اقتصاد معاصر-حجت بینآبادی، پژوهشگر حوزه بودجه و مالی: با تشدید درگیریهای نظامی میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی در بهار ۲۰۲۶، صنعت جهانی خودرو وارد بحرانی بیسابقه از زمان همهگیری کرونا شده است. نقطه کانونی این بحران، بستهشدن تنگه هرمز است؛ آبراهی باریک که روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و حجم عظیمی از خودروهای صادراتی و قطعات از آن عبور میکرد. این گذرگاه استراتژیک اکنون به خط مقدم جنگی تبدیل شده که زنجیره تامین خودروسازان بزرگ را از آسیا تا اروپا دچار لرزشی عمیق کرده است.
برآوردهای میدانی حاکی از آن است که هزینه حمل هر کانتینر خودرو از مسیرهای جایگزین مانند دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی، بین ۱۰ تا ۱۴ روز زمان اضافی به مسیر تحویل افزوده است. همزمان، نرخ حق بیمه حملونقل دریایی در مسیرهای منتهی به خلیج فارس سه برابر دوره پیش از بحران جهش داشته است. این دو عامل به تنهایی، قیمت تمامشده هر خودروی صادراتی به بازارهای خاورمیانه و اروپا را تا ۲۵ درصد افزایش دادهاند.
مثال عینی این آشفتگی، سرنوشت محمولههای خودروساز کرهای هیوندای است. واحد لجستیک این شرکت موسوم به «گلوویس» رسما اعلام کرده که مسیرهای همیشگی به بنادر شمال آفریقا و جنوب اروپا عملا مسدود شده و محمولهها در انبارهای موقتی در سریلانکا و عمان ذخیره میشوند تا وضعیت ثبات پیدا کند. وزیر تجارت کرهجنوبی نیز تایید کرده که برخی کشتیهای حامل خودروهای کرهای به مقصد اروپا، اکنون در انتظار تصمیم برای تغییر مسیر یا تخلیه در بنادر واسطه هستند. این صحنه، تصویر روشنی از فروپاشی موقت یکی از کارآمدترین زنجیرههای تامین خودرو در جهان است.
خودروسازان آسیایی، بهویژه چینیها، سنگینترین ضربه را از این بحران خوردهاند. خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۱۷ درصد از کل صادرات خودروهای سواری چین را جذب کرده بود. برندهایی مانند چری و چانگان که این منطقه را به عنوان بازار جایگزین برای رکود داخلی خود برگزیده بودند، اکنون با واقعیت تلخی روبهرو هستند؛ نه فقط بازار از دست رفته، بلکه هزاران دستگاه خودروی در راه نیز در بنادر میانی زمینگیر شدهاند.
در میان بازیگران سنتی بازار خاورمیانه، تویوتا ژاپن با ۱۷ درصد سهم بازار پیشتاز است اما وابستگی عمیق این شرکت به مسیر هرمز، آن را مجبور به کاهش ۴۰ هزار دستگاهی تولید کرده است. بیشتر این کاهش متوجه مدلهای سودآور مانند لندکروزر است که بازارهای عربستان و امارات، مشتریان پروپاقرص آن بودند. فقدان تضمین در زمان تحویل، بسیاری از نمایندگیهای این برندها را در دبی و ریاض با صفهای طولانی لغو سفارش روبهرو کرده است.
در این میان اروپاییها نیز در امان نماندهاند؛ گروه «استلانتیس» که مالک برندهایی مانند پژو، سیتروئن و فیات است، حدود ۱۰ میلیارد یورو درآمد سالانه از خاورمیانه و آفریقا کسب میکرد. این جریان درآمدی اکنون مستقیما زیر ضربات بسته شدن تنگه هرمز و افت ارزش سهام این شرکت در بورس میلان و پاریس قرار گرفته است. بازار ایران نیز عملا برای برندهای بینالمللی از دسترفته محسوب میشود؛ زیرا هرگونه توافق تجاری جدید در شرایط جنگی غیرممکن شده است.
تاثیر این بحران تنها محدود به خاورمیانه نمیماند. افزایش قیمت نفت به بالای ۱۴۰ دلار در هر بشکه، رفتار مصرفکنندگان در اروپا و آمریکای شمالی را دگرگون کرده است. میانگین قیمت بنزین در آلمان و فرانسه از مرز ۲.۵ یورو در هر لیتر عبور کرده و در سواحل غربی آمریکا نیز قیمت هر گالن به بالای ۶ دلار رسیده است. این جهش، تقاضا برای خودروهای بزرگ و پرمصرف را به شدت کاهش داده و خانوادههای اروپایی و آمریکایی را به سمت خودروهای هیبریدی و برقی سوق داده است.
