به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ با وجود تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا، محدودیتهای گسترده تجاری و تلاش برای کاهش دسترسی ایران به مسیرهای معمول صادراتی، اقتصاد ایران توانسته است بخش مهمی از فعالیتهای حیاتی خود را حفظ کند. تجربه چند دهه مواجهه با تحریم، ایجاد شبکههای جایگزین تجاری، توسعه روابط اقتصادی با شرکای غیرغربی، تقویت تولید داخلی و استفاده از ظرفیتهای جغرافیایی کشور، مجموعهای از ابزارهای مقاومتی را در اختیار ایران قرار داده که اجرای سیاست انزوای اقتصادی را با موانع جدی مواجه میکند.
آنچه امروز در اقتصاد ایران مشاهده میشود، فقط واکنشی مقطعی به یک دور جدید فشار خارجی نیست. ایران طی چند دهه گذشته به تدریج الگوی ویژهای برای ادامه فعالیت اقتصادی در شرایط محدودیت شکل داده است؛ الگویی که در آن تنوعبخشی به مسیرهای تجارت، کاهش وابستگی به کانالهای مالی و حملونقل تحت کنترل غرب و افزایش نقش تولیدکنندگان داخلی اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
یکی از مهمترین مزیتهای ایران در مواجهه با فشار اقتصادی، تجربه طولانی کشور در فعالیت تحت انواع محدودیتهای تجاری و مالی است. برخلاف کشورهایی که ممکن است به صورت ناگهانی با قطع کانالهای اصلی تجارت خارجی روبهرو شوند، بخشهایی از ساختار اقتصادی و تجاری ایران طی سالها برای فعالیت در چنین محیطی سازگار شدهاند. شبکهای از شرکتهای واسطه، روشهای متنوع تسویه تجاری و سازوکارهای ویژه صادرات انرژی، بخشی از این ظرفیت هستند. ایران در دورههای مختلف توانسته با استفاده از این ابزارها، ارتباط خود را با بازارهای خارجی حفظ کند و مانع قطع کامل جریان تجارت شود.
این تجربه انباشته اکنون به یکی از مولفههای اصلی تابآوری اقتصاد ایران تبدیل شده است. هر مرحله جدید از تحریم، علاوه بر ایجاد محدودیت، به توسعه مسیرها و روشهایی منجر شده که وابستگی اقتصاد ایران به ساختارهای سنتی تجارت جهانی را کاهش داده است.
یکی از مهمترین پایههای حفظ درآمدهای صادراتی ایران، تداوم روابط اقتصادی با چین است. براساس دادههای منتشر شده، چین بزرگترین خریدار نفت خام ایران محسوب میشود و بخش عمده صادرات نفت ایران راهی این کشور است. اهمیت این رابطه صرفا به حجم خرید نفت محدود نمیشود و ادامه همکاری اقتصادی تهران و پکن نشان میدهد که واشنگتن برای تبدیل تحریم ایران به یک محاصره اقتصادی کامل، ناچار است هزینه رویارویی مستقیم با شرکای بزرگ ایران را نیز محاسبه کند.
همین مساله یکی از نقاط تعیینکننده در محدود کردن کارایی سیاست فشار اقتصادی آمریکا است. هدف قرار دادن گسترده شرکتها و نهادهای بزرگ اقتصادی چین میتواند پیامدهایی فراتر از پرونده ایران برای مناسبات واشنگتن و پکن داشته باشد. در مقابل، چین نیز تاکید کرده که روابط اقتصادی خود با ایران را بخشی از منافع مشروع خود میداند و با مداخله در این روابط مخالفت کرده است. در نتیجه، توان ایران برای حفظ ارتباط با اقتصادهای بزرگی که حاضر نیستند سیاست تحریمی آمریکا را به طور کامل اجرا کنند، عملا مانعی مهم در برابر شکلگیری انزوای اقتصادی همهجانبه ایجاد کرده است.
یکی دیگر از ابعاد تابآوری اقتصادی ایران، اتخاذ اقدامات پیشگیرانه برای حفظ منابع مورد نیاز کشور بوده است. براساس اظهارات رئیسکل بانک مرکزی، ایران از ماهها قبل اقدام به ذخیرهسازی ارز خارجی کرده و منابع لازم برای تامین کالاهای اساسی و دارو را در نظر گرفته بود. چنین سیاستی نشاندهنده تغییر در شیوه مواجهه با بحرانهای خارجی است. در این رویکرد، مدیریت اقتصادی فقط به واکنش پس از وقوع محدودیتها وابسته نیست؛ بلکه بخشی از سیاستگذاری بر پیشبینی سناریوهای فشار و ایجاد ذخایر راهبردی پیش از تشدید بحران استوار میشود.
