اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۴/ارديبهشت/۱۴۰۵ | ۰۹:۰۷
۰۹:۰۰ ۱۴۰۵/۰۲/۲۴
صالحی، کارشناس اقتصادی در گفت‌وگوی تفصیلی با اقتصاد معاصر پاسخ داد

نقش چین و روسیه در بازسازی زیرساخت‌های ایران چه باید باشد؟

کارشناس اقتصادی گفت: نگرانی من از جنگ اقتصادی نیست؛ دشمن هر آنچه می‌توانست انجام داد. اکنون زمان جهادگری، سرعت عمل و استفاده بهینه از فرصت‌های محدود است. ظرفیت‌های جغرافیایی، مرزها و زیرساخت‌ها مزیت ما هستند و هیچ مسیر جایگزین پایدار برای دشمن وجود ندارد.
کد خبر:۵۰۱۹۰

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در ماه‌های اخیر تحولات اقتصادی و نوسانات بازار بار دیگر بحث درباره سیاست‌گذاری‌های مالی، معیشت خانوار‌ها و آینده سرمایه‌گذاری را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های افکار عمومی تبدیل کرده است.

 بسیاری از کارشناسان معتقدند بخشی از مشکلات موجود ریشه در تصمیم‌های کوتاه‌مدت، نبود ثبات در برنامه‌ریزی و ضعف در پیش‌بینی روند‌های اقتصادی دارد؛ مسائلی که آثار آن را می‌توان در بازار ارز، تورم و کاهش قدرت خرید مردم مشاهده کرد.

در چنین شرایطی، بررسی دقیق ابعاد این تحولات و تحلیل چشم‌انداز پیش‌رو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. فعالان اقتصادی و شهروندان عادی هر دو به دنبال پاسخ این پرسش هستند که سیاست‌های فعلی تا چه اندازه می‌تواند به ایجاد ثبات کمک کند و چه راهکار‌هایی برای عبور از وضعیت کنونی وجود دارد.

از سوی دیگر نقش تصمیم‌گیران اقتصادی در مدیریت انتظارات و بازگرداندن اعتماد به بازار‌ها بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است.به همین خاطر به سراغ احمد صالحی، کارشناس اقتصادی رفتیم تا برای واکوی چنین مسائلی با او گفت‌و‌گو کنیم.

اقتصاد معاصر: دشمن چه زیرساخت‌هایی را در ایران هدف قرار داده و چه آسیب‌هایی ایجاد کرده است؟

صالحی: دشمن با تهدید به زدن زیرساخت‌ها، عملاً بخش‌های مهمی از صنایع پالایشی و پتروشیمی ایران را هدف قرار داده است. در صنعت پالایش، بخشی از تاسیسات شرکت ملی پخش و پالایشگاه گازی عسلویه آسیب دیده‌اند. در صنعت پتروشیمی، مراکز یوتیلیتی ماهشهر و عسلویه هدف حمله قرار گرفتند. هر پلنت یا واحد پالایشی و پتروشیمی شامل یک بخش فرآیند و یک بخش جانبی یا یوتیلیتی است. بخش فرآیند اصلی، تبدیل گاز و محصولات پتروشیمی را انجام می‌دهد و شامل لوله‌ها و مخازن تحت فشار با دمای مشخص است. بخش یوتیلیتی، برق، دما و فشار مورد نیاز پلنت را تأمین می‌کند و به نوعی یک نیروگاه کوچک محسوب می‌شود. دشمن این بخش‌ها را هدف قرار داده و آسیب زده است.

