اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۰۳/خرداد/۱۴۰۵ | ۱۱:۰۶
۱۰:۵۹ ۱۴۰۵/۰۳/۰۳
محمدامین حق‌گو، کارشناس اقتصادی

غرب در تله انرژی؛ هرمز بازارهای مالی را لرزاند

تنش‌های فزاینده در خلیج فارس و شوک همزمان به بازارهای سهام، اوراق قرضه و انرژی، بار دیگر وابستگی عمیق اقتصاد جهانی به امنیت منطقه را آشکار کرده است. سقوط شاخص‌های وال‌استریت، جهش نرخ بهره اوراق خزانه‌داری آمریکا و رشد قیمت نفت، نشان می‌دهد بحران ژئوپلیتیک در تنگه هرمز دیگر صرفا یک ریسک منطقه‌ای نیست، بلکه به تهدیدی مستقیم برای ثبات مالی غرب تبدیل شده است.
کد خبر:۵۰۸۲۴

اقتصاد معاصر-محمدامین حق‌گو، کارشناس اقتصادی: نوسانات اخیر در بازارهای مالی جهان و سقوط هماهنگ شاخص‌های بورس و اوراق قرضه، حامل پیامی صریح به سیاست‌گذاران غربی است. زمانی که ثبات در خلیج فارس با تهدید مواجه می‌شود، ساختار شکننده اقتصاد جهانی که بر پایه بدهی و اعتبارات بنا شده، تاب ایستادگی در برابر تنش‌های راهبردی را نخواهد داشت. آنچه امروز در تالارهای بورس نیویورک، لندن و فرانکفورت مشاهده می‌کنیم، صرفا واکنش‌های مقطعی معامله‌گران نیست. این یک اعتراف تاریخی به جایگاه غیرقابل انکار جمهوری اسلامی ایران در معماری امنیت اقتصادی جهان محسوب می‌شود. تقاطع سیاست و اقتصاد در بن‌بست کنونی، نشان‌دهنده آن است که قدرت‌های بزرگ دیگر نمی‌توانند معادلات انرژی و امنیت را بدون در نظر گرفتن اراده حاکمیتی ایران ترسیم کنند.

شکست دیپلماسی در پکن و استقلال راهبردی ایران

نشست اخیر میان دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ در پکن که بسیاری از تحلیل‌گران غربی آن را کلیدی برای گشایش بن‌بست تنگه هرمز می‌پنداشتند، با شکستی معنادار به پایان رسید. امیدهای واهی سرمایه‌گذاران به واسطه‌گری چین برای تغییر در محاسبات ایران، با واقعیت سرسخت استقلال رای تهران برخورد کرد. امانوئل کاو، مدیر استراتژی سهام اروپا در بارکلیز، این سرخوردگی را با تعبیر «ناامیدی بزرگ» توصیف کرده است. واقعیت این است که ایران به تراز جدیدی از بلوغ دیپلماتیک دست یافته است. اکنون مدیریت امنیت کشتیرانی و تداوم جریان انرژی در منطقه، پیوند خود را با متغیر «فشارهای ابرقدرت‌ها» گسسته و در چارچوب ابزارهای دفاع مشروع و ارکان اقتدار ملی کشور بازتعریف می‌شود. 

سکوت پکن در پاسخ به خواسته‌های واشنگتن، گویای این حقیقت است که بلوک شرق نیز بر پیچیدگی و مشروعیت دغدغه‌های ایران واقف بوده و به خود اجازه ورود به حوزه‌ای که خارج از نفوذ مستقیم آن‌ها و متعلق به حق حاکمیت ملی ایران است را نمی‌دهد.

