اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۰۲/ارديبهشت/۱۴۰۵ | ۲۲:۰۲
۰۹:۰۲ ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

تنگه هرمز نبض انرژی، غذا و صنعت را همزمان در دست گرفت

تحولات ۴۰ روز اخیر در تنگه هرمز نشان داد که این آبراه دیگر صرفا یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه به نقطه تلاقی امنیت، اقتصاد و سیاست جهانی تبدیل شده است؛ جایی که کوچک‌ترین اختلال در آن، می‌تواند موجی از تورم، بی‌ثباتی و اختلال در زنجیره تامین را از آسیا تا اروپا به راه بیندازد.
کد خبر:۴۸۳۰۱

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ تجربه هفته‌های گذشته یک واقعیت قدیمی اما کمتر درک‌شده را بار دیگر به اقتصاد جهانی تحمیل کرد؛ تنگه هرمز فقط یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یک «ابرگلوگاه» است که کارکرد آن فراتر از انتقال نفت تعریف می‌شود. در شرایطی که تنش‌های ژئوپلیتیکی میان آمریکا و اسرائیل و ایران وارد فاز عملیاتی شده، این آبراه به کانونی برای بازتعریف ریسک در اقتصاد جهانی بدل شده است.

در نگاه اول، افزایش چنددرصدی هزینه حمل‌ونقل یا بیمه کشتی‌ها شاید چندان معنادار به نظر نرسد اما وقتی این افزایش به زنجیره‌های تامین جهانی متصل می‌شود، اثر آن به‌ سرعت در قیمت انرژی، مواد غذایی و حتی کالاهای فناورانه نمایان می‌شود. این همان جایی است که هرمز از یک «مسیر» به یک «متغیر کلان اقتصادی» تبدیل می‌شود.

هرمز؛ از مسیر انرژی تا موتور تورم جهانی

اهمیت تنگه هرمز را نمی‌توان بدون درک جایگاه آن در بازار انرژی توضیح داد. بر اساس برآوردهای موجود، حدود یک‌سوم نفت جهان و نزدیک به ۲۰ درصد گاز طبیعی از این مسیر عبور می‌کند. این ارقام به‌ تنهایی نشان می‌دهد که هرگونه اختلال، هرچند موقتی می‌تواند بازارهای جهانی انرژی را دچار شوک کند. 

در هفته‌های اخیر، نشانه‌های این شوک به‌وضوح دیده شده است؛ از افزایش نرخ بیمه نفتکش‌ها گرفته تا رشد هزینه‌ها و تاخیر در تحویل محموله‌ها؛ این تحولات، نه‌ فقط قیمت نفت را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه به‌ طور غیرمستقیم هزینه تولید برق، حمل‌ونقل و صنایع انرژی‌بر را نیز افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی، کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند، بیش از دیگران آسیب‌پذیر می‌شوند. اقتصادهای آسیایی، به‌ ویژه در شرق و جنوب آسیا، نخستین نقاطی هستند که اثر این بی‌ثباتی را در قالب افزایش هزینه‌های تولید و رشد تورم تجربه می‌کنند.

ضلع پنهان بحران؛ امنیت غذایی در سایه هرمز

یکی از مهم‌ترین ابعاد کمتر دیده‌شده بحران هرمز، تاثیر آن بر امنیت غذایی جهان است. عبور بخش قابل‌ توجهی از غلات، نهاده‌های دامی و کودهای شیمیایی از این مسیر، به این معناست که هرگونه اختلال در آن، مستقیما به بازار غذا منتقل می‌شود.

افزایش زمان حمل، بالا رفتن هزینه‌های لجستیکی و کاهش پیش‌بینی‌پذیری در تحویل محموله‌ها، می‌تواند زنجیره تامین غذا را دچار اختلال کند. نتیجه این روند، افزایش قیمت آرد، خوراک دام و در نهایت محصولات پروتئینی است؛ مسیری که در نهایت به سفره خانوارها ختم می‌شود.

در کشورهای در حال توسعه که سهم بالاتری از درآمد خانوار صرف غذا می‌شود، این فشار می‌تواند به بحران‌های اجتماعی و حتی ناآرامی‌های اقتصادی منجر شود. به همین دلیل، هرمز را نباید فقط یک گلوگاه انرژی، بلکه یک «سوپاپ امنیت غذایی» برای جهان دانست.

صنعت در تنگنا؛ وقتی مواد خام به موقع نمی‌رسند

سومین ضلع اثرگذاری هرمز، به حوزه صنعت و تولیدات پیشرفته بازمی‌گردد؛ حوزه‌ای که کمتر در تحلیل‌های عمومی مورد توجه قرار می‌گیرد. عبور مواد اولیه‌ای مانند آلومینیوم، فلزات گران‌بها و مواد صنعتی خاص از این مسیر، نقش حیاتی آن را در زنجیره تولید جهانی نشان می‌دهد.

اختلال در تامین این مواد، به‌ویژه در صنایع حساس مانند الکترونیک، خودروسازی و هوافضا، می‌تواند باعث توقف یا کاهش ظرفیت تولید شود. در دنیای امروز که تولید بر پایه «زنجیره‌های تامین بهینه» و حداقل موجودی انبار طراحی شده، حتی تاخیرهای کوتاه نیز می‌تواند تبعات گسترده‌ای داشته باشد.

به بیان ساده، اگر یک قطعه کوچک به‌ موقع به خط تولید نرسد، کل یک کارخانه ممکن است از کار بایستد. این همان نقطه‌ای است که هرمز به‌ طور غیرمستقیم بر تولید گوشی‌های هوشمند، خودروها و تجهیزات صنعتی در سراسر جهان اثر می‌گذارد.

جغرافیا علیه اقتصاد؛ چرا جایگزینی برای هرمز وجود ندارد؟

در واکنش به افزایش ریسک در تنگه هرمز، بسیاری از کشورها و شرکت‌ها به دنبال مسیرهای جایگزین بوده‌اند. اما واقعیت این است که جغرافیا، محدودیت‌های خود را به اقتصاد تحمیل می‌کند.

مسیرهای جایگزین -از خطوط لوله گرفته تا مسیرهای دریایی دورتر- یا ظرفیت کافی ندارند یا هزینه‌بر هستند یا از نظر امنیتی خود با چالش‌های جدیدی مواجه‌اند. به همین دلیل، وابستگی به هرمز در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

این وابستگی، به معنای آن است که هرگونه تنش در این منطقه، به‌ سرعت به بازارهای جهانی منتقل می‌شود. افزایش عدم‌قطعیت، به رشد انتظارات تورمی دامن می‌زند و بازارها را وارد فاز پیش‌خور قیمت‌ها می‌کند؛ پدیده‌ای که در هفته‌های اخیر نیز نشانه‌های آن قابل مشاهده بوده است.

هرمز به‌ عنوان شاخص ریسک جهانی

آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، فراتر از یک بحران منطقه‌ای است. این آبراه به یک «شاخص ریسک جهانی» تبدیل شده که تغییرات آن می‌تواند جهت حرکت بازارهای بین‌المللی را تعیین کند.

از انرژی تا غذا و از صنعت تا تجارت، همه به‌ نوعی به این گلوگاه وابسته‌اند. در چنین شرایطی، هرگونه تحلیل از اقتصاد جهانی بدون در نظر گرفتن وضعیت هرمز ناقص خواهد بود.

ارسال نظرات
captcha