اقتصاد معاصر: در دوره بازسازی پس از جنگ، با از دست رفتن درآمد‌های ارزی چه باید کرد؟

صالحی: از دست رفتن درآمد‌های ارزی محدودیت‌هایی در واردات ایجاد کرده است. با این حال، بارندگی‌های خوب امسال و مدیریت صحیح در حوزه کشاورزی می‌تواند بخش عمده‌ای از نیاز‌های وارداتی، به‌ویژه کالا‌های اساسی و دارو را تأمین کند. از مجموع واردات حدود ۱۷–۱۸ میلیارد دلاری کالا‌های اساسی و دارو، می‌توان ۴–۵ میلیارد دلار صرفه‌جویی کرد. این امر امکان دارد تا منابع آزاد شده برای بازسازی پلنت‌ها و زیرساخت‌های آسیب‌دیده مورد استفاده قرار گیرد. بازسازی سریع پلنت‌ها اهمیت دارد و بازدید‌های میدانی نشان داده است که برخی کارفرما‌ها پای کار آمده و پلنت‌ها را به مدار برگردانده‌اند.

اقتصاد معاصر: مستندسازی صنعتی بازسازی‌ها چه اهمیتی دارد؟

صالحی: مستندسازی صنعتی این پلنت‌ها ضروری است، زیرا اطلاعات حاصل از آسیب‌ها و بازسازی‌ها ارزش علمی دارد. مانند تجربه زلزله بم، دانشجویان مهندسی عمران و زلزله برای بررسی عملکرد ساختمان‌ها به محل‌ها هجوم آوردند و پس از آن ضرایب آیین‌نامه زلزله ایران تغییر کرد. مستندسازی صنعتی پلنت‌ها می‌تواند مرجع صد‌ها پایان‌نامه و پژوهش علمی باشد و به غنای علمی کشور کمک کند.

اقتصاد معاصر: آیا بازسازی پلنت‌ها نیازمند همکاری خارجی است و چگونه باید انجام شود؟

صالحی: بازسازی پلنت‌ها حتماً باید با همکاری چین انجام شود. از فایننس چینی برای بازسازی پلنت‌ها استفاده می‌شود و درآمد‌های ناشی از تنگه هرمز و بخشی از نفت می‌تواند به عنوان وثیقه و بازپرداخت در نظر گرفته شود. اگر قرار باشد دولت منابع مستقیم تخصیص دهد، بروکراسی طولانی مانع اجرای سریع پروژه‌ها می‌شود؛ بنابراین پیشنهاد شده که هر پلنت آسیب‌دیده، مشتری چینی داشته باشد و با قرارداد پیش‌فروش محصولات به مدت ۵–۶ سال و تخفیف معقول، منابع مالی بازسازی تأمین شود. این روش مسئولیت اجرایی را روی مشتری چینی می‌گذارد و احتمال موفقیت پروژه را بالاتر می‌برد.

اقتصاد معاصر: با وجود کسری بودجه و اثرات جنگ، چگونه می‌توان خسارت‌های اقتصادی را مدیریت کرد؟

صالحی: کسری بودجه اقتصاد ایران قدمتی طولانی دارد و از اواسط دهه ۴۰ شروع شده است، اما به آرامی کاهش یافته است. کاهش وابستگی به درآمد‌های نفتی از حداقل ۱۲ درصد در ۲–۳ سال پیش به حدود ۲۵–۳۰ درصد اکنون، مسیر مثبتی ایجاد کرده است. در بودجه سال ۱۴۰۵، قیمت نفت ۵۴ دلار در نظر گرفته شده بود، اما اکنون نفت حدود ۱۰۰ دلار و بیشتر به فروش می‌رسد. حجم فروش در ۴۰ روز ابتدای جنگ بالاتر بوده است. این وضعیت باعث گشایش محدود در تراز خارجی و کنترل نسبی اثرات تورمی می‌شود. جنگ‌ها معمولاً موجب کسری بودجه و افزایش موقت تورم می‌شوند، اما با بازگشت زندگی به حالت عادی، شرایط اقتصادی بهبود می‌یابد و تورم شدید نخواهد بود.