تلاطم در ترازنامه‌ها و افول سنگرهای مالی واشنگتن

واکنش وال‌استریت به تحولات منطقه، ابعادی دراماتیک به خود گرفته است. شاخص اس‌اند‌پی ۵۰۰ با افت بیش از یک درصدی و نزدک کامپوزیت با کاهش ۱.۴ درصدی، عملا سودهای بلندمدت خود را در آتش تنش‌های خاورمیانه ذوب‌شده می‌بینند. در این میان، نرخ بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه‌داری آمریکا به مرز بحرانی ۴.۵۶ درصد رسیده که بالاترین میزان در طول یک سال گذشته محسوب می‌شود. افزایش این نرخ به معنای گران شدن هزینه‌های وام‌گیری برای دولت آمریکا و در نتیجه، تشدید بحران بدهی‌های عمومی این کشور است. جالب اینجاست که اوراق ۳۰ ساله که نماد اطمینان بلندمدت به ثبات ایالات متحده هستند، برای نخستین بار از سال ۲۰۰۷ با بازدهی ۵ درصدی عرضه شدند. پیامی روشن مبنی بر اینکه سرمایه‌گذاران، افق‌های پیش روی اقتصاد آمریکا را به دلیل درگیری غیرمستقیم با ایران، تیره و پرریسک ارزیابی می‌کنند.

همچنین قیمت نفت برنت با جهش خود، بار دیگر لرزه بر اندام مصرف‌کنندگان بزرگ غربی انداخته است. تعطیلی در تنگه هرمز و توقف مذاکرات، نه فقط عرضه جهانی را با تنگنا مواجه ساخته، بلکه نرخ تورم در کشورهای غربی را از کنترل خارج کرده است. آمارهای اخیر نشان می‌دهند شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در آمریکا به ۳.۸ درصد و شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) به رکورد خیره‌کننده ۶ درصد رسیده است. 

جوردن روچستر، استراتژیست ارشد موسسه میزوهو تاکید می‌کند که بازارهای جهانی باید با واقعیت ریسک‌های تورمی ناشی از قدرت منطقه‌ای ایران روبه‌رو شوند. اقتصاد جهانی به شکلی ساختارمند به جریان نفت از منطقه وابسته است و تلاش برای حذف ایران از این معادله، فقط به خودزنی اقتصادی غرب و جهش هزینه‌های معیشتی در شهرهای اروپا و آمریکا منجر شده است. بازارهای مالی اکنون در وضعیتی به سر می‌برند که سقوط نفت را تنها راه نجات خود می‌دانند اما این کلید در دست کسانی است که واشنگتن دهه‌هاست سعی در منزوی کردن‌شان داشته است.

سنت‌گرایان بازار سرمایه معتقد بودند که دارایی‌های ریسک‌پذیر مانند سهام فناوری می‌توانند بدون توجه به هزینه‌های انرژی به رشد خود ادامه دهند. با این حال، هفته‌های اخیر ثابت کرد که فناوری و هوش مصنوعی نیز در برابر واقعیت سخت «بحران انرژی» مصون نیستند. ریزش سهام شرکت‌های بزرگ تکنولوژی در پی افزایش نرخ بهره فدرال رزرو، نشان‌دهنده شکستن مدل‌های قدیمی است. بازارهای جهانی به سمتی حرکت می‌کنند که به جای تحلیل‌های انتزاعی، بر واقعیت‌های جغرافیایی و قدرت‌های نوظهور متمرکز شوند. پریا میسرا، مدیر پورتفوی در جی‌پی‌مورگان به درستی اشاره می‌کند که بازار از مرحله ترس از «تورم» عبور کرده و به کابوس «رکود تورمی» رسیده است. وضعیتی که در آن رشد اقتصادی متوقف شده و قیمت‌ها همچنان صعودی هستند. این میراث سیاست‌های تقابلی غرب با قدرتی صبور و محاسبه‌گر به نام ایران است.