وجود چنین پشتوانههایی میتواند زمان بیشتری در اختیار سیاستگذار قرار دهد تا مسیرهای جدید وارداتی و تجاری را فعال کند و از ایجاد اختلال ناگهانی در تامین نیازهای ضروری جلوگیری شود.
موقعیت جغرافیایی ایران یکی دیگر از ظرفیتهای مهم اقتصادی کشور است. دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان، دریای خزر، آسیای مرکزی، قفقاز، پاکستان، افغانستان و ترکیه این امکان را فراهم کرده که تجارت خارجی ایران به یک مسیر مشخص وابسته نباشد. در سالهای اخیر، ایران استفاده از خطوط ریلی متصل به پاکستان، افغانستان و چین را افزایش داده و همزمان ظرفیت بنادر شمالی خود در دریای خزر را برای تجارت با روسیه و سایر کشورهای منطقه گسترش داده است. اهمیت این مسیرها در شرایط فشار خارجی دوچندان میشود و هرچه شبکه حملونقل زمینی و دریایی ایران متنوعتر شود، امکان اثرگذاری محدودیت بر یک مسیر مشخص کاهش مییابد.
اتصال شبکه ریلی ایران به شرق و شمال، توسعه بنادر خارج از مسیرهای سنتی و استفاده از کریدورهای منطقهای، به تدریج یک معماری تجاری جدید برای کشور ایجاد میکند؛ معماری که در آن همسایگان و اقتصادهای آسیایی سهم بیشتری پیدا میکنند.
بخش مهمی از راهبرد ایران برای مواجهه با فشارهای خارجی در قالب سیاست «اقتصاد مقاومتی» تعریف شده است. این سیاست بر افزایش تولید داخلی، کاهش وابستگی به واردات و بالا بردن توان اقتصاد برای ادامه فعالیت در شرایط تحریم تاکید دارد. منطق اصلی اقتصاد مقاومتی آن است که آسیبپذیری اقتصاد در برابر تصمیمات خارجی زمانی کاهش پیدا میکند که نیازهای اساسی کشور تا حد بیشتری از ظرفیت داخلی تامین شود و تجارت خارجی نیز به تعداد محدودی کشور یا مسیر وابسته نباشد.
تحریمها در این چارچوب، در کنار محدودیتهایی که ایجاد میکنند، به عاملی برای تغییر ترکیب بازار نیز تبدیل شدهاند. کاهش حضور برخی کالاها و برندهای خارجی در دورههای قبلی تحریم، فضای بیشتری برای فعالیت تولیدکنندگان داخلی به وجود آورد و در برخی بخشها زمینه گسترش تولید داخلی را فراهم کرد. بنابراین، یکی از ابعاد مهم تابآوری ایران را باید در ظرفیت سازگاری بخش خصوصی و تولیدکنندگان داخلی جستوجو کرد؛ بنگاههایی که طی سالها فعالیت در محیط تحریمی، تجربه تامین مواد اولیه، تولید، فروش و تجارت در شرایط محدودیت را به دست آوردهاند.
تحولات سالهای اخیر همچنین موجب شده تا جهتگیری تجارت خارجی ایران بیش از گذشته به سمت شرق و کشورهای پیرامونی سوق پیدا کند. چین در حوزه انرژی، روسیه در تجارت منطقهای و مسیر دریای خزر و کشورهایی مانند پاکستان و افغانستان در شبکه حملونقل زمینی، هر یک بخشی از ساختار جدید تجارت خارجی ایران را تشکیل میدهند. این روند از منظر تابآوری اهمیت ویژهای دارد، وابستگی کمتر به بازارها و کانالهایی که مستقیما تحت نفوذ سیاست تحریمی آمریکا قرار دارند، توان ایران برای ادامه مبادلات خارجی را افزایش میدهد.
در چنین الگویی، همسایگی ایران با مجموعه بزرگی از کشورهای آسیایی خود به یک سرمایه اقتصادی تبدیل میشود. مرزهای زمینی گسترده و دسترسی به چند پهنه دریایی، امکان طراحی مسیرهای متنوع برای انتقال کالا، انرژی و مواد اولیه را فراهم میکند.
