اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۳۰/فروردين/۱۴۰۵ | ۱۳:۲۸
۰۹:۲۱ ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
جعفر صارمی، پژوهشگر اقتصادی

جنگ و فرصت اقتصاد مقاومتی برای گذار از تمرکزگرایی

جنگ اخیر نشان داد آنچه سال‌ها به‌ عنوان مزیت توسعه‌ای تلقی می‌شد -از تمرکز صنعتی و شهری تا وابستگی به شریان‌های محدود- در شرایط بحران می‌تواند به پاشنه‌آشیل اقتصاد تبدیل شود. اکنون، در میانه یک بیدارباش راهبردی، بازطراحی معماری اقتصاد ایران بر پایه «پراکندگی، شبکه‌ای شدن و تاب‌آوری» نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
کد خبر:۴۸۳۰۲

اقتصاد معاصر-جعفر صارمی، پژوهشگر اقتصادی: در پهنه تاریخ اقتصاد، هر بحران بزرگ و درگیری منطقه‌ای، فراتر از تهدیدات مقطعی، به مثابه یک آزمون سخت برای سنجش میزان تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی یک کشور عمل می‌کند. جنگ اخیر، بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازنگری بنیادین در معماری اقتصاد و توسعه ایران را نمایان ساخته است. این شرایط، یک فرصت تاریخی و یک بیدارباش استراتژیک است تا سیاست‌گذاری‌ها به شکلی عملی و ملموس در راستای دکترین «اقتصاد مقاومتی» بازتعریف شوند. 

اقتصاد مقاومتی در ذات خود به معنای انزوا نیست، بلکه به معنای طراحی ساختاری است که در برابر تکانه‌های خارجی کمترین آسیب را ببیند و بالاترین انعطاف‌پذیری را برای بازسازی خود داشته باشد.

در ادبیات توسعه و اقتصاد، سال‌هاست که تقابل دو دیدگاه مهم مورد بحث است. جالب اینجاست که در تاریخ اندیشه‌های اقتصادی، نظریه‌پردازان هر دو ایده «بزرگ زیباست» (تاکید بر اقتصاد مقیاس، تولید انبوه و مجتمع‌های عظیم) و «کوچک زیباست» (تاکید بر تمرکززدایی، بنگاه‌های خرد و توسعه محلی) توانسته‌اند به دلیل اثربخشی الگوهایشان در شرایط خاص، توجهات جهانی را جلب کرده و نظریات مرتبط با آن‌ها حتی به کسب جوایز نوبل اقتصاد نیز منجر شود. با این حال، هنر حکمرانی اقتصادی در این است که بداند هر الگو برای چه شرایطی مناسب است. در زمان صلح و ثبات مطلق، شاید «بزرگ بودن» به دلیل کاهش هزینه‌های تولید جذاب باشد اما در زمانه بحران و جنگ اقتصادی یا نظامی، «کوچک و شبکه‌ای بودن» ضامن بقاست.

در ادامه، این گذار پارادایمی را در چهار شریان اصلی اقتصاد و توسعه کشور بررسی می‌کنیم.

گذار از غول‌های آسیب‌پذیر به شبکه‌های نامرئی و مقاوم

توسعه صنعتی ایران در دهه‌های گذشته عمدتا بر پایه تاسیس مجتمع‌های عظیم و متمرکز  از ابرپالایشگاه‌ها و سایت‌های بزرگ پتروشیمی گرفته تا مجتمع‌های بزرگ فولاد و خودروسازی  شکل گرفته است. این الگو که نماد رویکرد «بزرگ زیباست» به شمار می‌رود، در شرایط عادی می‌تواند مزیت‌هایی همچون صرفه‌های مقیاس و تمرکز سرمایه ایجاد کند اما در شرایط بحران و منازعه، همین تمرکز می‌تواند به نقطه ضعف ساختاری اقتصاد تبدیل شود، زیرا بخش بزرگی از ظرفیت تولید و سرمایه در چند گره محدود جغرافیایی متمرکز شده است.

در روزهای اخیر نیز تجربه درگیری نظامی و حملات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به برخی زیرساخت‌های اقتصادی ایران، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد. هدف قرار گرفتن زیرساخت‌هایی مانند مجتمع‌های فولادی در اصفهان و خوزستان و همچنین برخی تاسیسات پالایشی نشان داد که تمرکز ظرفیت‌های صنعتی در چند نقطه محدود، می‌تواند زنجیره‌های تولید و تامین را در معرض اختلال جدی قرار دهد. هنگامی که یک مجتمع بزرگ صنعتی آسیب می‌بیند، اثر آن تنها به همان مجموعه محدود نمی‌شود، بلکه کل شبکه صنایع پایین‌دستی و تامین‌کنندگان وابسته را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در چنین شرایطی، اقتصاد مقاومتی بر یک راهبرد مکمل و متفاوت تاکید می‌کند و آن حرکت به سوی ساختارهای تولیدی شبکه‌ای و توزیع‌شده است. در این الگو، به جای اتکا به چند مجتمع عظیم، شبکه‌ای مویرگی از صدها کارخانه و کارگاه کوچک و متوسط در سراسر جغرافیای کشور شکل می‌گیرد. پراکندگی جغرافیایی تولید، هزینه و پیچیدگی هدف قرار دادن زیرساخت‌ها را برای هر تهدید خارجی به شدت افزایش می‌دهد و در عمل امکان از کار انداختن هم‌زمان ظرفیت‌های تولیدی را بسیار دشوار می‌سازد. افزون بر این، چنین الگویی با توزیع متوازن فرصت‌های اقتصادی، به توسعه منطقه‌ای، کاهش تمرکز صنعتی و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق مختلف کشور نیز کمک می‌کند.

