به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ جمله دونالد ترامپ درباره اینکه افزایش قیمت بنزین «بهای ارزانی» برای جنگ با ایران است، در شرایطی مطرح شده که هزینه سوخت برای خانوار آمریکایی دیگر صرفا یک عدد روی تابلوی پمپبنزین نیست. قیمت بالای انرژی اکنون در هزینه حملونقل، کشاورزی، کالاهای مصرفی و حتی سیاست پولی آمریکا بازتاب پیدا کرده است.
بر اساس آخرین دادههای انجمن خودروی آمریکا (AAA)، میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در ۲۰ سپتامبر به حدود ۴.۴۸ دلار رسیده است. این رقم در حالی ثبت شده که قیمت بنزین در آمریکا معمولا در پایان تابستان و با کاهش تقاضای فصلی باید تحت فشار نزولی قرار گیرد. این انجمن میگوید میانگین قیمت در ۱۷ سپتامبر ۴.۴۳ دلار بود؛ بیش از یک دلار بالاتر از سطح مشابه سال گذشته و نزدیک به رکورد ۴.۵۶ دلاری سال جاری که در ماه مه ثبت شده است.
اهمیت این افزایش زمانی روشنتر میشود که آن را در کنار دادههای تورمی قرار دهیم. طبق گزارش اداره آمار کار آمریکا، شاخص قیمت مصرفکننده در آگوست ۲۰۲۶ نسبت به ماه قبل ۰.۴ درصد افزایش یافت و تورم سالانه به ۳.۴ درصد رسید. در همین ماه، شاخص بنزین ۳.۹ درصد بالا رفت و به تنهایی بیش از یکسوم افزایش ماهانه شاخص کل را توضیح داد.
در مقیاس سالانه نیز قیمت بنزین ۲۷.۴ درصد افزایش داشته و شاخص کل انرژی ۱۶.۳ درصد رشد کرده؛ این در حالی است که تورم هسته، یعنی تورم بدون غذا و انرژی، ۲.۴ درصد بوده است. به بیان دیگر، انرژی در مقطع فعلی نه فقط یک جزء از تورم آمریکاست، بلکه با سرعتی به مراتب بالاتر از بخش بزرگی از سبد مصرفی خانوار حرکت میکند.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بنزین کالایی است که مصرفکننده قیمت آن را به صورت روزانه و مستقیم مشاهده میکند. برخلاف بسیاری از کالاها که افزایش قیمتشان ممکن است در فاصله چند ماه احساس شود، تغییر قیمت سوخت بلافاصله در بودجه خانوار دیده میشود. نظرسنجی اخیر فاکسنیوز نیز همین فشار را نشان میدهد. در این نظرسنجی، ۶۱ درصد آمریکاییها گفتهاند قیمت بنزین برای خانواده آنها یک مشکل بزرگ است؛ این رقم دو سال قبل ۴۸ درصد بوده است. در همان نظرسنجی، ۶۲ درصد قیمت مواد غذایی و ۵۴ درصد هزینه مسکن را نیز مشکل بزرگ دانستهاند.
اثر افزایش قیمت نفت و سوخت در اقتصاد آمریکا به مراتب گستردهتر از هزینه رفتوآمد خانوارهاست. افزایش قیمت دیزل نمونه روشنتری از این زنجیره است. رویترز گزارش داده که میانگین قیمت دیزل آمریکا در سپتامبر از ۶ دلار در هر گالن عبور کرده و به رکورد تاریخی رسیده است. قیمت دیزل از ابتدای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران تقریبا ۶۰ درصد افزایش یافته و همزمان ذخایر دیزل آمریکا نیز پایینتر از میانگین پنجساله قرار گرفته است.
اهمیت دیزل در این است که این سوخت مستقیما با کامیونها، کشاورزی، ماشینآلات صنعتی و زنجیره توزیع کالا در ارتباط است. رویترز در گزارشی دیگر از فشار قیمت دیزل بر کشاورزان آمریکایی در فصل برداشت ۲۰۲۶ خبر داده و هشدار داده که ادامه این وضعیت میتواند هزینه حملونقل، نهادههای کشاورزی و در نهایت قیمت مواد غذایی را افزایش دهد.
بنابراین، افزایش قیمت نفت لزوما در همان روز به همان اندازه وارد قیمت یک کالای فروشگاهی نمیشود اما از طریق حملونقل، تولید و توزیع میتواند با وقفه زمانی به بخشهای مختلف اقتصاد منتقل شود. این همان نقطهای است که استدلال «بهای کوچک جنگ» با واقعیت اقتصادی پیچیدهتری مواجه میشود. هزینه جنگ را نمیتوان فقط با مقدار افزایش قیمت هر گالن بنزین اندازه گرفت؛ باید اثرات زنجیرهای آن بر تورم، نرخ بهره، هزینه حملونقل و قدرت خرید خانوار را نیز در نظر گرفت.
ریشه اصلی جهش اخیر، بازار جهانی نفت است. اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز، حملات به زیرساختهای انرژی منطقه و محدودشدن مسیرهای صادراتی باعث شده بازار نفت با ریسک عرضه مواجه شود. نفت برنت امروز، پس از بازگشایی بازار ۱۰۱.۶۶ دلار در هر بشکه قیمت داشته و وستتگزاس اینترمدیت نیز همچنان در محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه نوسان دارد. رویترز گزارش داده که اختلال در زیرساختهای عربستان و محدودیت تردد در تنگه هرمز، همراه با فشار بر ظرفیت پالایشی جهان، همچنان بازار انرژی را در تنگنا قرار داده است.
