اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۰۳/خرداد/۱۴۰۵ | ۱۲:۴۸
۱۲:۴۳ ۱۴۰۵/۰۳/۰۳
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

نوآوری کشاورزی بدون حکمرانی هوشمند ممکن نیست

کشاورزی ایران در حالی با مسائلی مانند کمبود آب، تغییر اقلیم، افت بهره‌وری و ناامنی غذایی مواجه است که توسعه «نظام نوآوری کشاورزی» می‌تواند مسیر تازه‌ای برای عبور از این چالش‌ها باز کند؛ مسیری که بدون هماهنگی میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی و کشاورزان به مقصد نخواهد رسید.
کد خبر:۵۱۰۸۵

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بخش کشاورزی ایران طی سال‌های اخیر زیر فشار هم‌زمان بحران‌های اقلیمی، محدودیت منابع آب، رشد هزینه‌های تولید و نوسانات بازار قرار گرفته است. در چنین شرایطی، ادامه الگوهای سنتی تولید نه فقط مزیت رقابتی ایجاد نمی‌کند، بلکه امنیت غذایی کشور را نیز در معرض تهدید قرار می‌دهد. تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد عبور از این وضعیت، بیش از هر چیز نیازمند شکل‌گیری یک «نظام نوآوری کشاورزی» پویا و هماهنگ است؛ نظامی که در آن دانش، فناوری، سرمایه و سیاست‌گذاری در یک زنجیره منسجم عمل کنند.

برخلاف نگاه سنتی که نوآوری را صرفا معادل تولید فناوری می‌داند، در الگوی جدید، نوآوری حاصل تعامل میان بازیگران مختلف است. دولت، دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان، تعاونی‌ها، کشاورزان، بانک‌ها و حتی سازمان‌های بین‌المللی، همگی بخشی از این اکوسیستم محسوب می‌شوند. ضعف در ارتباط میان این اجزا، یکی از مهم‌ترین دلایل کُندی نوسازی کشاورزی ایران به شمار می‌رود.

در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، کشاورزی دیگر صرفا یک فعالیت تولیدی نیست، بلکه صنعتی مبتنی بر داده، فناوری و مدیریت هوشمند است. استفاده از هوش مصنوعی برای پیش‌بینی عملکرد محصول، فناوری‌های سنجش از دور، کشاورزی دقیق و بذرهای مقاوم به تنش‌های اقلیمی، نمونه‌هایی از تحولاتی هستند که با اتکا به نظام نوآوری شکل گرفته‌اند. در ایران اما هنوز فاصله محسوسی میان بخش تحقیقاتی و مزرعه وجود دارد و بسیاری از یافته‌های علمی هرگز به مرحله کاربرد عملی نمی‌رسند.

دولت؛ بازیگر اصلی یا مانع پنهان؟

در اغلب کشورها، دولت مهم‌ترین نقش را در شکل‌دهی به نظام نوآوری کشاورزی ایفا می‌کند. دلیل این مساله روشن است؛ فعالیت‌های نوآورانه در کشاورزی پرریسک، زمان‌بر و سرمایه‌بر هستند و بدون حمایت سیاستی، بخش خصوصی انگیزه کافی برای ورود گسترده به این حوزه ندارد.

دولت‌ها معمولا از چند مسیر تامین مالی تحقیق و توسعه، اعطای مشوق‌های مالیاتی، حمایت از استارتاپ‌های کشاورزی، توسعه زیرساخت‌های فناورانه، تدوین قوانین مالکیت فکری و تسهیل همکاری میان دانشگاه و صنعت، وارد عمل می‌شوند. در بسیاری از کشورها، «کمک‌های مالی بلاعوض رقابتی پژوهشی» به عنوان ابزاری موثر برای هدایت تحقیقات به سمت مسائل واقعی کشاورزی استفاده می‌شود. این مدل باعث می‌شود منابع محدود پژوهشی به پروژه‌هایی اختصاص یابد که بیشترین اثرگذاری را بر امنیت غذایی، بهره‌وری و سازگاری اقلیمی دارند.

