به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار جهانی نفت در آغاز ماه می ۲۰۲۶ با یکی از پیچیدهترین و پرریسکترین دورههای خود در سالهای اخیر مواجه شده است؛ دورهای که در آن، ترکیب تنشهای ژئوپلیتیک، اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی و تغییر در آرایش قدرت میان تولیدکنندگان، ساختار عرضه و تقاضا را بهطور جدی مختل کرده و قیمتها را به سطوحی بیثبات رسانده است. در قلب این تحولات، تنگه هرمز بهعنوان حیاتیترین شاهراه انتقال انرژی جهان، به کانون بحران تبدیل شده؛ گذرگاهی که پیش از آغاز درگیریها، حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکرد، اما اکنون عملاً با محدودیتهای شدید و ریسکهای امنیتی بیسابقه روبهرو است.
اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز که از اواخر فوریه شدت گرفته، بهسرعت خود را در آمار واردات نفت آسیا نشان داده است. دادهها حاکی از آن است که واردات نفت این منطقه از ۲۷.۵۲ میلیون بشکه در روز در فوریه، به ۲۴.۴۸ میلیون در مارس و در نهایت به ۱۹.۳۹ میلیون بشکه در روز در آوریل کاهش یافته است. این افت بیش از ۸ میلیون بشکهای در روز، یکی از شدیدترین کاهشها در بیش از یک دهه اخیر محسوب میشود و نشاندهنده اختلال عمیق در زنجیره تامین انرژی است.
این کاهش صرفا یک عدد نیست؛ بلکه بیانگر کاهش خوراک پالایشگاهها، افت تولید فرآوردههای نفتی و در نهایت فشار بر قیمت سوخت در اقتصادهای وابسته به واردات است. بسیاری از پالایشگاههای آسیایی اکنون یا با ظرفیت پایینتر فعالیت میکنند یا ناچار به بازنگری در ترکیب خوراک خود شدهاند.
در میان کشورهای آسیایی، کره جنوبی و ژاپن بیشترین آسیب را از این بحران متحمل شدهاند. کره جنوبی که پیش از بحران روزانه حدود ۱.۷۳ میلیون بشکه نفت از مسیر هرمز وارد میکرد، در آوریل عملا واردات خود از این مسیر را به صفر رسانده است. این کاهش بیسابقه، مجموع واردات نفت این کشور را به پایینترین سطح در ۱۳ سال اخیر رسانده است.
ژاپن نیز شرایط مشابهی را تجربه میکند. واردات این کشور از تنگه هرمز از بیش از ۲ میلیون بشکه در روز به فقط ۱۳۹ هزار بشکه سقوط کرده است. چنین افتی، زنگ خطر جدی برای امنیت انرژی این کشورها محسوب میشود و وابستگی شدید آنها به مسیرهای محدود انتقال انرژی را آشکار میسازد.
در واکنش به این کمبود، کشورهای آسیایی تلاش کردهاند منابع جایگزین را فعال کنند. در این میان، ایالات متحده به یکی از مهمترین گزینهها تبدیل شده و پیشبینی میشود صادرات نفت این کشور به آسیا در ماه می به حدود ۲.۰۸ میلیون بشکه در روز برسد؛ رقمی که نسبت به ۱.۱۰ میلیون بشکه در آوریل رشد قابل توجهی را نشان میدهد.
با این حال، این افزایش همچنان فاصله زیادی با حجم از دسترفته از خاورمیانه دارد. علاوه بر این، محدودیتهای لجستیکی، هزینههای بالاتر حملونقل و زمان طولانیتر انتقال، باعث شده این گزینه صرفا نقش یک مُسکن موقت و نه یک راهحل پایدار را ایفا کند. در نتیجه، احتمال کاهش نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها و افزایش قیمت فرآوردههای نفتی در کوتاهمدت تقویت شده است.
در چنین شرایطی، ائتلاف اوپکپلاس برای سومین ماه متوالی تصمیم به افزایش تولید گرفته و اعلام کرده در ماه ژوئن حدود ۱۸۸ هزار بشکه در روز به تولید خود خواهد افزود. با این حال، این تصمیم بیش از آنکه تاثیر واقعی بر عرضه جهانی داشته باشد، جنبه نمادین و روانی دارد.
