اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۷/مرداد/۱۴۰۵ | ۱۹:۴۹
۱۹:۳۳ ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

انسداد تنگه هرمز نفت جهان را گران کرد

تداوم اختلال در تنگه هرمز، بازار جهانی نفت را با موج تازه‌ای از فشارهای عرضه، افزایش هزینه تامین و تغییر مسیر تجارت روبه‌رو کرده است؛ به‌ طوری‌ که پالایشگاه‌های آسیایی برای جبران کاهش دسترسی به نفت خلیج فارس، به خرید گسترده‌تر و گران‌تر از آمریکا و غرب آفریقا روی آورده‌اند و هم‌زمان واشنگتن نیز برای مهار تبعات بحران، حدود ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک خود را وارد بازار کرده است.
کد خبر:۵۷۸۴۸

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ تداوم اختلال در تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان، در حال تغییر مسیر تجارت جهانی نفت و تحمیل هزینه‌های فزاینده به مصرف‌کنندگان بزرگ آسیایی و حتی ایالات متحده است. داده‌های اخیر نشان می‌دهد که بحران در این آبراه راهبردی نه‌ فقط پالایشگاه‌های آسیایی را وادار کرده برای تامین نفت خام به منابع دورتر و گران‌تر روی آورند، بلکه واشنگتن را نیز مجبور کرده بخش بزرگی از ذخایر استراتژیک خود را برای مقابله با اختلال عرضه وارد بازار کند. به این ترتیب، آنچه در بازار نفت دیده می‌شود بیش از آنکه بیانگر تقویت موقعیت یک عرضه‌کننده خاص باشد، نشان‌دهنده وزن بالای تنگه هرمز در امنیت انرژی جهان و هزینه سنگین اختلال در این مسیر است.

آسیا پیش از جنگ علیه ایران بیش از نیمی از نفت خام مورد نیاز خود را از خاورمیانه تامین می‌کرد و بخش بزرگی از این محموله‌ها از تنگه هرمز عبور می‌کرد. در نتیجه کاهش تردد آزادانه نفتکش‌ها در این مسیر مستقیما ساختار تامین پالایشگاه‌های آسیایی را تحت تاثیر قرار داده است. نبود چشم‌انداز فوری برای بازگشت کامل کشتیرانی، پالایشگاه‌ها را ناچار کرده برای کاهش ریسک کمبود خوراک، نفت خام آمریکا، غرب آفریقا و سایر منابع دورتر از خلیج فارس را با قیمت‌های بالاتر خریداری کنند. 

در واقع، افزایش خرید نفت آمریکا توسط آسیا را باید در درجه نخست نتیجه محدود شدن دسترسی عادی به نفت خاورمیانه دانست. بر اساس داده‌های شرکت کپلر، واردات نفت خام آمریکا توسط آسیا در ماه ژوئیه به رکورد ۲.۳۵ میلیون بشکه در روز رسید. این رشد قابل توجه نشان می‌دهد که هرگونه اختلال در هرمز می‌تواند ظرف مدت کوتاهی الگوی خرید بزرگ‌ترین منطقه مصرف‌کننده نفت جهان را تغییر دهد و تقاضا را به سمت مسیرهایی با فاصله بیشتر، هزینه حمل بالاتر و قیمت‌های گران‌تر سوق دهد.

معاملات اخیر نیز همین فشار را آشکار می‌کند، شرکت GS Caltex کره جنوبی ۲ میلیون بشکه نفت خام Mars آمریکا را برای تحویل در نوامبر خریداری کرده و قیمت این محموله حدود ۱۳ تا ۱۴ دلار در هر بشکه بالاتر از شاخص دبی گزارش شده است. ENEOS ژاپن نیز ۲ میلیون بشکه WTI برای تحویل نوامبر خریداری کرده که قیمت آن بیش از ۱۰ دلار در هر بشکه بالاتر از WTI ماه اکتبر بوده است. CPC تایوان هم حدود ۲ میلیون بشکه WTI با اختلاف ۸ تا ۹ دلار نسبت به برنت خریداری کرده و در کنار آن به بازار غرب آفریقا نیز روی آورده است.

