به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ جنگ با ایران، افزایش بیسابقه هزینه انرژی و نهادههای کشاورزی، اختلال در زنجیره تامین جهانی و تداوم جنگ تعرفهای، کشاورزی آمریکا را به یکی از آسیبپذیرترین بخشهای اقتصاد این کشور تبدیل کرده است. اکنون دولت دونالد ترامپ برای جلوگیری از گسترش نارضایتی در مهمترین پایگاه رای خود، بسته حمایتی تازهای را روی میز گذاشته؛ بستهای که از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بیش از آنکه یک سیاست اقتصادی باشد، تلاشی برای مهار بحرانی سیاسی در آستانه انتخابات میاندورهای است.
در نگاه نخست شاید عجیب به نظر برسد که جنگ در غرب آسیا چگونه میتواند کشاورزی ایالتهایی مانند آیووا، نبراسکا، کانزاس یا داکوتای شمالی را با بحران روبهرو کند اما واقعیت این است که کشاورزی مدرن آمریکا بیش از هر زمان دیگری به بازارهای جهانی انرژی و نهادههای تولید وابسته شده است.
پس از آغاز درگیریها و تشدید ناامنی در خلیج فارس، تردد کشتیها در تنگه هرمز با اختلال جدی روبهرو شد. این گذرگاه تنها محل عبور نفت خام نیست؛ بخش بزرگی از تجارت جهانی اوره، گوگرد، آمونیاک و سایر مواد اولیه تولید کودهای شیمیایی نیز از همین مسیر انجام میشود. کاهش صادرات این محصولات، شوک بزرگی به بازار جهانی کود وارد کرد و قیمتها را ظرف مدت کوتاهی افزایش داد. اما بحران تنها به کود محدود نماند. افزایش قیمت نفت، مستقیما هزینه تولید گازوئیل را نیز بالا برد؛ سوختی که تقریبا تمام ماشینآلات کشاورزی آمریکا، از تراکتور و کمباین گرفته تا تجهیزات آبیاری و کامیونهای حمل محصول به آن وابسته هستند.
آمارهای منتشرشده نشان میدهد قیمت گازوئیل در برخی ایالتهای کشاورزی آمریکا طی هفتههای اوج بحران به رکوردهای تاریخی رسید و در بعضی مناطق از ۶ دلار برای هر گالن عبور کرد. این افزایش هزینه درست در فصل کشت بهاره رخ داد؛ زمانی که کشاورزان بیشترین مصرف سوخت و نهاده را دارند و کوچکترین افزایش قیمت میتواند سود یک سال فعالیت آنها را از بین ببرد.
مشکل دیگر، افزایش هزینه حملونقل بود. با بالا رفتن نرخ بیمه کشتیها، تغییر مسیر برخی خطوط دریایی و رشد هزینه حمل کالا، قیمت بذر، خوراک دام، ماشینآلات، قطعات یدکی و سایر نهادههای مورد نیاز کشاورزی نیز افزایش یافت. به این ترتیب، تقریبا تمام زنجیره تولید غذا در آمریکا با موجی از افزایش هزینه روبهرو شد.
اگرچه جنگ با ایران آخرین ضربه را به کشاورزی آمریکا وارد کرد اما این بخش اقتصادی پیش از آن نیز در وضعیت مطلوبی قرار نداشت. طی چند سال گذشته قیمت بسیاری از محصولات اساسی از جمله ذرت، سویا و گندم کاهش یافته و حاشیه سود تولیدکنندگان به شدت محدود شده بود. در مقابل، هزینههای تولید از جمله دستمزد، بیمه، ماشینآلات، بهره وام و نهادههای کشاورزی روندی صعودی داشت.
از سوی دیگر، سیاستهای تجاری دولت ترامپ نیز فشار مضاعفی بر کشاورزان وارد کرد. اعمال تعرفههای گسترده و واکنش متقابل برخی شرکای تجاری، بهویژه چین، بخشی از بازار صادراتی محصولات کشاورزی آمریکا را تحت تاثیر قرار داد. کاهش تقاضای صادراتی، همزمان با تولید بالا، موجب شد موجودی انبارهای غلات افزایش یابد و قیمت محصولات پایین بماند؛ اتفاقی که درآمد بسیاری از کشاورزان را کاهش داد. در چنین شرایطی، جنگ با ایران به جای آنکه آغازکننده بحران باشد، نقش شتابدهنده را ایفا کرد. افزایش همزمان قیمت کود، سوخت و حملونقل در کنار کاهش قیمت فروش محصولات، معادله اقتصادی مزارع آمریکایی را برهم زد؛ به گونهای که بسیاری از تولیدکنندگان اعلام کردند ادامه فعالیت بدون حمایت دولت دیگر صرفه اقتصادی ندارد.
آنچه امروز در واشنگتن در حال رخ دادن است، صرفا یک بسته حمایتی دیگر برای بخش کشاورزی نیست؛ بلکه تلاشی برای جلوگیری از عمیقتر شدن بحرانی است که هم ریشه اقتصادی دارد و هم ابعاد سیاسی پیدا کرده است. بر اساس درخواست رسمی کاخ سفید، بیش از ۱۰ میلیارد دلار از بسته جدید قرار است به کشاورزان تولیدکننده محصولات ردیفی و محصولات ویژه که در سال ۲۰۲۶ کشت کردهاند اختصاص یابد و حدود ۱.۱ میلیارد دلار نیز برای جبران خسارت کشاورزان فلوریدا در نظر گرفته شده است.
