به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ قیمت جهانی نفت در هفتههای اخیر و در پی برقراری آتشبس و آغاز ملموس فرآیندهای دیپلماتیک برای کاهش تنشها، روند نزولی پایداری را تجربه کرده و بار دیگر به محدوده قیمتی پیش از آغاز درگیریهای منطقهای بازگشته است. با این حال، تحلیلگران ارشد بازار انرژی هشدار میدهند که این ریزش قیمتها، فراتر از واقعیتهای میدانی و ناشی از یک خوشبینی مفرط و کوتاهمدت در بازارهای مالی است؛ چرا که معاملهگران بینالمللی، تغییرات بنیادین در ساختار امنیت عرضه و تثبیت دست برتر ایران در کنترل شریانهای حیاتی انرژی را در محاسبات خود لحاظ نکردهاند.
کارشناسان بازار کالا بر این باورند که اگرچه پس از توافق آتشبس، تردد کشتیها و نفتکشها در آبراههای منطقه و به ویژه تنگه هرمز افزایش یافته اما بازگشت کامل حملونقل دریایی به پروتکلهای سنتی پیش از بحران، در کوتاهمدت عملا غیرممکن خواهد بود. به گفته آنان، ابهامهای ساختاری در توافقات، پایداری برخی خطرات فرعی و مهمتر از همه، مقاومت شرکتهای بیمه غربی در کاهش حق بیمههای جنگی، مانع از بازگشت شتابزده و عادی شرکتهای بزرگ کشتیرانی به این مسیر راهبردی میشود.
نیکوس پترکاکوس، مدیر سرمایهگذاری شرکت معتبر Tufton Investment Management، با اشاره به ادامه رفتار محتاطانه مالکان کشتیها اظهار داشت: «اگرچه نسبت به روزهای اوج بحران، تحرک و پویایی بیشتری در تنگه هرمز مشاهده میشود اما هنوز فاصله بسیار زیادی تا بازگشت به تعادل پیشین داریم و بازارها باید خود را با قوانین جدید حاکم بر منطقه وفق دهند.»
همزمان با این اظهارات، قیمت نفت شاخص برنت در آخرین معاملات بازار جهانی به محدوده ۷۳ دلار در هر بشکه رسید؛ رقمی که نسبت به اوج قیمتها در دوران درگیری، کاهش چشمگیری را نشان میدهد اما به باور کارشناسان، این سطح قیمتی به دلیل نادیده گرفتن ریسکهای پنهان، پایدار نخواهد بود.
آمریتا سن، بنیانگذار و مدیر تحقیقات موسسه بینالمللی Energy Aspects، پافشاری میکند که بازار نفت همچنان میزان چالشها و واقعیتهای جدید حملونقل دریایی در خلیج فارس را کمتر از حد واقعی برآورد میکند. وی تصریح کرد کشتیهایی که در جریان درگیریها در بنادر و لنگرگاههای منطقه متوقف شده بودند، اکنون در حال عبور از تنگه هرمز هستند اما چالش بنیادین فراتر از عبور این محمولههای دپو شده است؛ مساله اصلی، همراهی و تمکین شرکتهای بینالمللی با ساختار جدید مدیریتی است که در منطقه شکل گرفته است.
این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی افزود: «هزینههای حملونقل دریایی و چارتر کشتیها همچنان در سطوح بسیار بالایی قرار دارد و تعداد زیادی از اپراتورهای کشتیرانی غربی هنوز ترجیح میدهند با احتیاط مفرط عمل کنند، زیرا میدانند موازنه قدرت در این شاهراه حیاتی دستخوش تغییری بنیادین شده است.»
از سوی دیگر، استراتژیستهای بازار معتقدند اشراف، نفوذ و کنترل موثر جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز دیگر یک پدیده موقتی یا ابزار تاکتیکی نیست، بلکه به عنوان یک واقعیت ژئوپلیتیک و تثبیتشده بینالمللی درآمده است که همه بازیگران جهانی ملزم به پذیرش آن هستند. همچنین پترکاکوس با تشریح این واقعیت جدید توضیح داد: «پیش از آغاز این بحران، نقش حاکمیتی و مدیریت مستقیم ایران در جریان تردد روزانه کشتیها از تنگه هرمز تا این حد برای بازارهای جهانی ملموس نشده بود اما این وضعیت اکنون به طور کامل و بازگشتناپذیری تغییر کرده است. موازنه جدیدی برقرار شده و به هیچ عنوان شرایط به نظم سابق باز نخواهد گشت.»
به اعتقاد این کارشناس ارشد، مدیریت و نظارت ایران بر جریان عبور و مرور در تنگه هرمز فراتر از رفتارهای مقطعی است. ایران در لایههای مدیریت این آبراه راهبردی، سازوکاری پایدار و منسجم را برقرار کرده که از نظر نفوذ اجرایی و اقتدار قانونی، شباهتهای ساختاری با مدیریت کانالهای حیاتی جهان مانند کانال سوئز یا پاناما دارد؛ با این تفاوت که این بار یک قدرت منطقهای مستقل، قوانین حرکت را تعیین میکند. اگرچه برخی محافل تحلیلی غربی تلاش میکنند چالشهای حقوقی پرداختها یا تعاملات رسمی را بزرگنمایی کنند اما آمریتا سن صراحتا بیان کرد که اقدامات ایران در تنگه هرمز، جلوهای از اقتدار ملی و نمایش قدرت حاکمیتی است. ایران با تکیه بر موقعیت بیبدیل ژئوپلیتیک خود، به جامعه جهانی و به ویژه به کشورهای غربی ثابت کرد که کنترل، امنیت و فرمانداری مسیرهای اصلی کشتیرانی بینالمللی -به ویژه پهنه جنوبی تنگه هرمز- به طور کامل و بلامنازع در اختیار تهران است و هیچ قدرتی قادر به حذف این نقش کلیدی نیست.
