اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۳/تير/۱۴۰۵ | ۱۰:۲۷
۱۰:۲۳ ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

هوشمندسازی، نسخه نجات کشاورزی ایران از مساله آب

پس از نزدیک به هشت سال، پیش‌نویس سند «هوشمندسازی و تحول صنعتی و کشاورزی» وارد مرحله دریافت نظر از نخبگان و فعالان بخش خصوصی شده که اگر از مرحله تدوین فراتر رود و به اجرای عملی برسد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین اصلاحات ساختاری بخش کشاورزی در سال‌های اخیر باشد. 
کد خبر:۵۴۸۴۴

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ کشاورزی ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که ادامه مسیر با الگوهای سنتی بیش از گذشته پرهزینه شده است. کاهش بارندگی، افت منابع آب زیرزمینی، افزایش قیمت نهاده‌ها، تغییرات اقلیمی و رشد تقاضای غذایی، مجموعه‌ای از فشارها را بر این بخش وارد کرده که پاسخگویی به آن‌ها با روش‌های متداول، روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. در چنین شرایطی، انتشار پیش‌نویس سند «هوشمندسازی و تحول صنعتی و کشاورزی» را باید فراتر از یک اقدام اداری یا مقرراتی دانست؛ این سند در صورت اجرا می‌تواند مبنای تغییر نگاه از «کشاورزی مبتنی بر تجربه» به «کشاورزی مبتنی بر داده» باشد.

هوشمندسازی در کشاورزی صرفا به معنای استفاده از تجهیزات پیشرفته یا نصب چند حسگر در مزارع نیست، بلکه تغییر شیوه تصمیم‌گیری است. در این الگو، اطلاعات حاصل از رطوبت خاک، وضعیت اقلیمی، تصاویر ماهواره‌ای، پیش‌بینی‌های هواشناسی، وضعیت تغذیه گیاه و حتی داده‌های بازار، در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا کشاورز بداند چه زمانی آبیاری کند، چه مقدار کود مصرف شود، چه زمانی خطر شیوع آفات وجود دارد و بهترین زمان برداشت محصول چه موقع است.

این تغییر رویکرد، در بسیاری از کشورهای پیش‌رو طی سال‌های اخیر به افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه تولید و مدیریت بهتر منابع طبیعی منجر شده است. اکنون نیز سازمان‌های بین‌المللی از جمله فائو، کشاورزی هوشمند و داده‌محور را یکی از مهم‌ترین راهکارهای تامین امنیت غذایی در دهه آینده می‌دانند؛ زیرا با افزایش جمعیت و تشدید آثار تغییرات اقلیمی، تولید بیشتر با مصرف کمتر منابع به یک ضرورت جهانی تبدیل شده است.

با وجود این، فاصله میان ایران و کشورهای پیش‌رو در این حوزه همچنان قابل توجه است. اگرچه طی سال‌های گذشته اجرای برخی طرح‌های آزمایشی در زمینه آبیاری هوشمند، پایش مزارع و استفاده از فناوری‌های نوین آغاز شده اما این اقدامات هنوز به یک نظام فراگیر تبدیل نشده‌اند. بر اساس آمارهای اعلام‌شده، توسعه سامانه‌های آبیاری هوشمند در بخشی از اراضی کشور توانسته مصرف آب را حدود ۱۳ درصد کاهش داده و بهره‌وری را نزدیک به ۱۸ درصد افزایش دهد؛ نتایجی که نشان می‌دهد فناوری، در صورت اجرای صحیح، می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر عملکرد بخش کشاورزی داشته باشد.

با این حال، پرسش اصلی اینجاست که آیا آماده شدن یک سند ملی به‌ تنهایی می‌تواند مسیر تحول را هموار کند؟ پاسخ بسیاری از کارشناسان منفی است. تجربه برنامه‌های توسعه‌ای گذشته نشان داده که فاصله میان تدوین سند و اجرای موثر آن، گاه به اندازه چندین سال است. بنابراین، موفقیت این برنامه به عواملی فراتر از متن سند، از جمله ایجاد زیرساخت‌های ارتباطی، تامین مالی، آموزش بهره‌برداران و مشارکت فعال بخش خصوصی وابسته خواهد بود.

