به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ فضای حاکم بر بازارهای مالی کشور در روزهای اخیر بیش از هر زمان دیگر رنگ و بوی بلاتکلیفی به خود گرفته است. تداخل ریسکهای سیاسی با نااطمینانیهای اقتصادی، چشمانداز کوتاهمدت پیش روی سرمایهگذاران را مبهم کرده و تصمیمسازی را دشوار ساخته است. در چنین فضایی، سرمایهگذاران نه با یک سناریوی روشن، بلکه با مجموعهای از احتمالات روبهرو هستند که هر لحظه ممکن است با یک خبر یا تصمیم جدید، تغییر مسیر دهد.
بر این اساس، تجربه توقف دوماهه معاملات در بازار سهام، سناریوی بستهشدن دوباره بازارها را از یک احتمال دور، به یک ریسک واقعی تبدیل کرده است. در نتیجه، مساله دیگر صرفا نوسان قیمت داراییها نیست، بلکه نگرانی جدی درباره «دسترسی» به داراییها و «نقدشوندگی» آنها نیز وجود دارد.
به باور کارشناسان در چنین فضایی، اولویت اصلی سرمایهگذاران دستخوش تحول شده است. به عنوان مثال اگر در دورههای عادی، تمرکز بر کسب بازدهی و بهرهگیری از فرصتهای رشد قیمتی قرار داشت، حالا نگاه غالب سرمایهگذاران «کنترل ریسک» و «حفظ اصل سرمایه» است. این جابهجایی در اولویتها را میتوان به عنوان واکنشی طبیعی به افزایش نااطمینانی و تکرار تجربههای محدودیت معاملاتی ارزیابی کرد.
در چنین شرایطی، هرگونه تصمیمگیری شتابزده میتواند هزینهزا باشد و بدین جهت سرمایهگذار خُرد و نهادی هر دو تلاش میکنند با احتیاط بیشتر، سبد دارایی خود را در برابر سناریوهای منفی احتمالی مقاوم کنند. نتیجه این رفتار هم، کاهش تمایل به ریسکپذیری و عقبنشینی از استراتژیهای تهاجمی است. علاوه بر این، یکی از مهمترین تغییرات رفتاری که در میان سرمایهگذاران مشاهده میشود، افزایش سهم داراییهای نقد یا حرکت به سمت ابزارهایی با نقدشوندگی بالا است و در فضایی که امکان اعمال محدودیتهای معاملاتی یا توقف بخشی از بازارها مطرح است، «نقد بودن» به یک مزیت استراتژیک تبدیل شده است.
به بیان دیگر، نقدینگی در چنین دورهای فقط یک ابزار معاملاتی نیست، بلکه نقش «سپر حفاظتی» در برابر شوکهای ناگهانی را ایفا میکند. سرمایهگذاری که بخشی از دارایی خود را در قالب پول نقد یا ابزارهای قابل نقدشوندگی بالا نگه میدارد، در مواجهه با تصمیمات ناگهانی سیاستگذار یا تغییرات غیرمنتظره در محیط سیاسی، قدرت مانور بالاتری خواهد داشت. این رویکرد، از یکسو ریسک گیر افتادن در داراییهای غیرقابل معامله را کاهش میدهد و از سوی دیگر، امکان استفاده از فرصتهای احتمالی پس از فروکشکردن شوکها را فراهم میکند.
در مجموع باید گفت در شرایطی که حجم اخبار ضدونقیض و شایعات افزایش یافته، یکی از جدیترین تهدیدها، غلبه رفتارهای هیجانی بر تصمیمگیری عقلانی است. ترس از آینده مبهم، زمینهساز فروشهای شتابزده و خروج ناگهانی از بازارها میشود؛ همانطور که امید به جهشهای ناگهانی قیمت، میتواند ورودهای هیجانی و بدون تحلیل را دامن بزند.
از اینرو کارشناسان هشدار میدهند واکنش به اخبار لحظهای، بدون بررسی صحت و بدون ارزیابی اثر واقعی آن بر متغیرهای بنیادی، ممکن است زیانهایی به مراتب سنگینتر از خود ریسکهای اصلی به دنبال داشته باشد. بنابراین تاکید بر تصمیمگیری مبتنی بر تحلیل، سناریونویسی و در نظر گرفتن افقهای زمانی مختلف، در چنین فضایی بیش از هر زمان دیگر اهمیت پیدا میکند.