بحران بدهی در لندن و توکیو نشان از سرایت بحران به متحدان واشنگتن

تاثیرات راهبردی پافشاری ایران بر حقوق خود، محدود به مرزهای آمریکا نمانده است. در بریتانیا، بازدهی اوراق قرضه ۳۰ ساله به بالاترین میزان خود از سال ۱۹۹۸ رسیده و لندن را در آستانه یک بحران سیاسی و اقتصادی جدی قرار داده است. ژاپن نیز به عنوان یکی از اصلی‌ترین واردکنندگان انرژی، با بازدهی ۴ درصدی اوراق ۳۰ ساله برای نخستین بار، فشار خردکننده‌ای را بر تراز مالی خود حس می‌کند. این زنجیره از ریزش‌ها نشان می‌دهد که تهران با هوشمندی، نقاط ضعف متحدان واشنگتن را هدف قرار داده است. وزرای دارایی گروه ۷ در حالی خود را برای بحث درباره این سقوط سراسری آماده می‌کنند که ابزارهای سنتی آن‌ها برای مهار تورم، در برابر انسداد شریان‌های اصلی انرژی بی‌اثر به نظر می‌رسد. این یک جنگ تمام‌عیار در ترازنامه‌های مالی است که در آن، صبوری و عمق استراتژیک، برتری خود را بر ماشین‌های چاپ پول غربی دیکته می‌کند.

تحلیل‌گران موسسه جی‌پی‌مورگان به مشتریان خود توصیه می‌کنند که از بازارهای سهام و قرضه به سمت دارایی‌های فیزیکی مانند زیرساخت‌ها و املاک فرار کنند. این تغییر رفتار سرمایه‌گذاران بزرگ، به معنای عدم اعتماد به دوام نظام پولی فعلی در سایه جنگ‌های تحمیلی و تنش‌های انرژی است. استیو چیاوارون، نایب‌رئیس فدرال هرمس با نگاهی واقع‌بینانه بدین نکته دست یافته که بازارهای کالا و انرژی اکنون در حال بازتاب واقعیتی هستند که دستگاه‌های دیپلماسی در ادراک آن با تاخیر مواجه‌اند. در این تصویر نوین، تحقق ثبات جهانی منوط به تامین رضایت راهبردی ایران است. بر همین اساس، نقطه ثقل بازیابی آرامش برای وال‌استریت در گرو تفاهم با اراده سیاسی موجود در تهران قرار دارد و پیگیری راهبرد تشدید تنش در پهنه دریای سرخ یا تنگه هرمز، آورده‌ای جز انسداد افزون‌تر برای نظام مالی بین‌الملل نخواهد داشت.

توازنی که به سود اراده ملی تغییر کرد

در جمع‌بندی باید تاکید کرد که وقایع اخیر بازارهای مالی، برتری منطق جغرافیا بر منطق انتزاعی مالیه جهانی را به اثبات رساند. ایالات متحده و متحدانش با اقتصادی روبه‌رو هستند که تورم لجام‌گسیخته، کاهش ارزش دارایی‌ها و نرخ بهره‌های کمرشکن، آن را از درون فرسوده است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با درک دقیق از حساسیت‌های این سیستم شکننده، توانسته است هزینه‌های تقابل را برای رقبای خود به سطحی غیرقابل تحمل برساند.

رقم خوردن بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت در بازارهای بورس فقط در یک هفته، نتیجه ناگزیر نادیده گرفتن جایگاه تمدنی و سیاسی ایران در منطقه است. حال دنیا در مقابل انتخابی سخت قرار گرفته است؛ یا باید تداوم این زلزله مالی را که ریشه‌های نظام سرمایه‌داری را هدف قرار داده بپذیرد یا با پذیرش نقش محوری ایران در امنیت جهان، به تعاملی مبتنی بر احترام و عدالت تن دهد. سرمایه‌گذاران هوشمند دریافته‌اند که در دنیای جدید، امنیت در پس نمایشگرهای بورس تعریف نمی‌شود، بلکه در جایی است که اراده ملت‌ها برای صیانت از حقوق ملی‌شان تجلی می‌یابد. تهران امروز، نه با شعار، بلکه با تسلط بر رگ‌های حیات اقتصادی جهان، جایگاه خود را به عنوان قطب جدید قدرت تثبیت کرده است. شاخص‌های بورس جهانی ممکن است در روزهای آینده باز هم سقوط کنند اما آنچه هرگز سقوط نخواهد کرد، اراده‌ای است که نبض وال‌استریت را در قلب هرمز به تپش درآورده است.

ارسال نظرات
captcha