به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در روزهای اخیر، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در توییتی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، به یکی از موضوعات مهم اقتصادی جهانی اشاره کرد که توجه تحلیلگران اقتصادی و سیاسی را به خود جلب کرده است. این توییت به راهاندازی خطوط سواپ ارزی توسط برخی کشورهای عربی برای جلوگیری از فروش غیرقانونی اوراق قرضه ایالات متحده اشاره داشت و این اقدام را آغاز جنگ مالی علیه آمریکا توصیف کرد. در ادامه، به تحلیل دقیقتر این سخنان و چالشهایی که برای اقتصاد آمریکا به وجود آمده است، خواهیم پرداخت.
طبق گزارشهای منتشر شده در ماههای اخیر، برخی کشورهای عربی برای مقابله با فروش غیرقانونی اوراق قرضه ایالات متحده توسط سهامداران این اوراق، خطوط سواپ ارزی راهاندازی کردهاند. محمدباقر قالیباف در توییت خود به نقل از وزیر خزانهداری آمریکا بیان کرد که این کشورها با راهاندازی خطوط سواپ ارزی، تلاش میکنند تا از فروش «خلاف قاعده» اوراق قرضه آمریکایی جلوگیری کنند. این خطوط سواپ ارزی به این معناست که برخی از سرمایهگذاران دولتی و نهادی که صاحب اوراق قرضه آمریکا هستند، دیگر نمیتوانند آزادانه این اوراق را بفروشند و فروش این داراییها تحت محدودیتهای شدید قرار گرفته است.
در ادامه توضیحات قالیباف، وی به حساسیت بالای نظام مالی ایالات متحده نسبت به فروش اوراق قرضه اشاره کرد و افزود: «در واقع یک سقف فروش نانوشته وجود دارد که سرمایهگذاران دولتی و نهادی ملزم به رعایت آن هستند.»
این جمله به طور غیرمستقیم به این نکته اشاره دارد که ایالات متحده ممکن است در صورت تشدید بحرانها، فروش اوراق قرضه خود را به طور کامل متوقف کند. در واقع، این بیان رئیس مجلس نشاندهنده نگرانیهای ایالات متحده از وقوع بحرانهای مالی و اقتصادی است که میتواند تاثیر منفی زیادی بر بازار اوراق قرضه و اقتصاد این کشور داشته باشد.
قالیباف در ادامه هشدارهایی جدی به دارندگان اوراق قرضه آمریکایی داد و از آنها خواست که «تا فرصت دارند، اوراق قرضه را بفروشند.» این جمله نشاندهنده تداوم نگرانیها در مورد آینده اوراق قرضه ایالات متحده است که در صورت وقوع بحرانهای بیشتر ممکن است به طور کامل بلاک شوند. این هشدار به سرمایهگذاران میگوید که پیش از آنکه وضعیت بحرانیتر شود، باید داراییهای خود را نقد کنند و از فروش اوراق قرضه جلوگیری کنند.
رئیس مجلس همچنین در ادامه افزود که در این جنگ مالی، «منحنی بازده سود اوراق قرضه» جبهه اصلی مبارزه است. این منحنی بازده به طور معمول نشاندهنده فشارهای مالی و اقتصادی است که به یک کشور وارد میشود، در اینجا نمادی از چالشهای آمریکا در مدیریت بدهیهای خود است. هرگونه تغییر در منحنی بازده اوراق قرضه میتواند بر اقتصاد جهانی تاثیر بگذارد و بحرانهای مالی گستردهای ایجاد کند.
این اظهارات قالیباف در شرایطی مطرح میشود که تحولات اقتصادی و مالی جهانی به ویژه در ارتباط با اوراق قرضه ایالات متحده و تحریمهای اقتصادی، توجه بسیاری از تحلیلگران اقتصادی را به خود جلب کرده است. در ماههای اخیر، گزارشهای متعددی منتشر شده که از محدودیتهای فروش اوراق قرضه آمریکا و فشارهای اقتصادی بر بازارهای جهانی خبر میدهند. این نگرانیها نشاندهنده آسیبپذیریهای ایالات متحده در پی تشدید بحرانها و چالشهای مالی است که میتواند آینده اقتصادی این کشور را به خطر بیندازد.
کشورهای عربی به ویژه پس از جنگهای طولانی و خسارتهایی که به زیرساختهای خود دیدهاند، نیاز شدیدی به منابع مالی برای بازسازی و تامین نیازهای اقتصادی خود دارند. اوراق قرضه به عنوان یکی از نقدشوندهترین منابع مالی، به ویژه برای تامین مالی پروژههای عمرانی و بازسازی، تبدیل به گزینهای اصلی برای این کشورها شده اما این اقدام که میتواند به طور مستقیم بر بازارهای مالی جهانی تاثیر بگذارد، آمریکا را نگران کرده است.