اقتصاد معاصر: آیا در صورت وقوع جنگ، انتظار ایران از چین و روسیه برای کمک نظامی واقعی بود؟

صالحی: بر اساس تحلیل‌ها و باور‌های رایج، تصور می‌شد اگر ایران وارد جنگ شود، چین یا روسیه هم به کمک می‌آیند، اما چنین انتظاری میان نخبگان کشور وجود نداشته است. از بین نخبگان با گرایش‌های مختلف سیاسی—غرب‌گرا، شرق‌گرا، اصولگرا، اصلاح‌طلب، طرفدار نظام یا اپوزیسیون—هیچ‌کس نظری مبنی بر همراهی نظامی چین و روسیه نداشت. در رسانه‌ها مرتب گفته می‌شود که ایران به چین و روسیه دل بسته، اما هیچ مدرکی مبنی بر پیمان نظامی یا تعهد نظامی رسمی وجود نداشته است. مثال‌ها شامل پاکستان و عربستان است که با وجود پیمان نظامی، کمک مستقیم به یکدیگر نکردند. در جنگ اوکراین و روسیه نیز ایران تنها شاهد ارائه اطلاعات توسط روسیه بود و هیچ عملیات مشترک نظامی انجام نشده است.

اقتصاد معاصر: همکاری‌های نظامی ایران با روسیه چه محدودیت‌ها و واقعیت‌هایی داشت؟

صالحی: رئیس‌جمهور روسیه و سفیر ایران در مسکو در مصاحبه‌های رسمی تأکید کرده‌اند که تجهیزات مورد نیاز ایران تأمین شده است. پیشنهاد ایجاد شبکه پدافندی یکپارچه برای ایران نیز ارائه شد، اما مورد قبول قرار نگرفت. تجربه نشان می‌دهد ایران باید شبکه دفاعی مستقل خود را داشته باشد و این شبکه نباید با شبکه روسیه تداخل داشته باشد. در گذشته، سامانه‌های اس ۳۰۰ و اس ۴۰۰ با تاخیر زمانی تحویل شد، به دلیل رعایت تحریم‌های بین‌المللی، اما اکنون محدودیت‌ها برداشته شده است و همکاری‌های نظامی روسیه با ایران در سطح بالایی ادامه دارد، شامل هواپیما‌های میگ-۲۹، سوخو-۳۵ و سامانه‌های ضدهوایی.

اقتصاد معاصر: همکاری نظامی ایران با چین در چه سطحی بود و چه محدودیت‌هایی داشت؟

صالحی: سطح همکاری نظامی ایران با چین کمتر از روسیه بود. با این حال، پس از جنگ‌های کوتاه، محموله‌های سوخت موشک و مواد شیمیایی وارد ایران شد و اطلاعات ماهواره‌ای غربی‌ها نشان داد که چین کمک اقتصادی و لجستیکی به ایران کرده است. اهمیت اطلاعات دقیق در جنگ، حتی از تجهیزات فیزیکی نیز بالاتر ارزیابی می‌شود، زیرا دقت شلیک و موفقیت عملیات به داده‌های اطلاعاتی وابسته است.

اقتصاد معاصر: ایران چگونه توانست از تحریم‌ها و فشار‌ها عبور کند و تجارت خود را ادامه دهد؟

صالحی: ایران ۱۵ تا ۱۶ همسایه دارد و محاصره کامل غیرممکن است. حمل و نقل دریایی سهم بیشتری دارد، اما ایران می‌تواند با استفاده از مسیر‌های زمینی و دریایی، تجارت خود را ادامه دهد. در حوزه اقتصادی، سیاسی و نظامی، ایران و چین همزمان اقداماتی قوی انجام دادند تا فشار غربی‌ها را کاهش دهند. مثال مهم این است که بستن تنگه هرمز بیشترین تأثیر را بر چین دارد، زیرا چین حدود ۱۱ میلیون بشکه نفت وارد می‌کند و ۵۰–۶۰ درصد آن از تنگه هرمز عبور می‌کند، در حالی که آمریکا کمتر تحت تأثیر است. چین با ذخایر استراتژیک خود فشار سنگین را تحمل کرده و در مقابل تهدیدات ایران واکنش‌های اقتصادی و سیاسی هماهنگ داشته است.