نکته قابل توجه آن است که کشاورزی هوشمند بیش از هر چیز به «داده» وابسته است. بدون دسترسی به اطلاعات دقیق و به‌روز، حتی پیشرفته‌ترین تجهیزات نیز کارایی لازم را نخواهند داشت. به همین دلیل، بسیاری از کشورها طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در ایجاد بانک‌های اطلاعات کشاورزی، توسعه سامانه‌های پایش ماهواره‌ای، اینترنت اشیا و هوش مصنوعی انجام داده‌اند تا تصمیم‌گیری در مزرعه از حدس و تجربه، به تحلیل علمی و لحظه‌ای تبدیل شود.

هوشمندسازی بدون زیرساخت، به نتیجه نمی‌رسد

با وجود مزایای قابل توجه کشاورزی هوشمند، اجرای این مدل در ایران با چالش‌هایی روبه‌رو است که نمی‌توان از کنار آن‌ها به سادگی عبور کرد. نخستین مانع، زیرساخت‌های ارتباطی است. بسیاری از مناطق کشاورزی کشور هنوز از دسترسی پایدار به اینترنت پرسرعت یا شبکه‌های ارتباطی مناسب برخوردار نیستند؛ در حالی که بخش عمده فناوری‌های نوین، از حسگرهای هوشمند گرفته تا سامانه‌های پایش از راه دور، بر تبادل لحظه‌ای داده‌ها استوار هستند.

از سوی دیگر، هزینه اولیه تجهیز مزارع به فناوری‌های نوین برای بسیاری از بهره‌برداران، به ‌ویژه کشاورزان خرد، قابل توجه است. خرید حسگرهای رطوبت خاک، سامانه‌های آبیاری هوشمند، پهپادهای پایش مزارع یا نرم‌افزارهای مدیریت مزرعه، سرمایه‌گذاری اولیه قابل ملاحظه‌ای نیاز دارد و بدون طراحی مشوق‌های مالی، تسهیلات ارزان‌قیمت یا حمایت‌های هدفمند، نمی‌توان انتظار داشت این فناوری‌ها به سرعت در سطح کشور فراگیر شود.

در کنار این مسائل، موضوع آموزش نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. پژوهش‌های علمی منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل موفقیت کشاورزی هوشمند، صرفا در اختیار داشتن تجهیزات نیست، بلکه میزان آشنایی بهره‌برداران با فناوری، اعتماد آن‌ها به نتایج سامانه‌های هوشمند و دسترسی به خدمات آموزشی و فنی تعیین‌کننده است. به بیان دیگر، فناوری زمانی ارزش‌آفرین خواهد بود که کشاورز بتواند از داده‌های تولیدشده برای تصمیم‌گیری روزانه استفاده کند.

در این میان، نقش شرکت‌های دانش‌بنیان نیز پررنگ است. طی سال‌های اخیر، تعدادی از این شرکت‌ها در حوزه طراحی سامانه‌های پایش مزرعه، آبیاری هوشمند، پردازش تصاویر پهپادی و تحلیل داده‌های کشاورزی فعالیت خود را گسترش داده‌اند. اگر اجرای سند هوشمندسازی بتواند بازار مناسبی برای این شرکت‌ها ایجاد کند، علاوه بر افزایش بهره‌وری کشاورزی، زمینه توسعه اقتصاد دانش‌بنیان و اشتغال متخصصان این حوزه نیز فراهم خواهد شد.

از سوی دیگر، نباید تصور کرد که هوشمندسازی به معنای حذف نقش کشاورزان باتجربه است. تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد بهترین نتایج زمانی حاصل شده که دانش فنی متخصصان با تجربه عملی بهره‌برداران تلفیق شده است. کشاورزی هوشمند قرار نیست جایگزین تجربه شود، بلکه ابزاری است برای دقیق‌تر کردن تصمیم‌هایی که سال‌ها بر پایه شناخت میدانی و تجربه شکل گرفته‌اند.

