به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ ادعای کنترل تنگه نتوانست ریسک را از بازار حذف کند و برنت دوباره به مرز ۹۰ دلار نزدیک شده و تحلیلگران درباره جهش شدیدتر قیمتها در صورت تداوم بنبست هشدار میدهند. بازار جهانی نفت بار دیگر چشم به تنگه هرمز دوخته است؛ آبراهی که تحولات آن در هفتههای اخیر نشان داده حتی انتشار یک خبر مثبت یا منفی درباره آینده تردد نفتکشها میتواند میلیاردها دلار ارزش در بازارهای انرژی جابهجا کند. با وجود گمانهزنیهای چند روز گذشته درباره احتمال دستیابی تهران و واشنگتن به یک تفاهم و افزایش تردد از این مسیر، هنوز نشانهای از یک راهحل پایدار دیده نمیشود و همین وضعیت، قیمت نفت را دوباره در مسیر صعودی قرار داده است.
در معاملات روز سهشنبه ۱۱ اوت، نفت برنت مقاطعی در محدوده ۸۸ تا ۹۰ دلار در هر بشکه معامله شد. رویترز قیمت برنت را در معاملات روز سهشنبه ۸۸.۰۹ دلار گزارش کرد و آسوشیتدپرس نیز از رسیدن آن به حدود ۸۹ دلار خبر داد. دادههای منتشرشده در گزارش CNBC نیز نشان میدهد برنت در بخشی از معاملات تا ۸۹.۶۲ دلار بالا رفته و نفت خام آمریکا به ۸۲.۸۰ دلار رسیده است. این ارقام هنوز با قلههای بالاتر بازار در ماههای گذشته فاصله دارد اما آنچه برای معاملهگران اهمیت بیشتری دارد، جهت حرکت قیمتهاست. نفت برنت هفته گذشته تحت تاثیر خوشبینی نسبت به احتمال حصول توافق بیش از ۷ درصد کاهش یافته بود اما محقق نشدن توافق و باقی ماندن ابهام درباره وضعیت تنگه، بخشی از این افت را جبران کرده است.
یکی از نکات قابل توجه تحولات اخیر، فاصله میان برخی اظهارات سیاسی در واشنگتن و رفتار بازار نفت است. دونالد ترامپ مدعی شده آمریکا «کنترل صد درصدی» تنگه هرمز را در اختیار دارد و حتی از باز بودن تنگه سخن گفته است؛ با این حال افزایش قیمت نفت نشان میدهد معاملهگران هنوز چنین اظهاراتی را برای رفع ریسک عرضه کافی نمیدانند. به بیان دیگر برای بازار انرژی مهمتر از اعلام «کنترل» یک مسیر دریایی، حجم واقعی نفت عبوری، امنیت کشتیرانی، هزینه بیمه نفتکشها، استمرار تردد و چشمانداز سیاسی هفتههای آینده است.
این مساله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که جایگاه واقعی هرمز در تجارت جهانی انرژی بررسی شود. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز، معادل حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان، در شرایط عادی از تنگه هرمز عبور میکند و نزدیک به ۸۰ درصد این محمولهها راهی بازارهای آسیایی میشوند.
آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز نشان میدهد جریان نفت از هرمز در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز بوده و ظرفیت مسیرهای جایگزین تنها قادر است بخشی از این حجم را پوشش دهد. بنابراین هرمز صرفا یک موضوع مرتبط با ایران و آمریکا نیست؛ اختلال طولانی در این مسیر مستقیما بر امنیت انرژی چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و دیگر واردکنندگان بزرگ آسیایی اثر میگذارد.
سوال مهم بازار این است که اگر وضعیت هرمز همچنان نامطمئن است، چرا قیمت نفت تاکنون جهش بزرگتری نکرده است؟ بخش مهمی از پاسخ به انتظار معاملهگران برای دستیابی به یک راهحل سیاسی یا دستکم یک سازوکار موقت برای عبور محمولهها بازمیگردد. تحلیلگران معتقدند بخشی از قیمت فعلی نفت بر این فرض استوار است که شرایط موجود دائمی نخواهد بود و در نهایت راهی برای افزایش جریان انرژی پیدا میشود. همزمان چند عامل دیگر نیز به مهار قیمت کمک کردهاند؛ استفاده از خطوط لوله جایگزین، افزایش تولید در برخی مناطق خارج از خلیج فارس، تغییر مسیر محمولهها و نوسان تقاضای چین از جمله عواملی هستند که تاکنون بخشی از فشار کمبود عرضه را جذب کردهاند.
اما ظرفیت این عوامل نامحدود نیست. اداره اطلاعات انرژی آمریکا مجموع ظرفیت مهم خطوط لوله عربستان و امارات برای دور زدن هرمز را حدود ۴.۷ میلیون بشکه در روز برآورد کرده که در مقایسه با نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفتی که در شرایط عادی از هرمز عبور میکند، نشان میدهد جایگزینی کامل این آبراه در کوتاهمدت عملا بسیار دشوار است.