ایالات متحده برای حفظ قدرت مالی خود و جلوگیری از کاهش ارزش اوراق قرضهاش، محدودیتهایی را برای فروش این اوراق توسط کشورهای عربی اعمال کرده است. قالیباف همچنین به این نکته اشاره کرد که اگر شرایط بحرانیتر شود، فروش اوراق قرضه آمریکایی به طور کامل محدود خواهد شد. این موضوع نشاندهنده نگرانیهای آمریکا از فشارهای اقتصادی و نوسانات مالی است که ممکن است در صورت فروش بیرویه اوراق قرضه به وجود آید.
محدودیتهای اخیر آمریکا در رابطه با فروش اوراق قرضه توسط کشورهای عربی مسبوق به سابقه است. یکی از نمونههای مهم آن مربوط به پروژه نئوم بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی است. در این پروژه، بن سلمان قصد داشت ۵۰۰ میلیارد دلار از داراییهای خود در سهام و بانکهای آمریکا را نقد کند اما مقامات آمریکایی از این اقدام جلوگیری کردند و اجازه ندادند که این مقدار از داراییها آزادانه فروخته شود. در نتیجه بن سلمان مجبور شد ۵ درصد از سهام شرکت آرامکو را بفروشد تا منابع مالی لازم برای پروژه نئوم را تامین کند.
این نمونه نشان میدهد که ایالات متحده در موارد مختلف به طور مکرر برای حفظ قدرت مالی خود از اقداماتی مانند محدود کردن فروش اوراق قرضه و داراییهای خود جلوگیری کرده است. بنابراین، محدودیتهای اخیر آمریکا در رابطه با فروش اوراق قرضه توسط کشورهای عربی را میتوان به عنوان بخشی از یک روند مستمر و قابل پیشبینی در سیاستهای اقتصادی این کشور دانست.
مفهوم اوراق قرضه به عنوان یک چک ضمانت مالی به دنیا، نشاندهنده وضعیت پیچیده اقتصاد آمریکا است. ایالات متحده ۳۹ تریلیون دلار بدهی دارد و کشورهایی مانند ژاپن و چین بزرگترین طلبکاران آن به حساب میآیند. اگر چین یا ژاپن تصمیم بگیرند همه این بدهیها را یکجا نقد کنند، اقتصاد آمریکا با بحران بزرگی روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، آمریکا باید برای تامین این بدهیها سودهای بسیار کلانی را به بدهیهای خود اضافه کند که میتواند به بحران مالی بزرگی در این کشور منجر شود.
برای همین، مقامات آمریکایی از کشورهای مختلف درخواست کردهاند که اوراق قرضه خود را نقد نکنند و در صورت نیاز به پول نقد، از خطوط سواپ ارزی استفاده کنند. این درخواست به طور غیرمستقیم نشاندهنده ترس آمریکا از وقوع بحران بدهی است و تلاش میکند تا با ارائه وام فوری به کشورهای طلبکار، از فشار فروش اوراق قرضه جلوگیری کند.
رئیس مجلس ایران با اشاره به این مساله فاش کرد که آمریکا یک قانون نانوشته دارد که مانع از فروش یکدفعه همه اوراق قرضه خود توسط کشورهای دیگر میشود و سقف فروش برای این اوراق در نظر گرفته شده است. این نکته بسیار حیاتی است که اگر اوضاع بحرانی شود، ایالات متحده ممکن است کلا درها را بسته و پولهای کشورهای دیگر را بلوکه کند، همانطور که این اتفاق برای ۳۰۰ میلیارد دلار از داراییهای روسیه در گذشته رخ داد.
در پایان، تحلیلها و پیشبینیهای اخیر نشان میدهند که آمریکا به ویژه در زمینه اوراق قرضه و مدیریت بدهیهای خود با بحرانهای جدی روبهرو است. این بحرانها میتواند به تحولات مالی گستردهای منجر شود که نه فقط ایالات متحده، بلکه اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار دهد. در این میان، کشورهای طلبکار آمریکا باید با دقت بیشتری تصمیم بگیرند که آیا به وعدههای اقتصادی این کشور اعتماد کنند یا تا پیش از بحرانیتر شدن اوضاع، داراییهای خود را از دهان شیر بیرون بکشند.