این ارقام زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در کنار بسته ۱۲ میلیارد دلاری ابتدای سال قرار گیرد. در صورت تصویب درخواست جدید، مجموع پرداختهای مستقیم دولت آمریکا به کشاورزان در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۵۵ میلیارد دلار خواهد رسید؛ رقمی که معادل حدود یکسوم کل درآمد بخش کشاورزی آمریکا است و از منظر اقتصاد کشاورزی، یکی از بالاترین سطوح مداخله دولت در بیش از دو دهه گذشته محسوب میشود.
این آمار نشان میدهد حتی بزرگترین اقتصاد جهان نیز در برابر شوکهای همزمان انرژی، تجارت و ژئوپلیتیک، ناچار به مداخله گسترده برای حفظ امنیت غذایی و جلوگیری از ورشکستگی تولیدکنندگان شده است.
کارشناسان معتقدند بحران فعلی تنها نتیجه افزایش قیمت نفت نیست. بخش عمده هزینههای تولید محصولات کشاورزی در آمریکا به نهادههایی وابسته است که مستقیما از بازار انرژی تاثیر میپذیرند. کودهای نیتروژنی و فسفاته، بذر، سموم، حملونقل، ماشینآلات و حتی هزینه خشک کردن غلات، همگی با افزایش قیمت سوخت و اختلال در تجارت جهانی گرانتر شدهاند.
در واکنش به این شرایط، وزارت کشاورزی آمریکا حتی برنامهای ۵۰۰ میلیون دلاری برای توسعه تولید داخلی کود شیمیایی راهاندازی کرده تا وابستگی این کشور به واردات کاهش یابد. این تصمیم به خوبی نشان میدهد واشنگتن نیز به این جمعبندی رسیده که اتکای بیش از حد به بازار جهانی نهادههای کشاورزی، به یکی از نقاط آسیبپذیر اقتصاد آمریکا تبدیل شده است.
از سوی دیگر، جنگ تعرفهای نیز همچنان سایه خود را بر سر کشاورزان حفظ کرده است. تعرفههای متقابل میان آمریکا و برخی شرکای تجاری، بهویژه چین، بخشی از بازار صادراتی محصولاتی مانند سویا را محدود کرده و همزمان هزینه واردات ماشینآلات، مواد شیمیایی، خوراک دام و تجهیزات کشاورزی را افزایش داده است. حتی برخی ایالتها مانند نیویورک نیز ناچار شدهاند برنامههای حمایتی جداگانهای برای جبران خسارت کشاورزان ناشی از تعرفهها اجرا کنند.
در چنین شرایطی، بسیاری از کشاورزان با یک تناقض جدی روبهرو هستند؛ از یکسو هزینه تولید به شدت افزایش یافته و از سوی دیگر قیمت فروش بسیاری از محصولات به اندازهای رشد نکرده که این هزینهها را جبران کند. نتیجه این وضعیت، کاهش حاشیه سود، افزایش بدهی و وابستگی بیشتر تولیدکنندگان به کمکهای دولتی بوده است.
نمیتوان تصمیم اخیر دولت ترامپ را بدون توجه به ملاحظات سیاسی تحلیل کرد. ایالتهای کشاورزی آمریکا از مهمترین پایگاههای رای جمهوریخواهان به شمار میروند و کشاورزان در انتخابات ریاستجمهوری و انتخابات میاندورهای نقش تعیینکنندهای در بسیاری از ایالتهای سرنوشتساز دارند. در ماههای اخیر نیز گزارشهای افکارسنجی از کاهش محبوبیت ترامپ در میان رایدهندگان مناطق روستایی حکایت دارد؛ موضوعی که همزمان با افزایش فشارهای اقتصادی بر بخش کشاورزی، نگرانی جمهوریخواهان را افزایش داده است. از همینرو بسیاری از تحلیلگران، بسته جدید کمک مالی را صرفا یک تصمیم اقتصادی نمیدانند، بلکه آن را تلاشی برای حفظ حمایت سیاسی در آستانه انتخابات کنگره ارزیابی میکنند.
البته تشکلهای کشاورزی آمریکا نیز تاکید کردهاند که این کمکها اگرچه برای ادامه فعالیت بسیاری از مزارع ضروری است اما پاسخگوی همه خسارتها نیست. آنها معتقدند مشکل اصلی، ساختاری است و تا زمانی که هزینه نهادهها، قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تامین و بیثباتی بازارهای صادراتی ادامه داشته باشد، پرداختهای مقطعی تنها میتواند بحران را به تعویق بیندازد، نه اینکه آن را حل کند.
در مجموع، بحران کشاورزی آمریکا در سال ۲۰۲۶ نشان داد امنیت غذایی، حتی برای اقتصادهای بزرگ جهان، بیش از هر زمان دیگری به تحولات ژئوپلیتیکی گره خورده است. جنگ با ایران، اختلال در مسیرهای انرژی، جهش قیمت کود و سوخت، افزایش هزینه حملونقل و ادامه تنشهای تجاری، مجموعهای از فشارها را بر دوش کشاورزان آمریکایی گذاشته که دولت را ناچار به پرداخت دهها میلیارد دلار کمک مستقیم کرده است.
اگرچه این حمایتها میتواند بخشی از فشار کوتاهمدت را کاهش دهد اما واقعیت آن است که کشاورزی آمریکا با چالشی عمیقتر روبهرو است؛ چالشی که فقط با پرداخت یارانه حل نخواهد شد. تا زمانی که وابستگی به نهادههای وارداتی، نوسانات بازار انرژی و بیثباتی تجارت جهانی ادامه داشته باشد، هر شوک ژئوپلیتیکی جدید میتواند بار دیگر مزارع آمریکا را در معرض بحرانی مشابه قرار دهد؛ بحرانی که این بار، هزینه آن نه فقط بر دوش کشاورزان، بلکه بر کل اقتصاد و امنیت غذایی ایالات متحده سنگینی خواهد کرد.