به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ جنگ خاورمیانه و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، هزینه حمل نفت خام و فرآوردههای نفتی را به سطوح بیسابقهای رسانده است؛ به طوری که کرایه انتقال هر بشکه نفت از خلیج فارس به آسیا از ۳۷ دلار فراتر رفته و افزایش چندبرابری هزینه حمل، سودآوری پالایشگاهها و امنیت عرضه سوخت در بازارهای جهانی را تحت فشار قرار داده است.
پیامدهای جنگ در خاورمیانه به بازار نفت خام محدود نمانده و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، هزینه رساندن نفت به کشورهای مصرفکننده را نیز بهشدت افزایش داده است. در شرایطی که تنگه هرمز بهعنوان یکی از گذرگاههای راهبردی تجارت جهانی انرژی با محدودیتهای تردد و اختلال در جریان عادی کشتیرانی مواجه شده، افزایش زمان سفر نفتکشها، تغییر مسیر محمولهها و کاهش ظرفیت در دسترس ناوگان دریایی، نرخ کرایه حمل را به رکوردهای تاریخی رسانده است.
بر اساس گزارش سازمان بینالمللی انرژی، نرخ کرایه نفتکشها در سپتامبر به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده و تا اواسط اکتبر نیز هزینه حمل هر بشکه نفت خام از خلیج فارس به آسیا با نفتکشهای بسیار بزرگ از ۳۷ دلار فراتر رفت؛ رقمی که بیش از پنج برابر سطح پیش از آغاز جنگ بود.
اهمیت این افزایش در آن است که هزینه نهایی تامین انرژی تنها به قیمت نفت خام وابسته نیست، نفت باید از مراکز تولید به پالایشگاهها و سپس به بازارهای مصرف منتقل شود. بنابراین، هرگونه اختلال در مسیرهای کشتیرانی میتواند هزینه واردات نفت، قیمت تمامشده خوراک پالایشگاهها و در نهایت هزینه تامین فرآوردههایی مانند گازوئیل و نفت سفید را افزایش دهد. این روند بهویژه برای اقتصادهای وابسته به واردات انرژی اهمیت دارد؛ زیرا افزایش هزینه حملونقل میتواند فشار بیشتری بر تولید، تجارت و هزینههای مصرفکنندگان وارد کند.
اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز، زمان انتقال محمولههای نفتی را افزایش داده و گردش عادی ناوگان جهانی را مختل کرده است. در شرایط معمول، نفتکشها در مسیرهای مشخص میان مراکز تولید و مصرف رفتوآمد میکنند و هرچه سفرها سریعتر انجام شود، ظرفیت ناوگان برای جابهجایی محمولههای بیشتر افزایش مییابد. اما در شرایط جنگی انتظار برای عبور، تغییر مسیر و انتقال محموله از یک کشتی به کشتی دیگر، مدت استفاده از نفتکشها را طولانیتر میکند.
نتیجه این وضعیت، کاهش تعداد کشتیهای آماده برای قراردادهای جدید و افزایش رقابت برای اجاره نفتکشهای موجود است. به همین دلیل، اختلال در یک گذرگاه راهبردی میتواند حتی بر نرخ حمل در مسیرهایی که مستقیما در منطقه جنگی قرار ندارند نیز اثر بگذارد.
بازار حملونقل نفت پیش از تحولات اخیر نیز با فشارهایی مواجه بود، پس از جنگ روسیه و اوکراین، تحریم نفت روسیه از سوی اروپا و گروه هفت، مسیرهای سنتی تجارت نفت خام و فرآوردههای نفتی را تغییر داد و افزایش مسافت انتقال محمولهها بر ظرفیت در دسترس بازار متعارف اثر گذاشت. در چنین شرایطی، جنگ خاورمیانه و اختلال در تردد تنگه هرمز فشار تازهای بر بازاری وارد کرده که از قبل نیز با محدودیتهایی روبهرو بود.
فشار بر بازار حملونقل تنها به تنگه هرمز محدود نمانده است، حملات پهپادی ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ به خط لوله نفت خام شرق به غرب عربستان سعودی، جریان انتقال نفت از این مسیر را بهطور موقت مختل کرد. این خط لوله در دوره بحران، مسیری جایگزین برای انتقال نفت عربستان به دریای سرخ فراهم میکرد و امکان صادرات بخشی از نفت را بدون عبور از تنگه هرمز به وجود میآورد.
