به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ قیمت نفت در پایان معاملات هفته با افزایش قابل توجهی همراه شد و نفت خام آمریکا پس از عبور از مرز ۱۰۰ دلار، به بالاترین سطح خود از ۲۱ سپتامبر رسید؛ روندی که بار دیگر نقش تحولات سیاسی و نظامی خاورمیانه را در تعیین مسیر بازار انرژی برجسته کرده است. همزمان، قیمت نفت برنت نیز برای نخستین بار از ماه مه به ۱۱۰ دلار در هر بشکه رسید تا نگرانیها درباره آینده عرضه انرژی و تداوم فشار بر مصرفکنندگان افزایش یابد.
نفت خام وستتگزاس اینترمدیت (WTI) در پایان هفته با رشد حدود ۳.۵ درصدی مواجه شد و آخرین بار با افزایش ۳ دلار و ۳۳ سنتی، در سطح ۱۰۱ دلار و ۳۰ سنت معامله شد، نفت برنت نیز به محدوده ۱۱۰ دلار رسید. افزایش قیمتها در ساعات پایانی معاملات، در شرایطی رخ داد که نگرانیها درباره احتمال حملات تازه آمریکا به ایران بر فضای بازار سایه انداخته بود.
جهش قیمت نفت در پایان هفته را نمیتوان صرفا به تغییرات معمول بازار کالاها نسبت داد. آنچه در کانون توجه معاملهگران قرار دارد، احتمال تغییر در سطح درگیری میان ایران و آمریکا و پیامدهای آن برای امنیت عرضه انرژی در منطقه است. در چنین فضایی، حتی خبرهای تاییدنشده درباره تحولات نظامی نیز میتوانند انتظارات بازار را تغییر دهند و به افزایش قیمتها دامن بزنند.
با این حال در اخبار روز، عامل بنیادی تازهای که بهتنهایی افزایش بزرگ قیمت نفت را توجیه کند، مشاهده نشده است. از این منظر، رشد اخیر بیشتر بازتاب نگرانیهای ژئوپلیتیکی و تغییر فضای ریسک در بازارهای مالی است؛ موضوعی که همزمان با افت شاخص نزدک و افزایش فشار بر بازارهای سهام و اوراق قرضه آمریکا خود را نشان داده است.
در این میان، احتمال تشدید تنشها بهعنوان یکی از سناریوهای اثرگذار بر بازار مطرح شده است و هرگونه اختلال بیشتر در جریان عرضه نفت منطقه میتواند نگرانی خریداران را افزایش دهد و هزینه تامین انرژی را بالا ببرد؛ هرچند میزان و نحوه اثرگذاری چنین سناریویی به تحولات واقعی و نه صرفا گمانهزنیهای بازار بستگی دارد.
عبور نفت آمریکا از مرز ۱۰۰ دلار و رسیدن برنت به محدوده ۱۱۰ دلار، بار دیگر احتمال افزایش هزینه انرژی برای مصرفکنندگان را مطرح کرده است. قیمت بالاتر نفت میتواند از مسیر افزایش هزینه سوخت و حملونقل، فشار بیشتری بر خانوارها و کسبوکارها وارد کند. همین مساله، افزایش قیمت انرژی را از یک تحول محدود در بازار کالاها به عاملی موثر بر چشمانداز تورم تبدیل میکند.
برای دولت آمریکا نیز این وضعیت در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که نگرانیهای تورمی و فشارهای اقتصادی همچنان در معادلات سیاسی این کشور حضور دارند. همچنین نزدیک شدن انتخابات میاندورهای سوم نوامبر، احتمال تاثیر تحولات جنگ بر فضای سیاسی داخلی آمریکا را مطرح میکند؛ با این حال، این ارزیابی به معنای اثبات ارتباط مستقیم تصمیمهای نظامی با اهداف انتخاباتی نیست.
از نظر تکنیکال، محدوده ۱۰۶ دلار و ۷۵ سنت، یعنی بالاترین سطح ثبتشده در سپتامبر، مقاومت مهم پیش روی نفت خام آمریکا محسوب میشود. عبور از این سطح میتواند مسیر قیمت را برای آزمودن محدودههای بالاتر باز کند اما تا زمانی که این مقاومت شکسته نشده است، نمیتوان افزایش اخیر را بهمنزله آغاز یک روند صعودی پایدار در نظر گرفت.
در صورت تشدید درگیریها یا انتشار اخبار تازه درباره اختلال در عرضه، احتمال افزایش دوباره قیمتها وجود دارد، در مقابل کاهش تنشها میتواند بخشی از صرف ریسک ژئوپلیتیکی را از قیمت نفت حذف کند. بنابراین، مسیر آینده بازار بیش از هر چیز به تحولات سیاسی و نظامی و میزان اثرگذاری آنها بر عرضه واقعی نفت وابسته خواهد بود.
همزمان با رشد نفت، بازار طلا نیز تحت تاثیر مجموعهای از عوامل متضاد قرار گرفته است. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که قیمت طلا پس از افت اولیه در واکنش به انتشار شاخص قیمت مصرفکننده آمریکا، بخشی از کاهش خود را جبران کرد. در این میان، تغییر مسیر دلار و بازده اوراق خزانهداری آمریکا به بهبود قیمت این فلز گرانبها کمک کرد.
طلا پس از انتشار دادههای تورمی برای مدتی به زیر ۴،۱۰۰ دلار و حتی محدوده ۴،۰۸۰ دلار سقوط کرد اما سپس به محدوده ۴،۱۴۰ دلار بازگشت. با وجود این بهبود، مقاومت قیمتی در محدوده ۴،۲۰۰ تا ۴،۲۲۰ دلار همچنان مانع مهمی برای ادامه رشد محسوب میشود. قیمت طلا همچنین پایینتر از میانگین متحرک ۱۰۰روزه در محدوده ۴،۲۴۵ دلار قرار داشت؛ موضوعی که از تداوم احتیاط در ارزیابی روند کوتاهمدت حکایت دارد.
از منظر سیاست پولی، افزایش تورم آمریکا میتواند احتمال اتخاذ سیاست سختگیرانهتر از سوی فدرال رزرو را تقویت کند و از این مسیر بر طلا فشار وارد آورد. در مقابل، کاهش انتظارات برای افزایش نرخ بهره یا افت بازده واقعی اوراق میتواند به نفع این فلز تمام شود. تحولات ایران و آمریکا نیز در کنار سیاست پولی، یکی از عوامل تعیینکننده جهت حرکت طلا باقی مانده است.
در مجموع، همزمانی افزایش قیمت نفت و نوسان طلا نشان میدهد که بازارهای جهانی در حال ارزیابی دو ریسک متفاوت اما مرتبط هستند. از یک سو، احتمال تشدید تنشها و افزایش هزینه انرژی و از سوی دیگر، پیامدهای تورمی این وضعیت برای سیاست پولی آمریکا وجود دارد.
در چنین شرایطی، ادامه رشد نفت قطعی نیست و مسیر طلا نیز تنها با اتکا به افزایش ریسکهای سیاسی قابل پیشبینی نخواهد بود. جهت بعدی هر دو بازار به این بستگی دارد که تحولات خاورمیانه تا چه اندازه از سطح نگرانی و گمانهزنی فراتر برود و بر تصمیمهای اقتصادی و جریان واقعی عرضه اثر بگذارد.