه غریی باعث توقف کشور شده است اما اتفاقات یکماهه گذشته به طور واضحی عیان کرد آنچه آیتالله خامنهای دنبال میکرد، توسعه واقعی و درونزا ایران بود و ایشان بیشتر از هرکس دلبسته و به دنبال پیشرفت و توسعه ایران بود.
با شروع جنگ تحمیلی سوم علیه کشورمان، مشخص شد توسعه کشورهای حاشیه خلیج فارس -از برجهای بلند تا شرکتهای بزرگ تکنولوژی و برونسپاری امنیت- توسعهای مصنوعی رقم زده که با کوچکترین اراده خارجی متحدین برای خروج یا شوک بیرونی توسط رقبا و دشمنان، همه این هیمنه ظاهری یکشبه فرو خواهد ریخت و تجربه خود ما قبل از انقلاب اسلامی، این را نشان میدهد که با تغییرات سیاسی یکشبه چند صد هزار مهندس و تکنسین خارجی از کشور خارج شدند و طبق نظر متخصصان که میتوان در یادداشتی دیگر به آن پرداخت، تجربههای صنعتی جنگ تحمیلی بود که پایهگذار بینیانهای صنعتی نوین درونزا ایران شد.
امروز میتوان به وضوح دید که عربستان سعودی، امارات، قطر و دیگر اعراب منطقه تا چه حد اختیار عمل نداشته و یک شوک بیرونی، آنها را در آستانه از دست دادن همه داراییهای مادی و معنویشان در این سالها قرار داده است. رهبر شهید با دور اندیشی مثالزدنی بهتر از هرکسی در ایران متوجه این امر بود که بینیانهای اصلی توسعه اقتصادی یعنی امنیت، تکنولوژی و توسعه صنعتی را باید برای توسعه واقعی درونزا بنا کرد.
آیتالله خامنهای در سالهای رهبری خود به خصوص از میانه دهه ۸۰، همه عزم خود را در حمایت از تولید با محوریت بخش خصوصی قرار داد. اگر به تجریه کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته مراجعه کنیم به اتفاق درخواهیم یافت که مهمترین بخش از مسیر توسعه اقتصادی این کشورها از بریتانیا، آمریکا، آلمان، کره جنوبی تا چین و عمده کشورهای توسعهیافته، صنعتی شدن به معنا توانایی تولید کالاهای کارخانهای رقابتپذیر با مقیاس بالا بوده و تبدیل به قدرت اقتصادی شدن از این مسیر میگذرد. میتوان به تفضیل ثابت کرد در مقام اندیشه از قبل از انقلاب تا به امروز در میان سیاستمداران ایرانی هیچکس اهمیت تولید درونزا بزرگمقیاس در مسیر توسعه را به خوبی ایشان درک نکرده بود.
بُعد دیگر فهم ایشان از توسعه، اهمیت داشتن تکنولوژی هایتک برای پیشرفت واقعی کشور بود؛ تکنولوژیهایی که موجب ورود به رینگ اول مسیر توسعه در جهان خواهد شد. اینکه امروز ایران در فناوریهای متعددی مانند نانوفناوری، هستهای، سلولهای بنیادی، موشکی، هوش مصنوعی و دیگر صنایع جزء کشورهای پیشرو در جهان بوده، با مطالعه دقیق میتوان دید حمایتهای مستقیم رهبر شهید انقلاب از توسعه درونزا همه این فناوریها در ایران، بسیار در این پیشرفتها حائز اهمیت بوده است. فهم این که تولید هایتک موجب ایجاد قدرت برای کشور خواهد شد، در حمایتهای فکری و عملی ایشان از توسعه شرکتهای دانشبنیان در کشور به وضوح قابل مشاهده است و این یکی دیگر از پایههای اصلی توسعه است که توسط ایشان برای ایران به یادگار گذاشته شد.