تعلیق جریان نفت در این خط لوله با افزایش خرید چین همزمان شد و این اتفاق تقاضا برای نفتکشها را افزایش داد. از سوی دیگر، اختلال در انتقال نفت از ساحل غربی عربستان، نفتکشهای بسیار بزرگ مستقر در سیدی کریر مصر را با کمبود محمولههای مورد انتظار مواجه کرد و شرکتهای اجارهکننده را به جستوجوی منابع جایگزین واداشت.
اگرچه عربستان سعودی خط لوله شرق به غرب را تعمیر و جریان انتقال را از سر گرفت اما فشار ایجادشده بر بازار حملونقل برطرف نشد، کاهش صادرات از مسیر بابالمندب در پی اختلالات امنیتی این گذرگاه نیز زمان سفر نفتکشها را افزایش داده و بهرهوری ناوگان را کاهش داده بود.
این تحولات نشان میدهد که جایگزینی یک مسیر انتقال نفت با مسیر دیگر، لزوما به معنای حفظ هزینهها و زمان حمل در سطح عادی نیست. ظرفیت خطوط لوله، دسترسی به بنادر، مسافت مسیرهای جایگزین و تعداد نفتکشهای موجود، همگی بر هزینه نهایی انتقال انرژی اثر میگذارند.
افزایش هزینه حمل نفت خام به مسیر خلیج فارس محدود نمانده و سایر بخشهای بازار نفتکشها را نیز تحت تاثیر قرار داده است. طولانی شدن سفرها و محدودیت دسترسی به کشتیهای بزرگ، شرکتهای حملونقل را به استفاده بیشتر از نفتکشهای کوچکتر سوق داده است. در نتیجه، تقاضا برای نفتکشهای سوئزمکس و افراماکس افزایش یافته و نرخ کرایه این کشتیها نیز رشد کرده است.
بر اساس اعلام سازمان بینالمللی انرژی در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶، تقاضا برای این دو گروه نفتکش بر مبنای شاخص تنمایل حدود ۲۰ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل بود. این شاخص، حجم محموله و مسافت طیشده را همزمان محاسبه میکند و افزایش آن نشاندهنده رشد نیاز بازار به خدمات حملونقل دریایی است.
تا اواسط اکتبر، هزینه حمل هر بشکه نفت خام از غرب آفریقا به اروپا با نفتکش سوئزمکس از ۲۲ دلار فراتر رفت؛ رقمی که بیش از چهار برابر سطح پیش از جنگ است. نرخ حمل نفتکشهای افراماکس در دریای شمال نیز سه برابر شد و به بیش از ۶ دلار بهازای هر بشکه رسید.
بازار حمل فرآوردههای نفتی نیز از این افزایش هزینهها در امان نماند و درآمد بالای حمل نفت خام، برخی مالکان را به استفاده از نفتکشهای برد بلند ۲ یا LR۲ برای جابهجایی نفت خام ترغیب کرد؛ درحالیکه این کشتیها معمولا برای انتقال فرآوردههای پالایششده در مسیرهای طولانی به کار میروند، انتقال بخشی از این ظرفیت به بازار نفت خام، عرضه نفتکشهای حمل فرآورده را محدود کرد.
در نتیجه، هزینه حمل هر بشکه فرآورده نفتی از خلیج فارس به ژاپن با نفتکشهای برد بلند ۱ یا LR۱ تا اواسط اکتبر به حدود ۲۷ دلار رسید؛ رقمی که پنج برابر سطح پیش از جنگ بود، این ارقام نشان میدهد اختلالات کشتیرانی، هم انتقال نفت خام و هم رساندن محصولات نهایی به بازارهای مصرف را پرهزینهتر کرده است.
یکی از مهمترین پیامدهای افزایش کرایه نفتکشها، کاهش سودآوری پالایشگاهها، بهویژه در آسیا است، پالایشگاههای این منطقه وابستگی قابلتوجهی به نفت خام خاورمیانه دارند و در شرایط اختلال در مسیرهای انتقال، ناچارند هزینه بیشتری برای تامین خوراک موردنیاز خود بپردازند.
