به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ جنگ ۴۰ روزه اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان ایران، نه تنها معادلات سیاسی و نظامی منطقه را دگرگون کرد، بلکه پرده از بزرگترین فریب تبلیغاتی چند دهه اخیر در حوزه اقتصاد برداشت. امارات متحده عربی و به ویژه دبی، سالها خود را به عنوان «جزیره امن سرمایهگذاری» در خاورمیانه معرفی میکرد و با هزينههای تبلیغاتی گسترده، تصویری از بهشت مالیاتی بدون ریسک را در ذهن سرمایهگذاران جهانی ترسیم کرده بود. معافیتهای مالیاتی ویژه، امنیت سرمایه و زیرساختهای لوکس، سه ضلع مثلث فریبندهای بود که ثروتمندان جهان را به این شهر ساحلی خلیج فارس جذب میکرد.
اما اکنون، پس از ۴۰ روز طوفان جنگ، آن تصویر درخشان چنان ترک خورده که به اذعان کارشناسان، «تبلیغات دروغین» دیگر رنگ و روی سابق را ندارد و واقعیت تلخی به نام «آسیبپذیری شدید» جایگزین آن شده است.
یکی از حساسترین شاخصهای سقوط اعتبار دبی، وضعیت بازار املاک آن است. آماری که از منابع بینالمللی منتشر شده، حکایت از فاجعهای کمسابقه دارد. بر اساس گزارش پلتفرم معتبر «دیایکسبی اینتراکت»، فروش املاک مسکونی در دبی طی بازه ۲ مارس تا ۲۹ مارس ۲۰۲۶ نسبت به دوره پیش از جنگ، ۳۰.۵ درصد کاهش یافته است. حتی فاجعهبارتر از آن، کاهش ۳۶ درصدی حجم کل معاملات است که از ۱۶.۵۳ میلیارد دلار به ۱۰.۵۸ میلیارد دلار سقوط کرده است. شاخص بورس املاک دبی نیز بیش از ۲۱ درصد ریزش داشته است.
با این حال، برخی کارشناسان میگویند آمار رسمی نیز قادر به نمایش عمق فاجعه نیست. رئیس انجمن صادرکنندگان خدمات املاک ترکیه در گفتوگو با آنادولو ادعا کرده که تقاضای واقعی خریداران تا ۷۰ درصد کاهش یافته و تاثیر کامل این شوک در ماههای آینده خود را نشان خواهد داد.
وی همچنین از توقف تمدید اقامت برای حدود ۶۰۰ هزار تبعه ایرانی در امارات خبر داده که خود نشانه دیگری از اختلال در ساختار جمعیتی این کشور است.
شاید ملموسترین صحنههای فروپاشی «جزیره امن» را بتوان در صنعت گردشگری دبی مشاهده کرد. بر اساس گزارش سازمان جهانی گردشگری و سفر (WTTC)، درگیریهای خاورمیانه روزانه بیش از ۶۰۰ میلیون دلار به این صنعت در منطقه خسارت میزند. پیشبینی میشود بین ۲۳ تا ۳۸ میلیون گردشگر کمتر از سال قبل به منطقه سفر کنند و ضرر ناشی از کاهش هزینههای گردشگری بین ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار برآورد میشود.
برخی فعالان اقتصادی اعلام کردهاند، درآمد برخی رستورانهای دوبی بیش از ۵۰ درصد کاهش یافته و برخی واحدهای توریستی تا ۸۰ درصد مشتری خود را از دست دادهاند. برخی نیز برای حفظ نیروهای خود مجبور شدهاند حقوق همه کارکنان را ۳۰ درصد کاهش دهند.
اما شاید عمیقترین زخم بر پیکر دبی، نه به زیرساختهای فیزیکی که به هویت و اعتبار آن به عنوان «پناهگاه امن» وارد شده است. کارشناسان ارشد بینالمللی نسبت به آینده این شهر هشدار میدهند.
جیمز کرین، از موسسه بیکر دانشگاه رایس به رویترز گفته است که مدل اقتصادی دبی به خارجیهایی وابسته است که با یک کلیک میتوانند سرمایه خود را جابهجا کنند، بنابراین حتی یک تردید کوچک در مورد ایمنی میتواند «کشنده» باشد.
کرین هشدار میدهد: «اگر همه افراد دارای پاسپورت خارجی از این شهر فرار کنند، دیگر نمیتواند کار کند.»
نشانههای این فرار سرمایهها هماکنون قابل مشاهده است. دفاتر خصوصی و بانکهای بزرگ بینالمللی مانند «سیتیگروپ» و «استاندارد چارترد» کارکنان خود را از دبی خارج کردهاند. گزارشها حاکی از آن است که جویندگان پناهگاه امن جدید، نگاه خود را به سوی شرق آسیا به مقصدهایی مانند سنگاپور و بالی معطوف کردهاند. این تغییر پارادایم نشان میدهد که قدرت واقعی نه در تبلیغات فریبنده، بلکه در «ملتسازی» و «همبستگی ملی» ریشه دارد؛ مولفههایی که دبی به دلیل ساختار جمعیتی وابسته به خارجیان، به شدت از آن بیبهره است.
تازهترین گزارشها نشان میدهد که وضعیت برای دبی در حال وخیمتر شدن است. معاملات مسکن در بخش «سطح ورودی» تا ۴۰ درصد کاهش یافته و مذاکرات برای کاهش قیمت ۱۰ تا ۱۵ درصدی به امری عادی تبدیل شده است. برخی بروکرها میگویند فروش واقعی در ماه مارس نسبت به دوره مشابه تا ۵۰ درصد افت داشته است. تحلیلگران پیشبینی میکنند که اگر جنگ ادامه یابد، بازار املاک دبی وارد فاز اصلاحی ۶ تا ۹ ماهه شود و قیمتها در بازار دست دوم تا ۱۸ درصد کاهش یابد.
حالا دیگر مشخص شده است که تبلیغات فریبنده امارات متحده عربی، در برابر طوفان مقاومت و تابآوری ایران، هیچ اعتباری ندارد. دبی که تصویر خود را به امنیت نظامی آمریکا گره زده بود، اکنون با نشانههای یک رکود همهجانبه اقتصادی دست و پنجه نرم میکند. از رستورانهای نسبتا خالی تا برجهای مسکونی نیمهفعال و از فرار مغزها تا خروج سرمایهها، همگی حاکی از آن است که «معجزه دبی» به پایان راه رسیده است. کمترین عارضه برای سردمداران این کشور کوچک، تغییر پارادایم قبلی و پذیرش این واقعیت تلخ است که قدرت واقعی، هرگز در توییتهای براق شبکههای اجتماعی خلاصه نمیشود، بلکه در اراده مردمانی ریشه دارد که حاضرند برای حفظ امنیت و تمامیت کشورشان، از همه داشتههای خود بگذرند.