تلاش برای منزوی کردن اقتصادی ایران با یک محدودیت اساسی روبهرو است و موفقیت چنین سیاستی مستلزم همکاری گسترده شرکای اصلی تهران است. تا زمانی که اقتصادهای مهمی مانند چین روابط تجاری خود با ایران را حفظ کنند و مسیرهای زمینی و منطقهای نیز فعال باقی بمانند، قطع کامل جریان تجارت ایران بسیار دشوار خواهد بود.
اقدامات آمریکا در مرحله نخست عمدتا متوجه شرکتها و بازیگران کوچکتر بوده و بزرگترین خریداران نفت ایران و برخی از مهمترین حلقههای تجارت کشور مستقیما هدف قرار نگرفتهاند که یکی از دلایل این وضعیت، هزینههای اقتصادی و سیاسی برخورد با شرکای بزرگ ایران است. به بیان دیگر، هرچه واشنگتن دامنه فشار علیه ایران را گسترش دهد، احتمال برخورد این سیاست با منافع اقتصادی سایر قدرتها نیز بیشتر میشود. از همین نقطه، تحریم ایران از یک موضوع دوجانبه فراتر میرود و به مسالهای مرتبط با رقابت قدرتهای بزرگ و استقلال اقتصادی کشورهای دیگر تبدیل میشود.
مقاومت اقتصاد ایران را نمیتوان به یک عامل واحد نسبت داد؛ آنچه امکان ادامه فعالیت اقتصادی را فراهم کرده، مجموعهای از سازوکارهای مکمل است. تجربه چند دهه فعالیت تحت تحریم، حفظ صادرات انرژی به بازارهای آسیایی، ذخیرهسازی منابع ارزی، استفاده از مسیرهای تجاری جایگزین، گسترش ارتباطات ریلی و دریایی با همسایگان، افزایش نقش تولید داخلی و اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی، در کنار یکدیگر شبکهای از ظرفیتهای دفاع اقتصادی ایجاد کردهاند.
ویژگی مهم این شبکه آن است که از کار افتادن یا محدود شدن یک مسیر، الزاما به توقف کل فعالیت اقتصادی منجر نمیشود. امکان انتقال بخشی از تجارت به مسیر دیگر، یافتن خریداران جایگزین، توسعه تولید داخلی و بهرهگیری از روابط منطقهای به اقتصاد امکان میدهد خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.این همان مفهوم اصلی تابآوری اقتصادی است؛ توان یک اقتصاد برای تغییر مسیر، سازگاری و ادامه فعالیت در محیطی که فشار خارجی دائما در حال تغییر است.
به طور کلی تجربه ایران نشان میدهد تحریم و محاصره اقتصادی، حتی در گستردهترین شکل خود، الزاما به معنای توقف فعالیت یک اقتصاد بزرگ و دارای شبکه گسترده منطقهای نیست. ایران طی سالها فشار خارجی، سازوکارهایی برای حفظ تجارت، صادرات انرژی، تامین نیازهای ضروری و توسعه ظرفیتهای داخلی ایجاد کرده است. تداوم تجارت نفتی با چین، استفاده از خطوط ریلی شرقی، توسعه مسیر دریای خزر، ذخیرهسازی منابع ارزی و تقویت تولید داخلی از مهمترین اجزای این ساختار محسوب میشوند.
در کنار این عوامل، سیاست اقتصاد مقاومتی تلاش کرده تا تجربه چندین دهه تحریم را از یک واکنش مقطعی به یک راهبرد بلندمدت تبدیل کند؛ راهبردی که هدف آن کاهش وابستگیهای راهبردی و افزایش قدرت مانور اقتصاد ایران در برابر فشار خارجی است.
در نهایت، مساله اصلی برای طراحان سیاست انزوای اقتصادی ایران این است که اقتصاد ایران در خلاء فعالیت نمیکند. تهران به شبکهای از شرکای آسیایی، همسایگان، مسیرهای زمینی و دریایی و سازوکارهای تجاری جایگزین متصل است. قطع این شبکه مستلزم رویارویی اقتصادی با مجموعهای از کشورهاست؛ اقدامی که برای آمریکا نیز هزینههای سیاسی و اقتصادی قابلتوجهی به همراه دارد. تحقق هدف اعلامشده واشنگتن برای قطع کامل شریانهای اقتصادی ایران با موانع جدی روبهرو است.
بر همین اساس، مهمترین ویژگی اقتصاد ایران در شرایط کنونی را میتوان «توان سازگاری» دانست؛ اقتصادی که طی چند دهه فشار، به تدریج مسیرهای جایگزین خود را ساخته و توان ادامه فعالیت در محیط تحریمی را به یکی از مولفههای ساختاری خود تبدیل کرده است.