اقتصاد معاصر-مهدی بابازاده، پژوهشگر اقتصادی: تصمیم بیسابقه و غافلگیرکننده امارات متحده عربی برای خروج از اوپک و ائتلاف گستردهتر اوپک پلاس، پس از شش دهه عضویت، نمایانگر یکی از مهمترین تحولات ساختاری در اقتصاد سیاسی انرژی در دوران مدرن است. این اقدام که مقامات اماراتی از آن به عنوان یک انتخاب حاکمیتی و استراتژیک یاد میکنند، تنها یک جابهجایی ساده در سهمیههای تولید نیست، بلکه ریشه در ترکیبی پیچیده از منافع اقتصادی ملی، رقابتهای ژئوپلیتیک و تحولات جدید بازار جهانی دارد.
خروج ابوظبی از این بلوک نفتی میتواند نقطه عطفی برای پایان هژمونی سنتی اوپک در قیمتگذاری نفت و سرآغازی بر یک نظم جدید در بازارهای جهانی انرژی باشد.
در هسته مرکزی این تصمیم، یک محاسبه صریح و عملگرایانه اقتصادی نهفته است. امارات در سالهای اخیر صدها میلیارد دلار برای توسعه زیرساختها و افزایش ظرفیت تولید خود سرمایهگذاری کرده و هدفگذاری تولید ۵ میلیون بشکه در روز را در دستور کار قرار داده است. با این حال، محدودیتها و سهمیههای تعیینشده توسط اوپک، تولید این کشور را در حدود ۳.۳ تا ۳.۴ میلیون بشکه در روز متوقف کرده بود. این محدودیت تولید، با احتساب نفت ۹۰ دلاری، به معنای چشمپوشی امارات از درآمدی معادل ۵۰ میلیارد دلار در سال است. با توجه به هزینه بسیار پایین تولید نفت در این کشور، حدود ۲ دلار برای هر بشکه در خشکی و ۴ دلار در دریا، محدودیتهای اوپک توجیه اقتصادی خود را برای ابوظبی از دست داده بود.
اماراتیها با درک چشمانداز آینده تقاضای انرژی، استراتژی استفاده از فرصت تا پیش از پایان عصر نفت را در پیش گرفتهاند و قصد دارند پیش از کاهش احتمالی تقاضای جهانی در دهههای آینده، استخراج و درآمدزایی از ذخایر خود را به حداکثر رسانده و در صنایع پاییندستی مانند پتروشیمی سرمایهگذاری کنند.
یکی دیگر از عوامل بنیادین در این تصمیم، تغییر موازنه قدرت در بازار جهانی نفت و ظهور ایالات متحده به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است. انقلاب نفت شیل، پویاییهای داخلی اوپک را به طور اساسی مختل کرد. در حالی که اعضای اوپک برای حفظ تعادل قیمتها از تولید و درآمد خود میکاستند، ایالات متحده با افزایش تولید خود به بیش از ۱۳.۵ میلیون بشکه در روز، سهم بازار کشورهای خلیج فارس را تصاحب کرد. برای امارات، قربانی کردن سهم بازار و درآمد ملی در حالی که تولیدکنندگان آمریکایی در حال گسترش سلطه خود هستند، دیگر منطقی نبود. این خروج همچنین نشاندهنده همسویی استراتژیک بیشتر ابوظبی با واشنگتن است؛ رویکردی که احتمالا با تشویق ایالات متحده و وعدههای حمایت مالی همراه بوده؛ چرا که تضعیف کارتل اوپک همواره از اهداف استراتژیک آمریکا برای کاهش قیمت جهانی انرژی و در دست گرفتن ابتکار عمل در بازار نفت محسوب میشود.
ابعاد ژئوپلیتیک و رقابتهای درونمنطقهای نیز نقشی کاتالیزور در این جدایی ایفا کردهاند. روابط ابوظبی و ریاض در سالهای اخیر بر سر مسائل متعددی از جمله جنگ یمن، بحران سودان و رقابت بر سر هژمونی اقتصادی در منطقه، رو به سردی گذاشته است. امارات که به عنوان یک قدرت منطقهای جاهطلب و باثبات ظاهر شده، دیگر تمایلی به ایفای نقش دوم در سایه سیاستهای تحت سلطه عربستان سعودی در اوپک ندارد و از سرعت پایین تصمیمگیریها در نهادهایی مانند شورای همکاری خلیج فارس نیز ناراضی است؛ به طوری که اخیرا به صورت مستقل ۳۶ شراکت تجاری آزاد امضا کرده است.
علاوه بر این، تبعات جنگ با ایران و هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی امارات با بیش از ۲۰۰۰ موشک و پهپاد و همچنین اختلال در مسیر صادراتی تنگه هرمز، به اقتصاد عمومی و بخش گردشگری این کشور آسیب جدی وارد کرده است. انتقاد آشکار امارات از واکنش ضعیف متحدان عرب خود به این حملات، این کشور را متقاعد کرد که برای حفاظت از اقتصاد و شهروندان خود نیازمند اتخاذ تدابیر مستقل و تقویت جریانهای درآمدی است.
پیامد این تصمیم برای آینده ساختار مدیریت بازار نفت بسیار عمیق است. امارات صرفا یک عضو عادی نبود، بلکه با تامین حدود یکهشتم عرضه اوپک، سومین تولیدکننده بزرگ و یکی از قانونمدارترین اعضای آن محسوب میشد که ظرفیت مازاد واقعی حدود یک میلیون بشکه در روز برای تنظیم فوری بازار در اختیار داشت. با خروج امارات، توانایی عربستان سعودی برای اعمال انضباط درونسازمانی و مدیریت نوسانات بازار به شدت کاهش مییابد.
این رویداد میتواند به عنوان یک اثر دومینو عمل کرده و دیگر تولیدکنندگان ناراضی مانند ونزوئلا یا قزاقستان را که سابقه نادیده گرفتن سهمیهها را دارند، به خروج ترغیب کند. فقدان ظرفیت مازاد در اوپک به معنای افزایش شدید نوسانات قیمتی در آینده و احتمال بروز جنگهای قیمتی جدید برای کسب سهم بازار خواهد بود.
خروج امارات متحده عربی از اوپک، صرفا یک تاکتیک کوتاهمدت برای فروش نفت بیشتر نیست، بلکه پایان یک دوره تاریخی از حاکمیت کارتلی بر بازار انرژی است. ابوظبی با اولویت دادن به منافع ملی، تسریع در نقد کردن ذخایر هیدروکربنی خود و همسویی بیشتر با واقعیتهای جدید اقتصاد جهانی، مسیر خودمختاری استراتژیک را برگزیده است. این تحول بنیادین، معماری مدیریت جهانی انرژی را تغییر داده و بازارها را وارد دوران جدیدی از رقابت آزادتر خواهد کرد؛ دورانی که در آن، کارتل اوپک به سازمانی بسیار کمتوانتر از شش دهه گذشته تبدیل شده و ابتکار عمل بازار به طور فزایندهای به دست پویاییهای عرضه مستقل، به ویژه از سوی ایالات متحده آمریکا خواهد افتاد.