با این حال، مساله فقط تزریق منابع مالی نیست. در ایران یکی از چالش‌های اصلی، تعدد مراکز تصمیم‌گیری و نبود هماهنگی میان نهادهای سیاست‌گذار است. بخش کشاورزی هم‌زمان تحت تاثیر سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو، سازمان برنامه، بانک‌ها و نهادهای تجاری قرار دارد و همین موضوع باعث شکل‌گیری تصمیمات جزیره‌ای شده است. نتیجه این وضعیت، کُندی انتقال فناوری، بی‌ثباتی سرمایه‌گذاری و کاهش انگیزه نوآوری در میان فعالان این حوزه است.

از سوی دیگر، ضعف در صیانت از مالکیت فکری نیز مانعی جدی برای توسعه فناوری‌های کشاورزی محسوب می‌شود. زمانی که پژوهشگر یا شرکت دانش‌بنیان اطمینان نداشته باشد که از نوآوری او حمایت حقوقی می‌شود، طبیعی است که سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه کاهش پیدا کند. در مقابل، انحصار بیش از حد نیز می‌تواند دسترسی کشاورزان به فناوری را محدود کند. بنابراین تنظیم‌گری هوشمند در این حوزه اهمیت بالایی دارد.

تعاونی‌ها و دانشگاه‌ها؛ حلقه گمشده توسعه

در کنار دولت، تعاونی‌های کشاورزی و دانشگاه‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت نظام نوآوری دارند؛ نقشی که در ایران هنوز به ظرفیت واقعی خود نرسیده است. 

تعاونی‌های کشاورزی می‌توانند واسطه‌ای موثر میان کشاورزان، بازار، دولت و مراکز علمی باشند. این نهادها علاوه بر تسهیل دسترسی به منابع مالی و نهاده‌ها، ظرفیت بالایی در انتقال دانش و فناوری دارند. تجربه جهانی نشان می‌دهد کشاورز زمانی نوآوری را می‌پذیرد که آن را در مقیاس محلی و از طریق شبکه‌های مورد اعتماد مشاهده کند. تعاونی‌ها دقیقا همین نقش را ایفا می‌کنند. با این حال، بسیاری از تعاونی‌های کشاورزی ایران هنوز با مشکلات مدیریتی، کمبود منابع مالی و ضعف ساختاری مواجه‌اند. در برخی موارد، این نهادها بیشتر به بازیگران اداری تبدیل شده‌اند تا موتور محرک توسعه روستایی. احیای نقش واقعی تعاونی‌ها نیازمند اصلاح ساختار، افزایش شفافیت و تقویت ارتباط آن‌ها با مراکز تحقیقاتی و شرکت‌های فناور است.

دانشگاه‌ها نیز باید از قالب سنتی آموزش و پژوهش صِرف خارج شوند و به بازیگر فعال حل مساله تبدیل شوند. امروز در دنیا، دانشگاه‌های کشاورزی در قالب «پلتفرم‌های نوآوری» فعالیت می‌کنند؛ یعنی فضایی که در آن پژوهشگر، کشاورز، شرکت خصوصی و سیاست‌گذار به صورت مشترک برای حل مسائل واقعی همکاری می‌کنند. چنین الگویی می‌تواند فاصله مزمن میان تحقیقات دانشگاهی و نیازهای میدانی کشاورزان را کاهش دهد.

واقعیت آن است که آینده کشاورزی ایران نه صرفا در افزایش سطح زیرکشت، بلکه در ارتقای بهره‌وری، هوشمندسازی و توسعه فناوری نهفته است. تحقق این هدف نیز بدون شکل‌گیری یک نظام نوآوری منسجم ممکن نخواهد بود. اگر بازیگران این اکوسیستم همچنان جزیره‌ای عمل کنند، کشاورزی ایران در رقابت منطقه‌ای و جهانی بیش از پیش عقب خواهد ماند اما اگر تعامل میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی و کشاورزان تقویت شود، نوآوری می‌تواند به موتور نجات امنیت غذایی کشور تبدیل شود.

ارسال نظرات
captcha