به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ از امروز (سهشنبه ۲۹ اردیبهشت) پس از دو ماه و نیم انتظار، نفس دوباره به قفسه سینه بازار سرمایه بازمیگردد. با این حال، کمتر فعالی در تالار شیشهای است که این روزها را عادی و بدون حاشیه تصور کند. بورس وارد روزهایی شده که بسیاری از تحلیلگران آن را «سرشار از آدرنالین» توصیف میکنند؛ روزهایی که احتمالا با موج سنگین عرضه و افت قیمت همراه خواهد بود.
دلیل اصلی این پرسش را باید در دو کلمه «هیجان انباشته» جست؛ چرا که حدود ۸۰ روز تعطیلی معاملات در حالی به پایان رسیده که در این مدت، بازارهای موازی مثل طلا، ارز، خودرو و مسکن رشدهای قابل توجهی را تجربه کردهاند اما سهامداران بورسی عملا در حبس به سر میبردند؛ نه قادر به واکنش نسبت به تحولات سیاسی بودند و نه میتوانستند نقدینگی خود را مدیریت کنند.
به اعتقاد کارشناسان، نخستین روزهای بازگشایی با موجی از فروش هیجانی روبهرو خواهد شد. برخی سرمایهگذاران ترجیح میدهند اول ریسک را کم کنند، بعد درباره ماندن یا خروج تصمیم بگیرند. برخی دیگر هم منتظرند شوک اولیه تخلیه شود تا در قیمتهای پایینتر وارد شوند. برآیند این رفتارها یعنی بازار در شروع کار، نفسهای سنگینی خواهد کشید.
نکتهای که بسیاری از تحلیلگران روی آن دست میگذارند، تفاوت میان «ترس کوتاهمدت» و «ارزش واقعی داراییها» است. بر این اساس واقعیت این است که همه شرکتهای بورسی در یک شرایط نیستند. برخی صنایع در ماههای اخیر به واسطه رشد نرخ ارز و تورم، سودآوری بهتری پیدا کرده و گزارشهای مالی قابل قبولی منتشر کردهاند. فروش هیجانی این سهمها در روزهای اول، ممکن است سرمایهگذار را از داراییهایی محروم کند که در میانمدت ظرفیت رشد دارند.
در این میان، برخی میگویند وضعیت بازار سهام در روزهای پیش رو را باید در چهار محور بازدهی سهام و رفتار سرمایهگذاران، انتظارات دولت از بورس، نیازهای ریالی سهامداران و در نهایت چشمانداز بنیادی شرکتها بررسی کرد.
نگاهی به تجربه بازگشایی بازار سهام پس از جنگ ۱۲ روزه حکایت از این دارد که شاخص کل در آن زمان در محدوده ۲ میلیون و ۹۲۹ هزار واحد به کار خود پایان داد و پس از بازگشایی با ۱۲ درصد افت به سطح ۲ میلیون و ۶۰۷ هزار واحد عقب نشست. جالب اینجاست بازار بعدا تا مرز ۴ میلیون و ۱۷۸ هزار واحد هم پیش رفت و بسیاری از سرمایهگذارانی که در آن روزها با ترس فروختند، بعدا از رشد بازار جا ماندند.
این در شرایطی است که بازار سهام ذاتا کوتاهمدت و قابل پیشبینی نیست و گاهی حتی حرفهایترین فعالان آن هم از روندها عقب میمانند. از سوی دیگر، برخی عوامل هم میتواند شدت فشار فروش را کم کند؛ یکی از آنها همزمانی بازگشایی با فصل مجامع و تقسیم سود نقدی شرکتها است؛ چرا که بسیاری از ناشران در ماههای آینده سود میان سهامداران را توزیع میکنند که این اتفاق بخشی از نیاز نقدی سرمایهگذاران را پوشش میدهد.
همچنین انتظار میرود بازارگردانها، صندوقهای حمایتی و ابزارهایی مثل اوراق تبعی به طور موثر وارد عمل شوند و اگر این حمایتها برنامهریزی شده باشد، میتواند از عمق صفهای فروش بکاهد و مسیر را به سمت تعادل سوق دهد.
بر این اساس توصیه کارشناسان به سهامداران در این شرایط این است که ابتدا وضعیت بنیادی شرکتها و میزان آسیبپذیری صنایع را بررسی کنند، از تصمیمات عجولانه بپرهیزند و حداقل با افق چندماهه به بازار نگاه کنند؛ چرا که بازار سهام احتمالا در روزهای نخست سخت و پرعرضه باشد اما فراموش نکنیم همان سرمایهگذارانی که امروز نگاه منفی دارند، ممکن است با چند روز بازدهی مثبت، دوباره به خریداران پروپاقرص بازار تبدیل شوند.