مهمترین رکن در پایهگذاری پایههای توسعه توسط آیتالله خامنهای، فهم ایشان از موقعیت خاص ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک ایران و اینکه باید امنیت ایران را به طور مستقل پایه گذاشت، بود. آنچه امروز بیشتر از همیشه عیان شده، حرکت در مسیر ایران توسعهیافته بدون داشتن امنیت درونزا قطعا توهمی بیش نخواهد بود. این مساله موضوعی بود که در زمان رهبری، بیشترین انتقادات را به ایشان، طیف مهمی از داخل و خارج وارد میکردند که چرا ایشان نظم آمریکایی جهان را نمیپذیرد که بتوان به واسطه پذیرش این نظم امنیتی-سیاسی، از مواهب اقتصادی آن استفاده کرد. شاید اگر ایران یک کشور عادی بدون این مختصات خاص ژئوپولتیک و تاریخی بود، این صحبت حتی درست بود ولی موقعیت خاص و مهم جغرافیایی ایران و همچنین تاریخ غنی ایران، آن را در قامت مدعی یک قدرت منظقهای که دارای ظرفیتهای تبدیل به قدرت فرامنطقهای در جهان است، تبدیل کرده و در این میان همسایگی با اسرائیل ناخودآگاه امکان حرکت ذیل نظم آمریکایی یعنی نظم مسلط بر جهان را از ایران در دوران رهبری آیتالله خامنهای گرفت و به طبع آن، هزینههای زیادی بر کشور هم تحمیل کرد ولی آنچه مشخص و واضح است به دلیلهای گفته شده این تنها راه موجود بوده که ثمره آن میتواند در آینده تبدیل ایران به یک قدرت اول منظقه باشد.
اذعان به این موضوع نیز لازم است که رهبر شهید انقلاب چند بار در قالب مذاکرات سعدآباد، همکاری نظامی با آمریکاییها در افغانستان (هر دو در ابتدای دهه ۸۰)، برجام و مذاکرات دو سال گذشته، امکان امتحان طرف غربی را چندبار ایجاد کردند ولی همه اینها شکست خورد و این تضاد استراتژیک با آمریکا برای حفظ منافع ملی ایران بوده که مانع انتفاع ایران از عواید نظم آمریکایی در دوران تسلط آمریکاییها بر جهان شد؛ امری که امروز در جنگ سوم تحمیلی بیشتر از همیشه آشکار است.
مثلث شرح داده شده حمایت از تولید ملی (به معنای ایران صنعتی بر پایه بخش خصوصی)، حمایت عملی از توسعه اقصاد دانشبنیان و فناوریهای هایتک و دکترین امنیتی درونزا در همسایگی با اسرائیل، پایههای ایران در مسیر توسعه است که توسط آیتالله خامنهای برای ایرانیان به یادگار گذاشتهشد؛ سرمایههای مهمی که با توجه به شرایط خاص امروز ایران، بسیار در حرکت در مسیر توسعه حیاتی و بسیار مهم است و قطعا بدون آنها ایران امکان حرکت به سوی توسعه را نخواهد داشت. ایران با ایستادگی آیتالله خامنهای برای ایجاد امنیت درونزا، پایه تولید ملی قوی و پیشرو بودن در صنایع استراتژیک، پیشنیازهای مهمی برای توسعه را دارد و در ادامه راه، ایران میبایست با افزایش سرمایه اجتماعی و تقویت اتحاد ملی این سرمایه را تبدیل به ایجاد نقش مهم در اقتصاد و امنیت دنیا کرد که در این امر ارتباط موثر با جنوب جهانی و تمرکز بر تقویت صادرات کارخانهای و دیگر الزامات که در یادداشتهای آینده شرح خواهم داد، موجب خواهد شد میوه تلاشهای رهبر شهید ایران، یعنی افزایش رفاه و اعتلای همه جانبه ایران عزیزمان به ثمر بنشنید.