هشدار اصلی تحلیلگران مربوط به زمانی است که بازار از امید به یک توافق سریع فاصله بگیرد. کیران تامپکینز، اقتصاددان ارشد کپیتال اکونومیکس معتقد است بازار هماکنون میان دو سناریو قیمتگذاری میکند. بازگشت نسبتا سریع جریان انرژی از یک طرف و طولانی شدن محدودیت هرمز از طرف دیگر است که در صورت ادامه وضع موجود، احتمال سناریوی دوم در قیمتها افزایش خواهد یافت.
در سناریویی که محدودیت طولانی شود و ذخایر نفت کشورهای OECD با سرعت کاهش پیدا کند، برآوردها از امکان ورود بازار به محدوده ۱۲۰ تا ۱۴۰ دلار برای هر بشکه در مراحل بعدی بحران حکایت دارد. این عدد یک پیشبینی قطعی نیست، بلکه سناریوی قیمتی ناشی از کاهش شدید ذخایر و ناتوانی بازار در جذب شوک عرضه است.
آژانس بینالمللی انرژی نیز پیشتر تاثیر اختلال هرمز بر بازار را کمسابقه توصیف کرده و گزارش داده بود که کاهش جریان نفت از این مسیر فشار شدیدی بر موجودیها و قیمت فرآوردههای نفتی وارد کرده است.
در کنار هرمز، رفتار چین یکی از تعیینکنندهترین متغیرهای هفتههای آینده بازار است. کاهش واردات نفت چین در مقطعی به جذب بخشی از مازاد فشار بازار کمک کرد اما اطلاعات جدید مورد استناد تحلیلگران نشان میدهد واردات نفت خام چین در ماه ژوئیه بهبود یافته و انتظار افزایش بیشتر آن نیز وجود دارد. آمریتا سن، مدیر تحقیقات Energy Aspects، بر همین اساس هشدار داده که قیمت نفت نمیتواند برای مدت نامحدود در سطوح پایین باقی بماند.
این مساله برای هرمز اهمیت ویژهای دارد. بخش بزرگی از نفت عبوری از این تنگه به آسیا میرود و چین و هند در میان مهمترین مقاصد قرار دارند. طبق آمار آژانس بینالمللی انرژی، این دو کشور در سال ۲۰۲۵ در مجموع ۴۴ درصد نفت خام عبوری از تنگه را دریافت کردند. در نتیجه افزایش مجدد تقاضای آسیا همزمان با محدود ماندن عرضه میتواند تعادل شکننده فعلی را به سرعت بر هم بزند.
تحولات چند ماه اخیر یک واقعیت اساسی را بار دیگر برای بازار جهانی انرژی برجسته کرده است؛ جایگاه تنگه هرمز را نمیتوان صرفا با اعلام مواضع سیاسی یا استفاده محدود از مسیرهای جایگزین از معادلات نفت حذف کرد.
موقعیت جغرافیایی ایران در ساحل شمالی این تنگه، وابستگی بخش بزرگی از صادرات انرژی کشورهای خلیج فارس به هرمز و محدودیت ظرفیت خطوط لوله جایگزین باعث شده است هر راهحل پایدار برای بازگشت کامل جریان انرژی، بیش از آنکه متکی بر ادعاهای یکجانبه باشد، به ایجاد یک سازوکار عملی و قابل اتکا برای امنیت کشتیرانی نیاز داشته باشد.
بازار نیز تاکنون همین پیام را مخابره کرده است. انتشار خبر درباره احتمال توافق، قیمت نفت را به سرعت پایین میآورد و تضعیف احتمال توافق بلافاصله بخشی از «پریمیوم ریسک هرمز» را به بازار بازمیگرداند. افزایش بیش از ۵ درصدی قیمت نفت آمریکا در روز دوشنبه و ادامه رشد آن در معاملات سهشنبه نمونه روشن همین حساسیت است.
در کوتاهمدت شاید محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار همچنان محل کشمکش خریداران و فروشندگان باشد اما متغیر تعیینکننده نه اظهارات سیاسی، بلکه میزان واقعی جریان نفت از هرمز خواهد بود. اگر مسیر دیپلماتیک بتواند ثبات قابل اتکایی برای کشتیرانی ایجاد کند، فشار قیمتها کاهش مییابد اما اگر بنبست ادامه پیدا کند و موجودیهای جهانی کاهش بیشتری داشته باشند، بازار نفت بار دیگر ناچار خواهد شد هزینه واقعی اختلال در مهمترین گلوگاه انرژی جهان را در قیمت هر بشکه محاسبه کند.