به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ جنگ ایران و آمریکا فقط در خلیج فارس و بازار نفت صورتحساب ایجاد نمیکند. بخشی از هزینه این درگیری اکنون از پمپبنزینهای آمریکا عبور کرده و خود را در یکی از حساسترین معادلات اقتصاد این کشور یعنی تصمیم فدرال رزرو درباره نرخ بهره نشان میدهد. نفت برنت در پایان معاملات جمعه چهارم سپتامبر به ۹۶ دلار و ۲۸ سنت در هر بشکه رسید و در مجموع یک هفته ۷.۶ درصد رشد کرد. نفت آمریکا نیز نزدیک ۱۰ درصد افزایش هفتگی را تجربه کرد. رویترز افزایش قیمتها را با ازسرگیری درگیری ایران و آمریکا و ادامه اختلال در مسیرهای عرضه انرژی مرتبط دانسته است.
افزایش قیمت نفت به سرعت به بازار فرآورده نیز منتقل شده است. متوسط قیمت گازوئیل در آمریکا به رکورد ۵.۸۵ دلار برای هر گالن رسیده و متوسط بنزین نیز در آستانه تعطیلات Labor Day بالای چهار دلار قرار گرفته است. رویترز پیشبینی کرده متوسط قیمت بنزین در روز Labor Day به حدود ۴.۰۳ دلار برسد؛ بالاتر از رکورد قبلی این مناسبت در سال ۲۰۱۲. این تحولات در شرایط عادی یک مساله صرفا انرژی بود اما اکنون مستقیما با سیاست پولی آمریکا تلاقی کرده است.
آخرین داده رسمی وزارت بازرگانی آمریکا نشان میدهد شاخص قیمت هزینههای مصرف شخصی یا PCE در ماه ژوئیه نسبت به سال قبل ۳.۷ درصد افزایش داشته است. تورم هستهای PCE که غذا و انرژی را حذف میکند نیز ۳.۳ درصد بوده است. هر دو عدد همچنان به شکل محسوسی بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار دارند.
کمیته بازار آزاد فدرال رزرو در نشست ۲۹ ژوئیه نرخ بهره هدف را در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد بدون تغییر نگه داشت اما در همان بیانیه بهصراحت اعلام کرد تورم همچنان بالاست و بخشی از افزایش قیمتها ناشی از شوکهای عرضه، از جمله در بخش انرژی بوده است. سه عضو کمیته حتی در همان نشست طرفدار افزایش ۰.۲۵ واحد درصدی نرخ بهره بودند. بنابراین پیش از تشدید اخیر تنش نیز اختلاف در فدرال رزرو بر سر نیاز به سیاست پولی سختگیرانهتر وجود داشت. جهش دوباره قیمت نفت این بحث را حساستر کرده است.
قیمت نفت به تنهایی در جلسه فدرال رزرو تعیینکننده نرخ بهره نیست. مسیر انتقال از چند مرحله عبور میکند. نخست، افزایش نفت مستقیما قیمت بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما و گرمایش را بالا میبرد. سپس هزینه حملونقل کالا، خدمات لجستیکی، کشاورزی، سفر و بخشی از تولید صنعتی افزایش پیدا میکند. اگر این هزینهها به قیمت کالا و خدمات منتقل شوند، شوک اولیه انرژی از بخش سوخت فراتر میرود.
در مرحله بعد، استمرار گرانی انرژی میتواند انتظارات تورمی خانوارها و بنگاهها را تغییر دهد. اگر مصرفکننده و کارفرما انتظار داشته باشند قیمتها برای مدت طولانیتری بالا بماند، رفتار قیمتگذاری و دستمزد نیز ممکن است تغییر کند. این همان مرحلهای است که بانک مرکزی حساس میشود؛ زیرا مسئله دیگر یک افزایش موقت در قیمت بنزین نیست بلکه احتمال تثبیت تورم بالاتر است.
تورم پایه ۳.۳ درصدی نشان میدهد فشار قیمتی آمریکا حتی پس از حذف غذا و انرژی نیز بالاتر از هدف است. وضعیت بازار کار، رشد دستمزد، سیاست مالی، قیمت مسکن، تعرفهها و شرایط اعتباری نیز در تصمیم فدرال رزرو نقش دارند.
اثر جنگ را باید به عنوان یک شوک افزوده دید؛ شوکی که در بدترین زمان ممکن برای فدرال رزرو از مسیر انرژی وارد اقتصاد شده است. اگر نفت دوباره کاهش پیدا کند و دادههای بعدی تورم نشان دهد اثر افزایش سوخت به دیگر کالاها و خدمات منتقل نشده است، فدرال رزرو میتواند افزایش قیمت انرژی را موقتی تلقی کند و نرخ را ثابت نگه دارد.
اما اگر قیمت نفت و فرآوردهها برای مدت طولانی بالا بماند و دادههای تورم جدید نیز مقاومت قیمتها را تأیید کند، بانک مرکزی فضای کمتری برای کاهش نرخ خواهد داشت و احتمال افزایش مجدد نرخ بیشتر میشود. رویترز نیز تاکید کرده دادههای تورم مصرفکننده پیش از نشست سپتامبر برای تصمیم فدرال رزرو تعیینکننده خواهد بود.
اثر این چرخه فقط در ساختمان فدرال رزرو باقی نمیماند. نرخ بهره بالا هزینه وام مسکن، اعتبار مصرفکننده و تامین مالی بنگاهها را بالا نگه میدارد. همزمان خانوار آمریکایی باید هزینه بیشتری برای سوخت و حملونقل بپردازد. رویترز گزارش داده قیمت متوسط بنزین در آمریکا در پنجشنبه گذشته حدود ۴.۱۳ دلار به ازای هر گالن بوده؛ نزدیک به یک دلار بیشتر از متوسط یک سال قبل. قیمت گازوئیل نیز رکورد زده و هزینه بلیت هواپیما برای سفرهای Labor Day براساس دادههای AAA حدود ۲۰ درصد بیشتر از سال گذشته برآورد شده است.
به این ترتیب شوک انرژی از دو مسیر به مصرفکننده میرسد؛ یک بار مستقیما از طریق پمپبنزین و هزینه حملونقل و بار دیگر، در صورت تداوم تورم از طریق نرخ بهره و هزینه اعتبار. همین مسئله معادله جنگ ایران را برای اقتصاد آمریکا پیچیده میکند. افزایش فشار بر ایران ممکن است از نگاه واشنگتن هدف ژئوپلیتیکی داشته باشد اما اختلال در یکی از مهمترین مناطق تولید و انتقال انرژی جهان همزمان میتواند کنترل تورم داخلی آمریکا را دشوارتر کند.
در نتیجه رابطه جنگ ایران و نرخ بهره آمریکا به صورت مرحلهای عمل میکند یعنی جنگ میتواند نفت را گران کند، نفت میتواند تورم و انتظارات تورمی را بالا نگه دارد و تورم بالاتر نیز فدرال رزرو را وادار کند نرخها را برای مدت طولانیتری بالا نگه دارد یا در صورت تشدید فشارها، دوباره افزایش دهد.
در آستانه نشست ۱۵ و ۱۶ سپتامبر، سه عدد مشخص خواهند کرد این زنجیره تا کجا پیش رفته است؛ قیمت نفت، تورم جدید آمریکا و وضعیت بازار کار. در حال حاضر هر سه متغیر نسبت به چند هفته قبل استدلال برای کاهش نرخ بهره را دشوارتر کردهاند.