اقتصاد معاصر: آیا چین و روسیه در جنگ واقعی با آمریکا در کنار ایران قرار گرفتند؟

صالحی: هیچ اثری از همراهی نظامی دوشادوش ایران با آمریکا در جنگ وجود نداشت. هیچ توافقنامه رسمی نظامی میان ایران و چین یا روسیه برای مشارکت مستقیم در جنگ مشاهده نشده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد این ایده بیشتر در رسانه‌های خارجی و شبکه‌هایی مانند ایران اینترنشنال مطرح می‌شود، اما در داخل کشور و میان نخبگان سیاسی، چنین انتظاری وجود نداشته است.

اقتصاد معاصر: بستن تنگه باب‌المندب چه تأثیری در جنگ دارد و آیا عملیاتی است؟

صالحی: تجربه ۹ سال جنگ یمن و عربستان نشان داده است که بستن یا محدود کردن تردد در تنگه باب‌المندب قابلیت اجرایی دارد. با این حال، نمی‌توان انتظار داشت که مانند ایران ۱۰۰ درصد مسیر بسته شود، اما اختلال در کشتیرانی در دریای سرخ ممکن است. پل رابین کروگمن، اقتصاددان برجسته، مدلی برای پیش‌بینی قیمت نفت ارائه کرده که در سناریوی حمله به تاسیسات نفتی ایران و اختلال در تردد دریای سرخ، قیمت نفت بین ۹۰ تا ۳۷۲ دلار پیش‌بینی می‌شود. این افزایش شدید قیمت، ناشی از اختلال واقعی عرضه نفت در مسیر‌های حیاتی است و نه تحلیل تکنیکال بازار یا روانشناسی معامله‌گران. اگر این بحران ادامه یابد، قیمت‌ها تا حدی بالا می‌رود که مصرف‌کنندگان تصمیم به کاهش مصرف سوخت بگیرند، مشابه بحران نفتی ۱۹۷۳. این موضوع نشان می‌دهد اهمیت استراتژیک تنگه باب‌المندب و دریای سرخ در بازار جهانی نفت چقدر بالاست.

اقتصاد معاصر: وابستگی ایران به درهم امارات و نقش سکوی تجاری چگونه تحت تأثیر جنگ تغییر می‌کند؟

صالحی: در ابتدای جنگ، خبر‌هایی درباره مصادره دارایی‌های ایرانی‌ها در امارات و لغو ویزا‌ها منتشر شد، اما وضعیت واقعی متفاوت بود. ایران سال‌هاست پروژه کاهش وابستگی به تهران و سیستم درهم امارات را دنبال می‌کند و این جنگ می‌تواند نقش کاتالیزوری برای تسریع این فرآیند باشد. بخشی از تراکنش‌های مالی ایران روی درهم است، ولی بخش‌های دیگر روی دلار، یوان چین و مسیر‌های مختلف مانند استانبول و هرات انجام می‌شود. هدف کاهش ۵۰ درصدی وابستگی به درهم طی یک سال است، بدون ایجاد تنش ناگهانی با امارات یا آمریکا. این فرآیند باعث همراستایی بیشتر منافع ایران و چین در تجارت می‌شود و تبادلات انرژی و کالا با چین از طریق یوان انجام می‌گیرد.

