اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۸/مرداد/۱۴۰۵ | ۰۹:۱۱
۰۹:۰۰ ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

ضرورت تفکیک مصرف شغلی از خانوار در قیمت‌گذاری بنزین

قیمت‌گذاری بنزین زمانی کارآمد و عادلانه است که میان «مصرف خانوار» و «مصرف شغلی» تمایز قائل شود. تاکسی‌ها، وانت‌بارها و ناوگان خدماتی بنزین را نه برای رفاه، بلکه برای ادامه فعالیت اقتصادی مصرف می‌کنند؛ از این‌رو، یکسان‌سازی قیمت برای همه مصرف‌کنندگان می‌تواند به فشار بر معیشت و اختلال در کسب‌وکارهای خودروپایه منجر شود.
کد خبر:۵۷۹۷۹

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ ناترازی بنزین دیگر صرفا یک بحث فنی درباره تولید و مصرف نیست. این موضوع به‌ تدریج به یکی از گره‌های اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ گره‌ای که بودجه، معیشت خانوارها، نظم حمل‌ونقل و اعتماد عمومی را تحت فشار قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، ادامه دادن همان سیاست‌های گذشته، نه مساله را حل می‌کند و نه حتی آن را به عقب می‌راند. تجربه نشان داده است که نه تثبیت طولانی‌مدت قیمت و نه افزایش‌های ناگهانی، به‌تنهایی پاسخ‌گوی این مساله نیستند.

چرا تثبیت قیمت، پاک کردن مساله است؟

مشکل سیاست تثبیت این است که در ظاهر آرامش می‌آورد اما در عمل، قیمت حقیقی بنزین را به ‌تدریج فرسوده می‌کند. در اقتصادی که تورم مزمن دارد، ثابت ماندن قیمت اسمی، به معنای ارزان‌تر شدن واقعی بنزین در گذر زمان است. نتیجه هم روشن است؛ مصرف‌کننده انگیزه‌ای برای اصلاح رفتار خود پیدا نمی‌کند، سیگنال کمیابی ضعیف می‌شود و فشار بر بودجه و منابع عمومی بیشتر خواهد شد.

در چنین وضعی، سیاستگذار با یک تناقض جدی روبه‌رو است. از یک‌سو نمی‌خواهد با شوک قیمتی، فشار تازه‌ای بر مردم وارد کند و از سوی دیگر، نمی‌تواند چشم خود را بر رشد مصرف و ناترازی ببندد. همین تناقض است که نیاز به یک راه‌حل میانی را برجسته می‌کند.

چرا شوک قیمتی هم نسخه مناسبی نیست؟

در طرف دیگر، افزایش ناگهانی قیمت نیز به همان اندازه پرهزینه است. بنزین فقط یک کالا نیست و به ‌طور مستقیم و غیرمستقیم در هزینه حمل‌ونقل، توزیع کالا، خدمات شهری و حتی انتظارات تورمی اثر می‌گذارد. از این‌رو، هر جهش قیمتی می‌تواند به ‌سرعت به سفره مردم منتقل شود.

نکته مهم‌تر این است که تقاضای بنزین در ایران کم‌کشش است؛ یعنی مردم در کوتاه‌مدت نمی‌توانند به ‌راحتی از خودرو شخصی دست بکشند یا جایگزین فوری برای آن پیدا کنند. وقتی حمل‌ونقل عمومی کافی نیست، ناوگان فرسوده است و ساختار شهری نیز بر خودرو متکی است، افزایش قیمت به ‌تنهایی مصرف را به ‌طور موثر پایین نمی‌آورد اما در عوض، فشار اجتماعی و روانی آن بالا می‌رود.

قیمت‌گذاری پلکانی؛ سیاستی بین دو افراط

در چنین فضایی، قیمت‌گذاری پلکانی می‌تواند یک راه‌حل واقع‌بینانه‌تر باشد. منطق این سیاست ساده است؛ مصرف پایه و ضروری باید با قیمت حمایتی حفظ شود اما هرچه مصرف از نیاز متعارف فاصله می‌گیرد، هزینه آن نیز باید بیشتر شود. این نگاه در واقع، به ‌جای آنکه همه مصرف‌ها را یکسان ببیند، میان مصرف ضروری و مصرف مازاد تفاوت می‌گذارد. خانواری که فقط برای رفت‌وآمد روزانه به بنزین نیاز دارد، نباید با همان نرخی مواجه شود که مصرف‌کننده پرمصرف یا صاحب خودروی چندگانه با آن روبه‌رو است. این تفاوت‌گذاری هم به عدالت و هم به کارایی اقتصادی نزدیک‌تر است.