عبور از تله‌های عمودی به سوی توسعه افقی و زیست‌بوم‌گرا

الگوی توسعه شهری در سال‌های اخیر به سمت انبوه‌سازی متراکم و برج‌سازی میل کرده است. از منظر پدافند غیرعامل، یک کلان‌شهرِ پر از برج‌های بلندمرتبه، در شرایط بحران به یک تله انسانی تبدیل می‌شود. اختلال در زیرساخت‌هایی نظیر آب و پمپاژ آن، قطع برق و از کار افتادن آسانسورها، زندگی را در این سازه‌ها فلج کرده و امدادرسانی یا تخلیه سریع را غیرممکن می‌سازد.

بحران‌ها به ما یادآوری می‌کنند که باید به سمت «توسعه افقی» حرکت کنیم. گسترش خانه‌های حیاط‌دار (یک یا دو طبقه) و توزیع افقی جمعیت، کاملا با روح اقتصاد مقاومتی و پدافند غیرعامل همسو است. در چنین الگویی، تراکم خطرات کاهش یافته و امکان استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و حتی کشت گلخانه‌ای کوچک برای هر خانوار فراهم می‌شود. علاوه بر این، چنین رویکردی تطابق عمیقی با «الگوی زیست ایرانی اسلامی» دارد که بر حریم خصوصی، پیوند با طبیعت، استقلال نسبی خانوار و آرامش روانی اعضای خانواده تاکید می‌کند.

تمرکززدایی از شبکه انرژی

بررسی ساختار صنعت برق ایران نشان می‌دهد که برخلاف برخی بخش‌های صنعتی، در حوزه تولید برق تمرکز افراطی کمتری وجود دارد. ظرفیت تولید برق کشور میان ده‌ها نیروگاه در نقاط مختلف جغرافیایی توزیع شده و حتی بزرگ‌ترین نیروگاه کشور نیز تنها سهم محدودی از کل ظرفیت شبکه را تامین می‌کند. همین پراکندگی نسبی در تولید سبب شده که زیرساخت برق ایران در برابر تهدیدهای مستقیم، آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد.

در روزهای اخیر نیز با وجود تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاه‌ها و قطع برق ایران، عملا امکان وارد کردن آسیب گسترده به شبکه برق کشور فراهم نشد. دلیل اصلی این مساله، همین ساختار نسبتا غیرمتمرکز در تولید برق است که اجازه نمی‌دهد با از کار افتادن یک یا چند نیروگاه، کل شبکه دچار اختلال جدی شود.

با این حال، چالش اصلی همچنان در بخش «شبکه انتقال» و وابستگی آن به خطوط طولانی و پست‌های فشار قوی متمرکز است. آسیب به برخی گره‌های اصلی این شبکه می‌تواند موجب اختلالات منطقه‌ای در تامین برق شود. از این‌رو در چارچوب رویکرد اقتصاد مقاومتی، گام بعدی باید حرکت به سمت تقویت «تولید پراکنده در محل مصرف» و توسعه ریزشبکه‌های انرژی باشد؛ مدلی که در آن شهرک‌های صنعتی، محلات شهری و حتی واحدهای مسکونی با استفاده از نیروگاه‌های مقیاس کوچک، سامانه‌های خورشیدی و تولید همزمان برق و حرارت، بخشی از نیاز انرژی خود را به‌ صورت مستقل تامین می‌کنند. چنین ساختاری علاوه بر افزایش تاب‌آوری شبکه برق، وابستگی به شبکه انتقال متمرکز را نیز به تدریج کاهش خواهد داد.

بازطراحی زنجیره تامین و خودکفایی منطقه‌ای در امنیت غذایی

یکی دیگر از ارکان اقتصاد مقاومتی، تامین امنیت غذایی پایدار است. در حال حاضر، وابستگی به چند بندر خاص برای واردات نهاده‌ها و کالاهای اساسی و همچنین تمرکز سیلوهای عظیم ذخیره غلات در نقاطی محدود، ریسک لجستیکی بالایی به همراه دارد.

برای مقابله با این نقطه ضعف، استراتژی امنیت غذایی باید به سمت تمرکززدایی و خودکفایی در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها حرکت کند. پراکندگی انبارها، احداث سیلوهای استراتژیک در مقیاس کوچک اما در تمام استان‌ها و تقویت زنجیره‌های تامین بومی باعث می‌شود که در صورت قطع شدن شریان‌های حمل‌ونقل جاده‌ای یا ریلی، هیچ منطقه‌ای با بحران فوری تامین نیازهای اولیه مواجه نگردد.

بحران‌های منطقه‌ای تلنگری جدی هستند تا باور کنیم در قرن بیست و یکم، ستون‌های یک اقتصاد قدرتمند بر «پراکندگی، انعطاف‌پذیری و ساختار شبکه‌ای» استوار است. تلفیق هوشمندانه مزایای تولید کلان با پایداری سیستم‌های خرد، دقیقا همان چیزی است که می‌تواند دکترین «اقتصاد مقاومتی» را از یک مفهوم تئوریک، به یک سپر دفاعی و موتور محرک توسعه غیرقابل‌ توقف برای اقتصاد ایران تبدیل کند.

ارسال نظرات
captcha