اقتصاد معاصر: پترویوان چگونه می‌تواند به نظام ارزی و انرژی ایران کمک کند؟

صالحی: پترویوان یعنی یوان حاصل از فروش هیدروکربن و انرژی‌های فسیلی. این مدل معاملاتی بزرگ‌ترین معاملات انرژی ایران را شامل می‌شود. اگرچه ایجاد نظام پولی جدید دشواری‌هایی دارد، تجربه بانک مرکزی ایران از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ در راه‌اندازی SPV نشان داده که این قابلیت توسعه و مقیاس‌پذیری دارد. بخش‌های محدودی از نظام اجرایی و سیاسی کشور در حال کار روی این موضوع هستند و جنگ می‌تواند به عنوان محرک برای تسریع این اقدامات عمل کند.

اقتصاد معاصر: آیا این اقدامات قابل اجرا هستند و چقدر پیشرفت داشته‌اند؟

صالحی: اقدامات پترویوان و کاهش وابستگی به درهم قابل اجرا هستند و بخشی از آن هم‌اکنون عملیاتی شده است. تجربه بانک مرکزی در ایجاد SPV نشان می‌دهد این سیستم قابلیت مقیاس‌پذیری دارد و جنگ می‌تواند عامل فشار و تسریع در اجرای این طرح‌ها باشد.

اقتصاد معاصر: چرا استفاده از یوان در تجارت با چین همیشه روی کاغذ باقی مانده و نتوانسته‌ایم آن را اجرایی کنیم؟

صالحی: مشکل اصلی فقدان «مدیر پروژه» یا «کارگردان» برای این موضوع است. روابط اقتصادی ایران با چین به یک کاراکتر رهبری نیاز دارد که بتواند تمام ارکان و دستگاه‌های مرتبط را هماهنگ کند. در حال حاضر چنین شخصیتی وجود ندارد و کار‌ها پراکنده و ناکارآمد پیش می‌رود. کمیسیون مشترک ایران و چین که وزیر اقتصاد ریاست آن را برعهده دارد، به دلیل داشتن هزاران مسئولیت دیگر، نمی‌تواند تمرکز لازم را برای اجرای این روابط داشته باشد. برای موفقیت، نیاز به یک مدیر پروژه قدرتمند سیاسی و متمرکز داریم که بتواند اتاق فرماندهی داخلی ایجاد کند و هماهنگی میان بانک مرکزی، وزارت نفت، سازمان توسعه تجارت و سایر نهاد‌های مرتبط با صادرات به چین را برقرار کند. تجربه SPV از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ نشان داد که این سیستم عملیاتی شد، اما بدون هماهنگی کامل ارکان مختلف، هیچگاه به ظرفیت کامل خود نمی‌رسد.

اقتصاد معاصر: برای استفاده از مرز‌های همسایه و لجستیک زمینی چه اقداماتی انجام شده و چه محدودیت‌هایی وجود دارد؟

صالحی: از سال ۱۴۰۱ به بعد، ظرفیت همسایگان برای واردات و صادرات فعال شد. بخش قابل توجهی از کالای اساسی از مرز‌های شمالی، شمال غربی و شرقی وارد شده و صادرات نیز از مرز‌های شرقی انجام می‌شود. با این حال، ابزار‌های زمینی و ریلی از نظر حجم و هزینه قابل مقایسه با حمل دریایی نیستند؛ به عنوان مثال، یک کشتی ۵۰ هزار تنی ذرت یا کنجاله را باید با حدود ۲۵۰۰ کامیون حمل کرد. با توجه به محاصره دریایی، فعال‌سازی مسیر‌های زمینی ضروری است. چین به عنوان یکی از پیشروترین کشور‌های اقتصادی، علاوه بر مسیر‌های دریایی، شبکه ریلی و جاده‌ای خود را از مالاگا و گواتر تا جیبوتی و کانال سوئز فعال کرده است. ایران نیز از مسیر ریلی به چین استفاده می‌کند و حتی در مرز‌های قزاقستان، بندر خشک و پایانه‌های ریلی ایجاد شده‌اند تا حمل و نقل زمینی سازمان‌دهی شود. این زیرساخت‌ها دشمن را مجبور می‌کند انتخاب‌های محدودی داشته باشد و حمل و نقل زمینی ایران به سختی مهار می‌شود.

