اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۴/ارديبهشت/۱۴۰۵ | ۱۱:۱۲
۱۱:۰۰ ۱۴۰۵/۰۲/۲۴

تعطیلی اجباری و سناریوهای پیش روی بورس

تعطیلی اجباری بورس در حالی این روزها عادی شده که سناریوهای جنگ، صلح یا وضعیت خاکستری پیش سهامداران است.
کد خبر:۵۰۳۰۰

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ هفته‌ها است که نبض اقتصاد کشور در سکوت نهادینه‌شده بورس به کُندی می‌تپد. تعطیلی تحمیلی بازار سرمایه نه از روی ضعف ساختاری یا نابسامانی‌های مالی درون‌زا، بلکه پیامد شوک بیرونی و تلخ جنگ است؛ اقدامی که نه فقط نقض فاحش حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد به شمار می‌رود، بلکه آرامش ذهنی کنشگران اقتصادی را نیز نشانه رفته است.

بر این اساس کارشناشان معتقدند در روزهایی که زمزمه‌های بازگشایی بورس از گوشه و کنار شنیده می‌شود، ضرورت دارد با نگاهی فراتر از هیجانات روزمره، پیامدهای این تعطیلی طولانی و سناریوهای محتمل پیش روی کشور را واکاوی کنیم؛ تعطیلی‌ای که به جای التیام‌بخشی زخم‌های نااطمینانی، ریشه‌های ترس را در هویت جمعی سرمایه‌گذاران عمیق‌تر ساخته است.

در نگاه نخست، توقف مبادلات سهام پس از شوک‌های شدید ژئوپلیتیک، گاه به مثابه «تنفس مصنوعی» برای بازار سرمایه تلقی می‌شود؛ فرصتی برای جلوگیری از فروش شتاب‌زده و سقوط آبشاری شاخص اما آن‌گاه که این تداوم تعطیلی از مرز چند روز فراتر رفته و به هفته‌ها کشیده می‌شود، ماهیت خود را از دست می‌دهد و به عاملی بازدارنده، آسیب‌رسان و حتی ضدبازار تبدیل می‌شود.

نتیجه این می‌شود که در این فاصله زمانی، سرمایه‌گذاران در خلا اطلاعاتی و عملیاتی رها می‌شوند و ارزش پرتفوی آنها در هاله‌ای از ابهام محو شده و قفل شدن دارایی‌ها، آنها را از هرگونه مدیریت ریسک محروم می‌کند. از سوی دیگر، نقدینگی سرگردان راه خود را به سمت بازارهای موازی باز می‌کند و فشار تورمی بر اقتصاد را تشدید می‌سازد.

در این راستا، برخی می‌گویند برای ترسیم آینده بورس، ناگزیر از تحلیل سه سناریوی کلان ژئوپلیتیک هستیم. سناریوی نخست، تداوم تقابل و جنگ است و اگر فرض را بر ادامه درگیری‌های نظامی بگذاریم، بازگشایی بورس به معنای رهاسازی فشار عظیمی است که در مدت تعطیلی انباشته شده است. در این حالت، انتظار می‌رود شاخص کل با ریزشی سریع خود را به کف‌های حمایتی حوالی ۳ میلیون واحد برساند. ضمن این که خروج گسترده سرمایه‌های حقیقی رخ می‌دهد و فقط نهادهای مالی با افق بلندمدت در کف بازار دست به تجمیع سهام خواهند زد.

سناریوی دوم، رسیدن صلح و رفع تحریم‌ها است؛ خوش‌بینانه‌ترین وضعیت که در آن آزاد شدن منابع بلوکه‌شده، بازگشت فروش نفت و احیای اعتبار بین‌المللی، می‌تواند بازار سهام را به پرواز درآورد. با این حال، این سناریو به دلیل ماهیت مناقشه‌آمیز روابط ایران و آمریکا، در زمره گزینه‌های کم‌احتمال اما اثرگذار قرار دارد.

اما واقع‌بینانه‌ترین و محتمل‌ترین چشم‌انداز، سناریوی سوم است؛ وضعیتی که در ادبیات سیاسی با عنوان «نه جنگ، نه صلح» شناخته می‌شود. در این حالت، تنش نظامی فروکش می‌کند اما تحریم‌ها برداشته نمی‌شوند. فضای سیاسی کشور در تعلیق به سر می‌برد و غبار ابهام ضخیم‌تر از همیشه بر اقتصاد سایه می‌گسترد. برای بورس، این وضعیت یک کابوس تمام‌عیار اطمینان‌زدا است. نقدینگی به شکل دوره‌ای و سفته‌بازانه میان بازارهای مختلف در حرکت خواهد بود و شاخص کل برای ماه‌ها گرفتار «کم‌رمقی» و «رکود انتظاری» در یک کانال افقی می‌شود. در این فاصله، حقیقی‌ترین بازندگان، سهامداران خردی هستند که به دلیل نیاز به نقدینگی یا ترس از افت بیشتر، مجبور به فروش در پایین‌ترین سطوح می‌شوند.

در این میان، با توجه به محتمل‌ترین سناریو، یک نکته به روشنی خودنمایی می‌کند و ادامه تعطیلی نه فقط ریسک‌ها را کاهش نمی‌دهد، بلکه بر عمق فاجعه می‌افزاید. مهم‌ترین خسارت تعطیلی اجباری، زیان عددی شاخص نیست، بلکه زخم کاری بر اعتماد جمعی است. به باور کارشناسان سرمایه‌گذاری در بورس، بیش از هر چیز به پیش‌بینی‌پذیری و امنیت قواعد بازی نیاز دارد. بنابراین وقتی بازار سهام به مدت طولانی مسدود می‌شود، تصویر بازاری غیرشفاف و آسیب‌پذیر در اذهان حک می‌شود؛ زخمی که ماه‌ها و چه بسا سال‌ها باقی می‌ماند. در سطح کلان نیز کارکرد کلیدی بازار سرمایه یعنی تامین مالی تولید مختل می‌شود و شرکت‌های بورسی در بن‌بست افزایش سرمایه قرار می‌گیرند.

از این‌رو بهترین راهبرد، بازگشایی هرچه سریع‌تر بورس و پذیرش تلاطم کوتاه‌مدت آن است. اگر بازار سهام گشوده شود، حتی اگر با صفوف فروش همراه باشد، پدیده «کشف قیمت» بار دیگر فعال می‌شود و سهامداران می‌توانند تصمیم بگیرند. در این زمینه، نهاد ناظر می‌تواند با دامنه نوسان محدود در روزهای اولیه، مدیریت کند اما هرگز نباید درِ تالار را به روی معامله ببندد.

در مجموع باید گفت آنچه امروز بورس ایران را فراگرفته، معلول شوکی بیرونی است و در سناریوی محتمل «نه جنگ نه صلح»، بورس شاید ماه‌های کم‌رمقی را پیش رو داشته باشد اما همین کم‌رمقی بسی بهتر از سکوت مطلق و قفل شدن دارایی میلیون‌ها نفر است.

ارسال نظرات
captcha