دلیل اصلی این موضوع، وابستگی بخش قابل توجهی از صادرات اعضای این ائتلاف به تنگه هرمز است. به بیان دیگر، حتی اگر تولید افزایش یابد، محدودیت در انتقال باعث میشود این نفت بهراحتی به بازارهای جهانی نرسد. بنابراین، اقدام اوپکپلاس را باید بیشتر در چارچوب مدیریت انتظارات بازار و ارسال پیام ثبات و انسجام تحلیل کرد.
اهمیت این تصمیم زمانی بیشتر میشود که خروج امارات متحده عربی از اوپک را در نظر بگیریم؛ رخدادی که میتواند توازن قدرت در این ائتلاف را تغییر دهد. در صورت فروکش کردن تنشها و بازگشایی کامل تنگه هرمز، احتمال رقابت شدید میان تولیدکنندگان برای افزایش سهم بازار وجود دارد.
چنین رقابتی میتواند به مازاد عرضه منجر شود و در میانمدت فشار نزولی بر قیمتها وارد کند. با این حال، در شرایط فعلی که عرضه بهشدت محدود شده، این سناریو در اولویت بازار قرار ندارد و تمرکز اصلی همچنان بر ریسکهای ژئوپلیتیک است.
بازار نفت در روزهای اخیر بهشدت به اخبار سیاسی و امنیتی واکنش نشان داده است. ادعای ایران مبنی بر هدف قرار دادن یک ناوچه جنگی آمریکا در تنگه هرمز -که توسط واشنگتن رد شد- به سرعت باعث افزایش بیش از ۳ درصدی قیمت نفت شد.
در معاملات روز دوشنبه، قیمت نفت برنت به ۱۱۱.۸۱ دلار و نفت WTI به ۱۰۵.۳۴ دلار در هر بشکه رسید. این جهش قیمتی نشان میدهد که حتی اخبار تاییدنشده نیز میتواند در شرایط فعلی، به عنوان یک محرک قوی برای بازار عمل کند. در کنار این موضوع، گزارشهایی از حمله به یک نفتکش در نزدیکی فجیره نیز منتشر شده که سطح نااطمینانی را افزایش داده و ریسک عبور از این منطقه را بالا برده است.
آنچه بازار نفت را در شرایط کنونی متمایز میکند، کاهش نقش متغیرهای سنتی و افزایش وزن عوامل سیاسی است. در حالی که در شرایط عادی، توازن عرضه و تقاضا تعیینکننده قیمتهاست، اکنون این تحولات ژئوپلیتیک، تنشهای نظامی و بنبستهای دیپلماتیک هستند که جهت بازار را مشخص میکنند.
بنبست در مذاکرات میان آمریکا و ایران، تهدیدهای متقابل نظامی و تلاشها برای کنترل امنیت تنگه هرمز، همگی عواملی هستند که باعث شدهاند ریسک ژئوپلیتیک در بالاترین سطوح خود باقی بماند.
در مجموع، بازار جهانی نفت در وضعیت بسیار شکنندهای قرار دارد. ادامه محدودیت در تنگه هرمز، نبود چشمانداز روشن از مذاکرات سیاسی و افزایش ریسکهای امنیتی، همگی عواملی هستند که احتمال تداوم قیمتهای بالا و نوسانات شدید را تقویت میکنند.
در چنین شرایطی، حتی تصمیمات تولیدی اوپکپلاس نیز تاثیر فوری محدودی بر بازار دارند و بیشتر بهعنوان سیگنالهایی برای مدیریت انتظارات تلقی میشوند. مسیر آینده قیمت نفت، دستکم در کوتاهمدت، بیش از هر چیز به تحولات سیاسی و امنیتی گره خورده است.
اگر تنشها کاهش نیابد، بازار میتواند با شوکهای قیمتی جدید مواجه شود؛ اما در صورت بازگشت ثبات به تنگه هرمز، احتمال تغییر سریع روند و حتی اصلاح قیمتها نیز وجود خواهد داشت. تا آن زمان، بازار نفت همچنان در وضعیت «انتظار و اضطراب» باقی خواهد ماند.