در آمریکا نیز مشکل فقط قیمت نفت خام نیست. تعطیلی موقت پالایشگاه ۲۶۴ هزار بشکهای اکسونموبیل در جولیِت ایلینوی در میانه سپتامبر، در شرایطی رخ داد که بازار فرآوردههای نفتی از قبل با محدودیت عرضه مواجه بود. این پالایشگاه روزانه توان تولید حدود ۱۱ میلیون گالن فرآورده دارد و توقف آن میتواند فشار منطقهای بر بازار بنزین و دیزل را افزایش دهد.
این در حالی است که پیش از خاموشی جولیِت، پالایشگاههای والرو و موتیوا در پورت آرتور و پالایشگاه فیلیپس۶۶ در سوئینی نیز با توقف یا اختلال در برخی واحدها مواجه شده بودند که ظرفیت این پالایشگاهها بهترتیب ۳۸۵، ۶۵۶ و ۲۷۷ هزار بشکه در روز است.
در نتیجه، حتی اگر آمریکا از نظر تولید نفت خام نسبتا قدرتمند باشد، این به معنای مصونبودن مصرفکننده آمریکایی از شوک جهانی نفت نیست. قیمتگذاری نفت و فرآوردهها در یک بازار بههمپیوسته انجام میشود و اختلال در یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان میتواند خود را در قیمت سوخت آمریکا نشان دهد.
مساله مهمتر برای دولت آمریکا این است که افزایش قیمت انرژی در شرایطی اتفاق افتاده که تورم هنوز کاملا مهار نشده است. گزارش رسمی تورم آگوست نشان میدهد شاخص قیمت مصرفکننده سالانه ۳.۴ درصد بالا رفته و در عین حال قیمت انرژی ۱۶.۳ درصد رشد کرده است.
همزمان، مقامهای فدرال رزرو نیز نسبت به ماندگاری فشارهای تورمی هشدار دادهاند. نیل کشکاری، رئیس فدرال رزرو مینیاپولیس در ۲۰ سپتامبر گفت تورم در اقتصاد آمریکا همچنان بیش از حد بالاست و فشار قیمتی فقط به نفت و غذا محدود نمیشود. وی تاکید کرد که اختلالات ژئوپلیتیک از جمله جنگ خاورمیانه میتواند شوکهای انرژی ایجاد کند، در حالی که سیاست پولی همچنان باید با تورم گستردهتر مقابله کند.
این وضعیت یک تناقض مهم ایجاد میکند: جنگی که هزینه آن برای آمریکا در روایت سیاسی «قابل پرداخت» توصیف میشود، میتواند از مسیر انرژی هزینههای دیگری را به اقتصاد تحمیل کند؛ از سوخت کامیون و تراکتور گرفته تا هزینه حمل کالا و فشار بر نرخ بهره. از سوی دیگر بر اساس دادههای دانشگاه براون، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل از آغاز جنگ بیش از ۱۱۱.۶ میلیارد دلار هزینه اضافی به مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل کرده که سهم بنزین ۶۱.۳ و گازوئیل ۵۰.۴ میلیارد دلار بوده است. این برآورد نشان میدهد هر خانوار آمریکایی بهطور متوسط حدود ۸۵۲ دلار هزینه اضافی انرژی پرداخت کرده است.
در همین حال، آسوشیتدپرس در گفتوگو با شماری از رایدهندگان آمریکایی گزارش کرده که افزایش قیمت بنزین به نگرانی درباره هزینههای زندگی تبدیل شده است. برخی از حامیان ترامپ نیز از وضعیت اقتصادی ابراز نارضایتی کردهاند، در حالی که گروهی دیگر همچنان حمایت سیاسی خود از جمهوریخواهان را حفظ کردهاند. بنابراین، دادههای موجود نشاندهنده یک واکنش سیاسی یکدست نیست؛ بلکه از فشار اقتصادی گستردهای حکایت دارد که در میان گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی احساس میشود.
شبکه NBC نیز در تازهترین نظرسنجی خود اعلام کرد ۵۵ درصد آمریکاییها معتقدند سیاستهای ترامپ شرایط اقتصادی کشور را بدتر کرده است. همچنین میانگین نظرسنجیهای Decision Desk HQ نیز میزان نارضایتی از عملکرد ترامپ را ۵۸.۹ درصد نشان میدهد که همزمان با نزدیکشدن انتخابات میاندورهای، توجه بیشتری پیدا کرده است.
در چنین شرایطی، بنزین به یک شاخص ساده اما قدرتمند از وضعیت اقتصاد آمریکا تبدیل شده است. راننده آمریکایی شاید درباره قیمت جهانی نفت، مسیرهای جایگزین صادرات یا ظرفیت پالایشگاهی اطلاعات دقیقی نداشته باشد اما قیمت روی تابلوی پمپ را میبیند و هر بار که باک خودرو را پر میکند، هزینه بحران انرژی را مستقیما پرداخت میکند.
برای دولت آمریکا، چالش اصلی از همینجا آغاز میشود؛ اگر اختلال در بازار انرژی کوتاهمدت باشد، افزایش قیمت سوخت میتواند یک شوک موقت باقی بماند اما اگر محدودیت عرضه و نااطمینانی ژئوپلیتیک ادامه پیدا کند، «بهای کوچک» جنگ میتواند به زنجیرهای از هزینههای بزرگتر برای خانوار و اقتصاد آمریکا تبدیل شود.