تا اواسط اکتبر، نرخ اجاره روزانه نفتکشهای بسیار بزرگ در مسیر خلیج فارس به آسیا از ۱.۳ میلیون دلار فراتر رفت. این هزینه میتواند بخش مهمی از سود حاصل از تبدیل نفت خام به فرآوردههای نفتی را از بین ببرد. طبق اطلاعات سازمان بینالمللی انرژی، افزایش هزینه نفت خام تحویلی در سپتامبر، حاشیه سود برخی پالایشگاههای آسیایی فرآوریکننده نفت خاورمیانه را به محدوده منفی رساند.
پالایشگاههای اروپایی نیز با وجود برخورداری از حاشیه سود بالاتر در مقطع پیشین، تحت تاثیر افزایش قیمت نفت خام در نیمه دوم سپتامبر و رشد هزینههای حمل قرار گرفتند. خرید نفت از منابع جایگزین، از جمله ایالات متحده، نیز راهحل کمهزینهای نبود و تا اواسط اکتبر، حمل هر بشکه نفت خام از ساحل خلیج آمریکا به سنگاپور حدود ۳۳ دلار و انتقال آن به اروپا حدود ۲۴ دلار هزینه داشت که هر دو رقم بیش از چهار برابر سطح پیش از جنگ بود.
در چنین شرایطی، پالایشگاهها با سه گزینه، پذیرش هزینه بالاتر تامین خوراک، استفاده از نفت خام جایگزین با ویژگیهای متفاوت یا کاهش میزان فعالیت واحدهای پالایشی روبهرو هستند. کاهش تولید میتواند عرضه جهانی فرآوردههایی مانند گازوئیل و نفت سفید را محدودتر کند و فشار افزایشی بیشتری بر قیمتها وارد آورد.
افزایش هزینه حملونقل دریایی در نهایت میتواند به افزایش هزینه تامین سوخت برای مصرفکنندگان منجر شود. واردکنندگان نفت خام و فرآوردههای نفتی با هزینه بالاتری برای دریافت محمولهها مواجهاند و پالایشگاهها نیز باید هزینه بیشتری برای خرید و انتقال خوراک بپردازند. اگر این فشارها با کاهش تولید پالایشگاهها یا محدود شدن عرضه همراه شود، بازار فرآوردههای نفتی با تنگنای بیشتری روبهرو خواهد شد.
از آنجا که سوخت در حملونقل کالا، تولید صنعتی و بخش بزرگی از خدمات نقش دارد، افزایش پایدار هزینه تامین آن میتواند هزینه تولید و توزیع را بالا ببرد و فشار تورمی ایجاد کند. البته میزان انتقال این هزینهها به مصرفکننده نهایی، به شرایط بازار هر کشور، سیاستهای قیمتگذاری و توان پالایشگاهها برای جذب هزینههای اضافی بستگی دارد.
در مجموع، دادههای بازار نشان میدهد جنگ خاورمیانه و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، هزینهای فراتر از نوسان قیمت نفت خام بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده است. عبور کرایه حمل نفت از خلیج فارس به آسیا از ۳۷ دلار برای هر بشکه، افزایش چندبرابری نرخ حمل در مسیرهای دیگر و کاهش حاشیه سود پالایشگاهها، ابعاد این فشار را نشان میدهد. حتی در صورت بهبود شرایط امنیتی و بازگشت تردد به وضعیت عادی، بازسازی ذخایر کاهشیافته و ادامه ناکارآمدی مسیرهای کشتیرانی میتواند نرخ کرایه نفتکشها را برای مدتی بالا نگه دارد.
به این ترتیب، تحولات تنگه هرمز بار دیگر اهمیت این گذرگاه را در معادلات انرژی جهان برجسته کرده است؛ مسیری که اختلال در آن میتواند هزینه تامین نفت را از مراکز تولید تا پالایشگاهها و بازارهای مصرف افزایش دهد و پیامدهای اقتصادی آن را به کشورهای واردکننده انرژی و مصرفکنندگان نهایی منتقل کند.