اقتصاد معاصر: اهمیت تنوع‌بخشی به مبادی تامین کالا‌های اساسی و ارتباط با همسایگان چیست؟

صالحی: بخش قابل توجهی از کالا‌های اساسی و نهاده‌های امنیت غذایی کشور از مسیر‌های زمینی و مرزی تامین می‌شوند. طی جنگ، تجار ایرانی چند کشتی ۴۰ هزار تنی در بنادر جنوبی تخلیه کردند که هم به امنیت غذایی کمک کرد و هم سودآور بود. این نشان می‌دهد استفاده از تمام ظرفیت‌های جغرافیایی، همسایگان و مسیر‌های زمینی مکمل حمل و نقل دریایی است و کشور از این مزیت‌ها به خوبی بهره‌برداری می‌کند.

اقتصاد معاصر: برنامه بعدی دشمن برای ایران ممکن است جنگ اقتصادی باشد؛ در این زمینه برنامه ما در حوزه پدافند غیرعامل چیست؟

صالحی: نگرانی اصلی از جنگ اقتصادی وجود ندارد، زیرا دشمن هر آنچه می‌توانسته انجام داده است. محاصره دریایی و تلاش برای جلوگیری از صادرات نفت به چین روش‌های دیگری ندارد. تجربه نشان داده حتی اقدامات شدیدتر مانند توقیف کشتی‌ها یا شلیک به کشتی‌ها هم نتوانسته کنترل اقتصادی ایران را متوقف کند. راهکار ما همان اقدامات شناخته شده است؛ با قدرت بیشتر، جهادگری و سرعت عمل، تحمل و دست دست کردن جایگاهی ندارد. همان کار‌هایی که می‌دانیم باید انجام دهیم، در نهایت پیروز خواهند شد.

اقتصاد معاصر: وضعیت حقوقی و استراتژیک تنگه هرمز چگونه است و ایران چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد؟

صالحی: از نظر حقوقی، تنگه هرمز ۲۱ مایل عرض دارد و آب‌های سرزمینی ایران و عمان در این تنگه ۱۲ مایل است. خط وسط تنگه به عنوان آب بین‌المللی محسوب نمی‌شود، بلکه نیمی برای ایران و نیمی برای عمان است. همکاری با عمان ضروری و مفید است، زیرا منافع اقتصادی مشترک داریم و تعامل مثبت وجود دارد. با این حال، نباید در مورد درآمد‌ها اغراق کرد؛ نکته مهم‌تر، نظام‌سازی و مدیریت پایدار است. دشمنان با همراهی برخی کشور‌های عربی ممکن است تلاش کنند مسیر‌های جایگزین برای عبور نفت ایجاد کنند، مانند خط لوله‌های موازی از عراق، کویت و عربستان به عمان یا عبور از کانال سوئز و باب‌المندب.

اقتصاد معاصر: چگونه می‌توانیم این تهدیدات را اعتبارزدایی کنیم؟

صالحی: راهکار، استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های موجود است. قبل از پایان جنگ، لازم است پیام بازدارنده‌ای به دشمن منتقل شود؛ مثلاً با نشان دادن آسیب‌پذیری تاسیسات بالادستی نفت، به دشمن فهمانده شود که هیچ مسیر جایگزینی پایدار نیست. این تاسیسات شامل مخازن و پالایشگاه‌های مهمی است که بازسازی آنها میلیون‌ها سال طول می‌کشد و در ایران، کویت، بصره و خوزستان قرار دارند. این ظرفیت یک فرصت زمانی محدود است و باید به شکل بهینه از آن استفاده کرد تا دشمن نتواند تکیه‌گاهی برای دور زدن تحریم‌ها و ایجاد مسیر جایگزین اقتصادی پیدا کند.

ارسال نظرات
captcha