در واقع، ارزش اصلی این سند زمانی نمایان خواهد شد که بتواند میان سه ضلع دولت، بخش خصوصی و جامعه کشاورزی ارتباط موثر برقرار کند. اگر این همکاری شکل بگیرد، فناوری از یک ابزار لوکس به یک راهکار اقتصادی برای کاهش هزینه‌های تولید، مدیریت منابع آب و افزایش رقابت‌پذیری محصولات ایرانی تبدیل خواهد شد اما اگر اجرای آن به چند پروژه محدود یا پایلوت‌های پراکنده خلاصه شود، فاصله کشاورزی ایران با استانداردهای جهانی همچنان حفظ خواهد شد.

سندی برای آینده یا برنامه‌ای روی کاغذ؟

در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کشورها تبدیل شده، هوشمندسازی کشاورزی دیگر یک انتخاب فناورانه نیست، بلکه بخشی از راهبرد توسعه اقتصادی و مدیریت منابع محسوب می‌شود. ایران نیز با محدودیت روزافزون منابع آب، افزایش هزینه‌های تولید و ضرورت ارتقای بهره‌وری، ناگزیر است سهم فناوری را در تولید محصولات کشاورزی افزایش دهد. از این منظر، آماده شدن پیش‌نویس سند «هوشمندسازی و تحول صنعتی و کشاورزی» را باید گامی رو به جلو ارزیابی کرد اما ارزش واقعی این سند زمانی مشخص می‌شود که از مرحله سیاست‌گذاری به اجرا برسد.

اجرای موفق این برنامه، مستلزم ایجاد یک بانک جامع داده‌های کشاورزی، توسعه زیرساخت‌های ارتباطی در مناطق روستایی، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، تامین منابع مالی برای نوسازی مزارع و آموزش گسترده بهره‌برداران است. همچنین مشارکت فعال تشکل‌های کشاورزی، مراکز تحقیقاتی و دانشگاه‌ها در کنار تجربه کشاورزان می‌تواند از تبدیل این سند به یک برنامه صرفا اداری جلوگیری کند و آن را به ابزاری برای حل مسائل واقعی تولید تبدیل سازد.

در نهایت، اگرچه فناوری به ‌تنهایی قادر به رفع همه مشکلات بخش کشاورزی نیست اما می‌تواند کیفیت تصمیم‌گیری را به شکل محسوسی ارتقا دهد. کاهش مصرف آب، مدیریت دقیق نهاده‌ها، افزایش عملکرد در واحد سطح، کاهش ضایعات و بهبود کیفیت محصولات، دستاوردهایی هستند که تجربه کشورهای مختلف نیز آن‌ها را تایید کرده است. از همین‌رو فرصت کنونی را باید نقطه آغاز تحول دیجیتال در کشاورزی ایران دانست؛ تحولی که موفقیت آن نه با تعداد اسناد تدوین‌شده، بلکه با میزان تغییر در مزارع، افزایش بهره‌وری و بهبود معیشت کشاورزان سنجیده خواهد شد.

اگر این سند بتواند با برنامه‌ای زمان‌بندی‌شده، منابع مالی مشخص و تقسیم دقیق مسوولیت میان دستگاه‌های اجرایی همراه شود، می‌توان انتظار داشت که کشاورزی ایران در سال‌های آینده گام بلندی به سمت تولید هوشمند، رقابت‌پذیر و پایدار بردارد. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که این سند نیز به سرنوشت بسیاری از برنامه‌های توسعه‌ای گذشته دچار شود؛ اسنادی که اهداف بلندپروازانه‌ای داشتند اما هرگز فرصت اثرگذاری واقعی بر اقتصاد و تولید را پیدا نکردند.

ارسال نظرات
captcha