خودروسازانی که در سالهای اخیر میلیاردها دلار روی موتورهای درونسوز سرمایهگذاری کرده بودند، اکنون با انباشت خودروهای فروش نرفته در پارکینگهای بنادر روتردام و لسآنجلس مواجه هستند. کاهش ناگهانی تقاضا برای شاسیبلندهای بنزینی، حاشیه سود شرکتهایی مانند فورد و جنرال موتورز را تا ۴۰ درصد کاهش داده است. در عین حال، خودروهای هیبریدی تویوتا و هوندا که پیشتر حاشیه سود پایینتری داشتند، اکنون با صفهای خرید چندماهه روبهرو شدهاند.
در بازار آمریکای شمالی، قیمت خودروهای وارداتی از اروپا و آسیا به طور میانگین ۱۸ درصد نسبت به سه ماه پیش از بحران افزایش یافته است. دلیل اصلی این رشد، ترکیبی از سه عامل است؛ افزایش نرخ حملونقل دریایی، جهش نرخ بیمه و کمبود قطعاتی که پیشتر از طریق تنگه هرمز و کانال سوئز تامین میشدند. به عنوان نمونه، قیمت یک دستگاه BMV سری ۳ وارداتی از آلمان به نیویورک، از ۴۵ هزار دلار به ۵۴ هزار دلار رسیده است. خودروهای ساخت آمریکا نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ زیرا بسیاری از قطعات الکترونیکی و سیستمهای کمکی رانندگی آنها از کارخانههای آسیایی تامین میشود که اکنون مسیر حمل آنها دچار اختلال شده است.
با توجه به ادامهدار بودن تنشها و عدم قطعیت در بازگشایی تنگه هرمز، خودروسازان جهانی و نهادهای سیاستگذار باید چهار اقدام فوری ذیل را در دستور کار قرار دهند.
منطقهای سازی زنجیره تامین قطعات حساس: ساخت باتری، موتورهای الکتریکی و ماژولهای الکترونیکی باید به نزدیکترین نقاط به بازار نهایی منتقل شود. احداث کارخانههای مونتاژ باتری در ترکیه برای تامین اروپا و در مکزیک برای تامین آمریکای شمالی، وابستگی به مسیرهای پرریسک دریایی را به شدت کاهش میدهد.
ایجاد کنسرسیومهای حملونقل مشترک: خودروسازان رقیب میتوانند با اشتراک ظرفیت کشتیهای رو-رو (RORO) و استفاده از مسیرهای جایگزین مانند بندر جبلعلی در امارات و بندر سالالا در عمان، هزینههای سرسامآور حملونقل را بین خود تقسیم کنند. این مدل در بحران کرونا برای حمل تجهیزات پزشکی موفق عمل کرد.
بازنگری در استراتژی قیمتگذاری و فروش: خودروسازان باید سبد محصولات خود را به سرعت به سمت مدلهای کوچکتر، هیبریدی و برقی تغییر جهت دهند. همچنین قراردادهای فروش بلندمدت با نرخ ثابت ارزی و بندهای تعدیل هزینه حمل، میتواند از زیان ناگهانی نمایندگیها در بازارهای صادراتی جلوگیری کند.
سرمایهگذاری در انبارهای استراتژیک قطعات در بنادر امن: ایجاد انبارهای منطقهای در قبرس، مالت و بندر جیبوتی میتواند نقش ضربهگیر را در اختلالات آینده ایفا کند. تجربه ژاپن پس از سونامی ۲۰۱۱ نشان داد که داشتن حداقل ۶۰ روز ذخیره قطعات حیاتی، خط تولید را در برابر شوکهای لجستیکی مقاوم میکند.
جنگ ۲۰۲۶ خاورمیانه، پایان دوران تجارت جهانی بدون ریسک را به خودروسازان یادآوری کرد. آنهایی که امروز به جای بهینهسازی هزینهها، به دنبال انعطافپذیری و چابکی زنجیره تامین باشند، فردای پس از بحران را با قدرت بیشتری آغاز خواهند کرد. بازگشت ثبات به بازار خودرو، منوط به بازگشایی کامل تنگه هرمز و کاهش تنشهای منطقهای است اما تا آن روز، تنها شرکتهایی زنده میمانند که درسهای این بحران را به درستی آموخته باشند.