به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بدون تردید پیامدهای اقتصادی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، تاکنون فراتر از تصورات بسیاری از کارشناسان بوده و بسیاری از کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داده است. در این میان، هند در همسایگی منطقه از این قاعده مستثنی نبوده و حتی بیشتر از از سایر کشورها نیز متاثر میشود؛ به طوری که هند به شدت تحت تاثیر افزایش قیمت سوخت و فشار بر روپیه قرار گرفته است.
براساس گزارش گلدمن ساکس، تقریبا ۱۴ درصد از صادرات آن به کشورهای خلیج فارس از طریق تنگه هرمز انجام میشود، همچنین وجوه ارسالی توسط تقریبا ۱۰ میلیون کارگر هندی شاغل در خلیج فارس ۴۰ درصد از کل سالانه وجوه را تشکیل میدهد.
برای هند، تنگه هرمز یک منبع انرژی حیاتی نیز است که تقریبا ۹۰ درصد از واردات LPG و حدود ۵۰ درصد از واردات نفت خام آن از طریق آن انجام میشود. این تحولات باعث شد تا در روزهای اخیر هندیها با سیلندرهای خالی گاز مایع، صفهای طولانی در بیرون مراکز توزیع گاز مایع تشکیل دهند.
اعلام محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده، ساختار ریسک جریانهای انرژی جهانی را تغییر داده است. محاصره اقتصادی ترامپ میتواند ایران را به سمت واکنش نظامی سوق دهد و یک جنگ مجدد، عملا ناوبری در کل تنگه را فلج خواهد کرد، زیرا تردد به/از کشورهای عربی خلیج فارس بسیار خطرناک میشود.
علاوه بر این، احتمالا متحدان ایران در یمن با بستن تنگه بابالمندب؛، کشتیرانی در آن را مختل کنند که این امر ناوبری در دریای سرخ را به خطر میاندازد. آسیبپذیری هند مستقیما به نفت ایران محدود نمیشود، بلکه به کل سیستم خلیج فارس گسترش مییابد، زیرا بخش بزرگی از واردات نفت خام و بیشتر واردات گاز طبیعی مایع آن از تنگه هرمز عبور میکند.
حتی اگر برخی از محمولهها ادامه پیدا کنند، احساس خطر، هزینههای حملونقل و بیمه را افزایش میدهد و هزینه کلی انرژی را در بدو ورود بالا میبرد. واکنش فوری به اعلام تحریم توسط ترامپ، افزایش شدید قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه بود اما بزرگترین خطر در مدت زمان تحریم نهفته است. اختلال طولانیمدت، فشارهای تورمی در بخشهای مختلف اقتصادی هند را به شدت افزایش میدهد.
همچنین هند از کمبود شدید گاز مایع (LPG) رنج میبرد که از زمان آغاز جنگ ایران و آمریکا در ۲۸ فوریه و بسته شدن تنگه هرمز، شرایط بدتر نیز شده است. این کشور به شدت به واردات گاز مایع (LPG) از خلیج فارس وابسته است که حدود ۶۰ درصد از مصرف این سوخت را تشکیل میدهد. تنگه هرمز حدود ۹۰ درصد از واردات LPG دهلی نو از غرب آسیا را به خود اختصاص میدهد.
از همینرو منابع دولتی و صنعتی اعلام کردند که برنامههای هند برای افزایش ذخایر LPG در حالی صورت میگیرد که جنگ آمریکا و ایران، آسیبپذیریهای بازار متکی به واردات از خلیج فارس را آشکار کرده است.
با وجود فرصتهای محدود برای افزایش تولید داخلی LPG در کوتاهمدت و هزینه بالای واردات مقادیر زیاد از تامینکنندگان دور مانند ایالات متحده، ساخت تاسیسات ذخیرهسازی زیرزمینی و روی زمینی میتواند یک راهحل عملی ارائه دهد و به کاهش نوسانات عرضه و افزایش امنیت انرژی در میان تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی کمک کند.
در این راستا و در سال ۲۰۲۵، شرکت هندوستان پترولیوم لیمیتد یک مکان سنگی زیرزمینی را برای ذخیره سوخت پخت و پز با ظرفیت ۸۰ هزار تن متریک در شهر منگلور در ایالت کارناتاکای هند ایجاد و کل ظرفیت ذخیرهسازی زیرزمینی این سوخت در کشور را به نزدیک به ۱۴۰ هزار تن متریک رساند.
با این وجود، منتقدان باور دارند که اگر جنگ در خلیج فارس از سر گرفته شود، هند ناگزیر به محمولههای بازارهای محلی در مسافتهای طولانی متکی وابسته میشود که این امر نیز میتواند هزینههای حملونقل را افزایش داده و بر قیمتهای داخلی تاثیر بگذارد.
طبق دادههای وزارت نفت، هند در طول سال مالی ۲۰۲۵-۲۰۲۶ (از آوریل تا مارس) ۳۳.۲ میلیون تن گاز مایع (LPG) مصرف کرد که نسبت به سال مالی قبل ۶ درصد افزایش یافته است. تولید داخلی حدود ۴۰ درصد از نیاز کشور به گاز مایع را پوشش میدهد، در حالی که دهلی ۶۰ درصد دیگر را وارد میکند.