این پرمیوم‌های سنگین نشان می‌دهد بحران هرمز به طور مستقیم در حال افزایش هزینه امنیت عرضه برای خریداران آسیایی است. پالایشگاه‌هایی که در شرایط عادی می‌توانستند بخش عمده خوراک خود را با زمان حمل کوتاه‌تر از خاورمیانه تامین کنند، اکنون مجبورند برای نفت جایگزین از آمریکا یا غرب آفریقا هزینه بیشتری بپردازند. بنابراین، افزایش صادرات آمریکا به آسیا را نمی‌توان صرفا به‌عنوان افزایش قدرت عرضه آمریکا تفسیر کرد؛ این روند پیش از هر چیز بازتاب اختلال در مسیر سنتی و کم‌هزینه تامین انرژی آسیاست.

هم‌‌زمان، بحران هرمز هزینه قابل توجهی نیز برای خود آمریکا ایجاد کرده است، واشنگتن برای مقابله با اختلال عرضه ناشی از جنگ ایران، حدود ۱۷۲ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود آزاد کرده است. موجودی SPR که پیش از جنگ ایران حدود ۴۱۵ میلیون بشکه بود، برای نخستین بار از زمان تکمیل این ذخایر در اوایل دهه ۱۹۸۰ به کمتر از ۳۰۰ میلیون بشکه رسیده و پیش‌بینی می‌شود در پایان برداشت‌ها به حدود ۲۴۳ میلیون بشکه کاهش یابد.

این ارقام به معنای کاهش بیش از ۴۱ درصدی ذخایر استراتژیک آمریکا نسبت به سطح پیش از جنگ است. از منظر بازار، چنین افتی اهمیت زیادی دارد، زیرا SPR یکی از مهم‌ترین ابزارهای آمریکا برای مقابله با شوک‌های ناگهانی عرضه است. هرچه این ذخایر کاهش پیدا کند، توان واشنگتن برای استفاده دوباره از همین ابزار در صورت تداوم بحران یا وقوع یک شوک دوم محدودتر می‌شود.

به بیان دیگر، بحران هرمز فقط مصرف‌کنندگان آسیایی را وادار به پرداخت هزینه بیشتر نکرده، بلکه آمریکا را نیز مجبور کرده از مهم‌ترین ذخیره اضطراری خود با سرعت بالا استفاده کند. اگر وضعیت فعلی ادامه پیدا کند و هم‌زمان یک بحران دیگر، مانند طوفان شدید در خلیج مکزیک، اختلال در تولید آمریکا یا توقف بخشی از ظرفیت پالایشی این کشور رخ دهد، حاشیه مانور واشنگتن نسبت به آغاز بحران به شکل محسوسی کمتر خواهد بود.

همین مساله نشان می‌دهد که اهمیت راهبردی تنگه هرمز صرفا به میزان نفت عبوری از این مسیر محدود نمی‌شود. این آبراه به اندازه‌ای در شبکه جهانی انرژی اهمیت دارد که اختلال در آن می‌تواند در چند جبهه قیمت نفت خام، هزینه حمل، کرایه نفتکش‌ها، حق بیمه، حاشیه سود پالایشگاه‌ها، جریان تجارت میان قاره‌ها و حتی سطح ذخایر اضطراری کشورهای مصرف‌کننده به‌طور هم‌ز‌مان اثر بگذارد.

در شرایط کنونی، پالایشگاه‌های آسیایی برای اطمینان از دسترسی به خوراک در ماه‌های آینده، حاضر شده‌اند پرمیوم‌های بسیار بالایی برای نفت آمریکا و دیگر گریدهای جایگزین بپردازند. این موضوع نشان می‌دهد که مساله بازار دیگر فقط قیمت نفت نیست، بلکه دسترسی مطمئن به نفت به یکی از عوامل اصلی تعیین‌کننده قیمت تبدیل شده است.

از سوی دیگر، تغییر مسیر خرید آسیا می‌تواند فشارهای ثانویه‌ای نیز بر بازارهای دیگر ایجاد کند و هرچه پالایشگاه‌های ژاپن، کره جنوبی، تایوان و هند حجم بیشتری از نفت آمریکا و غرب آفریقا جذب کنند، رقابت برای این محموله‌ها افزایش می‌یابد و عرضه در دسترس سایر خریداران نیز محدودتر می‌شود. این روند می‌تواند قیمت گریدهای غیرخاورمیانه‌ای را بالا نگه دارد و فشار هزینه‌ای را از آسیا به سایر بازارهای مصرف منتقل کند.

در همین حال، بالا ماندن حاشیه سود پالایش باعث شده پالایشگاه‌های آسیایی حتی با وجود قیمت‌های بالاتر، به خرید نفت جایگزین ادامه دهند. این رفتار نشان می‌دهد که کمبود یا نااطمینانی در عرضه نفت خام، زنجیره پایین‌دستی بازار را نیز تحت فشار قرار داده و احتمال افزایش قیمت فرآورده‌های نفتی را تقویت کرده است.