پله اول؛ حمایت از مصرف ضروری

در طراحی یک نظام پلکانی، پله نخست باید برای مصرف پایه و ضروری در نظر گرفته شود. این پله می‌تواند با قیمت حمایتی باقی بماند تا فشار مستقیمی بر خانوارهای کم‌درآمد و متوسط وارد نشود. چنین رویکردی به سیاستگذار اجازه می‌دهد اصلاح قیمت را بدون ضربه ناگهانی به معیشت پیش ببرد. اما مساله اصلی از پله دوم به بعد آغاز می‌شود؛ جایی که مصرف از سطح معمول فراتر می‌رود، قیمت باید به ‌تدریج بالاتر برود تا پیام روشن باشد و آن پیام این است که مصرف بیشتر، هزینه بیشتر دارد. این منطق، اگر درست اجرا شود، می‌تواند الگوی مصرف را اصلاح کند، بدون آنکه جامعه را در شوک فرو ببرد.

ریسک بزرگ؛ تبدیل سهمیه به رانت

با این حال، هر نظام پلکانی‌ای اگر درست طراحی نشود، ممکن است به‌ جای اصلاح، رانت تولید کند. اگر فاصله میان پله‌ها بیش از حد زیاد باشد، سهمیه ارزان به یک دارایی قابل فروش تبدیل می‌شود. در این حالت، خانوارهای فاقد خودرو یا کم‌مصرف ممکن است سهمیه خود را بفروشند و منافع آن به جیب خریداران پرمصرف یا پردرآمد برود.

به همین دلیل، فاصله نرخ‌ها باید حساب‌شده باشد؛ نه آن‌قدر کم که اثر تنظیمی نداشته باشد و نه آن‌قدر زیاد که بازار غیررسمی و آربیتراژ را تحریک کند. این همان نقطه ظریف سیاستگذاری است که موفقیت یا شکست طرح را تعیین می‌کند.

کارت سوخت شخصی؛ از ابزار پرداخت تا ابزار حکمرانی

اجرای موفق قیمت‌گذاری پلکانی، بدون داده دقیق ممکن نیست. در این میان، کارت سوخت شخصی فقط ابزار پرداخت نیست؛ ابزار حکمرانی است. این کارت به دولت کمک می‌کند الگوی مصرف را ببیند، تفاوت میان مصرف خانوارها را تشخیص دهد و سیاست را بر پایه داده واقعی تنظیم کند.

در مقابل، هرچه استفاده از کارت‌های جایگاه گسترده‌تر شود، شفافیت کمتر می‌شود و امکان نظارت کاهش می‌یابد. اگر قرار باشد نظام پلکانی واقعا کار کند، باید نقش کارت شخصی تقویت و استفاده از کارت جایگاه محدود شود.

همه مصرف‌ها یکسان نیستند

یکی از خطاهای رایج در سیاست‌گذاری بنزین، نادیده گرفتن تفاوت میان مصرف شخصی و مصرف شغلی است. تاکسی‌ها، وانت‌بارها، ناوگان خدماتی و مشاغلی که مستقیما به خودرو وابسته‌اند، نمی‌توانند با یک خانوار عادی در یک سطح قرار بگیرند.

اگر این تفاوت دیده نشود، سیاست پلکانی به ‌جای اصلاح، هزینه خدمات ضروری را بالا می‌برد. بنابراین باید برای مصرف شغلی، سازوکارهای جداگانه و دقیق تعریف شود تا فشار اصلاحات بر دوش کسانی نیفتد که بنزین برای آنان ابزار کار است، نه وسیله رفاه.

اصلاح تدریجی، نه شوک‌درمانی

بنزین در ایران امروز به سیاستی نیاز دارد که هم عقلانیت اقتصادی و هم ظرفیت اجتماعی داشته باشد. قیمت‌گذاری پلکانی دقیقا در همین نقطه قرار می‌گیرد؛ حمایت از مصرف ضروری، افزایش تدریجی هزینه مصرف مازاد و جلوگیری از تبدیل اصلاحات به شوک. اگر این سیاست با کارت سوخت شخصی، نظارت داده‌محور، فاصله قیمتی معقول و تفکیک روشن میان انواع مصرف همراه شود، می‌تواند راهی عملی برای مدیریت تقاضا و کاهش ناترازی باشد؛ راهی که نه معیشت خانوار را قربانی می‌کند و نه مساله را برای آینده عقب می‌اندازد.

ارسال نظرات
captcha