موضع دهلی ارتباط نزدیکی با منافع آن در حوزه انرژی، تجارت و حملونقل دارد. هند که دوسوم تقاضای نفت خام خود را از طریق تنگه هرمز تامین میکند، علاوه بر عربستان سعودی و امارات متحده عربی، واردات نفت از روسیه را نیز برای تضمین امنیت انرژی افزایش داده است.
به دلیل بحران اخیر تعرفههای گمرکی با ایالات متحده آمریکا، هند متعهد شد که خرید خود از روسیه را کاهش و واردات خود را از کشورهای خلیج فارس افزایش دهد. با این حال، پس از جنگ ایالات متحده-اسرائیل علیه ایران، دهلی اعلام کرد که به طور موقت خرید نفت از روسیه و حتی ایران را از سر خواهد گرفت. احتمالا در بازگشت هند به نفت روسیه و ایران برای تامین انرژی خود، هماهنگی لازم با ایالات متحده انجام داده است، چون دولت تمایل ندارد که به دلیل این همکاری انرژی، با بحران دیگری با دولت ترامپ روبهرو شود.
عدم ابراز هرگونه موضع حمایتی هند از ایران در این جنگ همچنین میتواند نشانهای از این باشد که احتمالا پروژه بندر چابهار اکنون اهمیت خود را برای دهلی از دست داده است. در ۲۵ سال گذشته، هند، بندر چابهار ایران را به عنوان یک قطب راهبردی در کریدور شمال-جنوب محسوب و از توسعه این بندر حمایت میکرد. با این حال، به دلیل تحولات افغانستان و پیشرفت کُند این کریدور تا حد زیادی اهمیت خود را برای دهلی از دست داده و هند را به جای آن بر توسعه پروژه هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) متمرکز کرده است. شرکای اصلی دهلی در این پروژه اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی هستند.
جهتگیری هند همچنین تا حد زیادی به تشدید رقابت قدرت جهانی مربوط میشود. نفوذ فزاینده چین در منطقه هند و اقیانوسیه و تغییر توازن قدرت منطقهای، دهلی را برانداشت تا در استراتژی امنیتی خود همکاری نزدیکتری با ایالات متحده داشته باشد. علاوه بر این، توسعه همکاری دفاعی و فناوری با اسرائیل به عامل مهمی تبدیل شده است که بر ترجیحات منطقهای هند تاثیر میگذارد. نقشی که صنایع دفاعی اسرائیل در نوسازی نظامی هند ایفا میکند و سازوکارهای همکاری امنیتی توسعهیافته با ایالات متحده نشان میدهد که این رابطه نه فقط ماهیت دیپلماتیک، بلکه ماهیت ساختاری نیز پیدا کرده است. بنابراین، روابط دهلی با تلآویو و واشنگتن را میتوان در چارچوبی مبتنی بر ملاحظات استراتژیک و اقتصادی قرار داد.
با این حال، وقتی موازنههای ژئوپلیتیکی فعلی در جنوب آسیا بررسی میشود، نیاز هند به ایران کاهش نیافته و حتی به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در حالی که درگیریها بین پاکستان و افغانستان ادامه دارد، ایران همچنان با وجود برخی نوسانات، قادر به حفظ روابط نسبتا متعادل با طالبان و پاکستان است. به دلیل این ویژگی، ایران همیشه از نظر ژئوپلیتیکی بازیگر مهمی است که هند به آن نیاز دارد و باید با آن تعامل داشته باشد. بنابراین، هرچند منافع هند تا حد زیادی با منافع اسرائیل، ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس همسو بوده اما دهلی. سعی در حفظ روابط با ایران نیز دارد.
در همین حال، هند در حال حاضر ریاست بریکس را بر عهده دارد. بریکس یک ائتلاف چندجانبه بوده که با هدف به چالش کشیدن هژمونی مالی آمریکا تاسیس شده است. ایران نیز به عنوان عضو بریکس از حمایت چین، روسیه و آفریقای جنوبی برخوردار است. در نتیجه، دهلی تلاش میکند که خود را در تضاد با سایر کشورهای عضو بریکس قرار ندهد.
اگرچه رویکرد هند را میتوان «سکوت راهبردی» نامید، اما عدم محکومیت حمله اسرائیل و ایالات متحده، این تصور را ایجاد میکند که دهلی در این جنگ در کنار متجاوزان است. همچنین نباید فراموش کرد که در نهایت، فشار تحریمهای ایالات متحده، روابط هند با ایران را تیره کرده است. این کشور واردات نفت خود را به میزان قابل توجهی کاهش داده و در اهداف خود در بندر چابهار نرسیده است، بنابراین احتمالا به این نتیجه برسد که باید خود را در کنار ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس قرار دهد. این امر به بهای آسیب رساندن به اعتبار آینده آن به ویژه در بریکس خواهد بود.