در مجموع، آمارهای موجود تصویر روشنی از ابعاد بحران ارائه می‌دهد، ذخایر استراتژیک آمریکا از حدود ۴۱۵ میلیون بشکه پیش از جنگ ایران در مسیر کاهش به حدود ۲۴۳ میلیون بشکه قرار گرفته است؛ حدود ۱۷۲ میلیون بشکه از SPR وارد بازار شده و حاشیه امنیت انرژی آمریکا کاهش یافته است. در سوی دیگر، واردات نفت آمریکا توسط آسیا در ژوئیه به رکورد ۲.۳۵ میلیون بشکه در روز رسیده و پالایشگاه‌های بزرگ آسیایی برای محموله‌های جایگزین، پرمیوم‌هایی بین ۸ تا ۱۴ دلار در هر بشکه پرداخت کرده‌اند.

این مجموعه ارقام بیش از هر چیز یک واقعیت را برجسته می‌کند، اختلال در تنگه هرمز توانسته هم جریان تجارت جهانی نفت را جابه‌جا کند و هم بزرگ‌ترین ذخیره اضطراری نفت جهان را تحت فشار قرار دهد.
افزایش خرید نفت آمریکا توسط آسیا، کاهش شدید SPR و رشد پرمیوم محموله‌های جایگزین سه رخداد جدا از هم نیستند؛ هر سه از یک منبع مشترک تغذیه می‌شوند و آن افزایش ریسک در شاهراه اصلی صادرات نفت خلیج فارس است.

از این منظر، تحولات اخیر اهمیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی تنگه هرمز را بار دیگر آشکار کرده است. آسیا برای دور زدن ریسک این مسیر ناچار به پرداخت هزینه بیشتر شده، مسیرهای حمل طولانی‌تر شده‌اند و آمریکا نیز برای جبران اثرات اختلال عرضه، بیش از ۴۰ درصد از ذخایری را که پیش از جنگ در اختیار داشت، وارد چرخه بازار کرده است.

اگر بحران طولانی شود، فشار بر بازار می‌تواند در چند جهت افزایش رقابت برای نفت آمریکا و غرب آفریقا، رشد هزینه حمل و بیمه، بالا ماندن پرمیوم گریدهای جایگزین، افزایش هزینه خوراک پالایشگاه‌های آسیایی و کاهش بیشتر ظرفیت مداخله اضطراری آمریکا تشدید شود.

بنابراین، مهم‌ترین متغیر بازار در مقطع کنونی نه افزایش صادرات آمریکا، بلکه سرنوشت جریان کشتیرانی در تنگه هرمز است. تا زمانی که عبور نفتکش‌ها از این مسیر به وضعیت عادی بازنگردد، بازار جهانی نفت ناچار خواهد بود با هزینه‌های بیشتر، مسیرهای طولانی‌تر و سطح بالاتری از نااطمینانی فعالیت کند.

بحران فعلی در عمل نشان داده است که جایگزینی نفت خلیج فارس ممکن است اما بدون هزینه نیست. نفت آمریکا و غرب آفریقا می‌توانند بخشی از کمبود را جبران کنند اما این جایگزینی با پرمیوم‌های بالا، افزایش مسافت حمل، تغییر جریان تجارت و مصرف ذخایر اضطراری همراه شده است. همین واقعیت، وزن تنگه هرمز را در معادلات انرژی جهان برجسته‌تر می‌کند؛ زیرا هرچه اختلال در این مسیر طولانی‌تر شود، هزینه اقتصادی آن برای مصرف‌کنندگان و دولت‌های واردکننده نیز افزایش خواهد یافت.

در نتیجه، بازار نفت با یک بحران صرفا عرضه‌ای مواجه نیست، بلکه با بحران امنیت مسیرهای انرژی روبه‌رو است. بازاری که در آن آسیا برای نفت جایگزین رکورد واردات ثبت می‌کند و آمریکا هم‌زمان ذخایر استراتژیک خود را با سرعت کاهش می‌دهد، در واقع در حال پرداخت هزینه اختلال در یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. تنگه هرمز همچنان متغیر اصلی این معادله باقی مانده و روند تحولات این آبراه می‌تواند تعیین کند که فشار فعلی بر بازار نفت موقتی خواهد بود یا به یک بازآرایی گسترده‌تر و پرهزینه‌تر در تجارت جهانی انرژی منجر می‌شود.

ارسال نظرات
captcha