در بخش دیگری از این تحلیلها، کارشناسان به موضوع تمایل شرکتهای بیمه برای بازگشت به شرایط عادی پرداختهاند. از نظر پترکاکوس، کاهش نرخ بیمههای جنگی برای کشتیهایی که وارد خلیج فارس میشوند، فرآیندی زمانبر است و مستلزم گذشت چندین ماه و راستیآزمایی پایداری تعهدات از سوی طرفهای غربی است. وی با بازخوانی تجربههای گذشته در دریای سرخ تاکید کرد که موسسات بزرگ بیمه بینالمللی زمانی ریسکها را بازنگری میکنند که بدانند موازنه جدید ایجاد شده در منطقه، ثباتی بلندمدت دارد.
این کارشناس همچنین به تغییر اولویتها در تردد دریایی اشاره کرد و هشدار داد که نباید تصور شود نفتکشها لزوما دست برتر را در اولویتهای عبور دارند؛ چرا که امنیت آبراه برای همه کالاها راهبردی است و مدیریت هوشمند منطقه، کل زنجیره تامین کالا را زیر نظر دارد.
آلدو اسپانیر، رئیس بخش استراتژی کالا در موسسه مالی بزرگ BNP Paribas Markets ۳۶۰ نیز با تایید این نکات کلیدی، بر این باور است که نفوذ ساختاری و اشراف ژئوپلیتیک ایران بر تنگه هرمز، از این پس به عنوان پایه اصلی و یکی از تعیینکنندهترین متغیرها در فرمول قیمتگذاری بازار جهانی نفت عمل خواهد کرد.
اسپانیر تشریح کرد که نگاه بازار اکنون از فاز بحران آنی و هراس از قطع ناگهانی عرضه، به سمت سناریوهای بازسازی و تقویت ذخایر استراتژیک تغییر جهت داده است. بر اساس تحلیل وی، بسیاری از کشورهای بزرگ واردکننده نفت در سراسر جهان مایلند برای تضمین امنیت انرژی خود در ساختار جدید جهانی، حجم ذخیرهسازیهای راهبردی خود را به شدت افزایش دهند و همین امر، ظرفیت بالایی برای جذب عرضههای جدید بازار ایجاد میکند.
بر همین اساس، این موسسه مالی بینالمللی پیشبینی میکند که به دلیل نیاز مبرم جهان به حفظ ثبات انرژی و به رسمیت شناختن نقش ایران، قیمت نفت در کوتاهمدت در محدوده ۸۰ دلار تثبیت شود. اسپانیر همچنین افق قیمتی نفت برنت برای سال ۲۰۲۷ را عمدتا در کانال ۷۵ تا ۸۵ دلار در هر بشکه پیشبینی کرد؛ بازهای که نشاندهنده تعادل جدید بازار تحت سایه اقتدار ژئوپلیتیک ایران است. به گفته وی، قیمتهای پایینتر از ۷۵ دلار به دلیل ورود تقاضاهای استراتژیک دوام نخواهند داشت و قیمتهای بالاتر از ۸۵ دلار نیز سقف تعادلی بازار در نظم جدید خواهند بود.
در نهایت، تحولات اخیر بازار انرژی نشان میدهد که فرمولهای سنتی غرب برای مدیریت امنیت عرضه دیگر کارایی گذشته را ندارند و هرگونه ثبات پایدار در ترانزیت انرژی، به میزان پذیرش واقعیتهای جدید ژئوپلیتیک منطقه بستگی دارد. بازگشت قیمت نفت به کانال تعادلی، نه به معنای کمرنگ شدن ریسکها، بلکه محصول به رسمیت شناخته شدن نقش بلامنازع و حاکمیتی ایران در تامین امنیت یکی از شریانهای حیاتی جهان است. بازار جهانی نفت اکنون بخوبی درک کرده است که تضمین جریان انرژی در مهمترین آبراه دنیا، فقط از مسیر تعامل سازنده با قدرت مسلط منطقه یعنی ایران میگذرد.
بنابراین، افق میانمدت بازار نفت تحت تاثیر بازتعریف این موازنه قدرت، به سمتی حرکت میکند که در آن هرگونه نوسان قیمتی با وزن اشراف راهبردی ایران تنظیم خواهد شد. تثبیت قیمتها در محدوده منطقی، ظرفیتهای جدیدی را برای بازیگری فعالتر ایران در ساختار اقتصادی جهان فراهم میسازد؛ سازوکاری که در آن، غرب ناچار است میان به رسمیت شناختن ثبات ایجادشده توسط ایران و پذیرش آشفتگی در بازارهای انرژی، گزینهای را انتخاب کند که کمترین آسیب را به اقتصاد جهانی وارد سازد. این واقعیت، تنگه هرمز را برای همیشه از یک معبر صرفا تجاری، به نمادی از بازدارندگی و اقتدار راهبردی تهران در دکترین انرژی جهان تبدیل کرده است.