به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ مساله ناترازی بنزین و رشد سرسامآور مصرف روزانه سوخت در کشور، سالهاست که در کانون مباحث اقتصادی و زیستمحیطی قرار دارد. در اغلب تحلیلها، انگشت اتهام بلافاصله به سمت رفتارهای ترافیکی شهروندان، سفرهای غیرضروری یا قیمت پایین سوخت نشانه میرود. با این حال لایهای پنهانتر و بسیار اثرگذارتر در این چرخه وجود دارد که کمتر مورد موشکافی قرار میگیرد؛ لایهای که «کیفیت فنی خودروها و استانداردهای نگهداری آنها» نام دارد.
واقعیت این است که بخش عمدهای از بنزینی که در باک خودروها ناپدید میشود، نتیجه مستقیم کاستیهای فناورانه در خطوط تولید و ناآگاهی یا غفلت از فوتوفنهای ساده تنظیمات مکانیکی است. راهکارهایی وجود دارد که شاید در نگاه نخست کوچک، کمهزینه و پیش پا افتاده به نظر برسند اما در مقیاس میلیونها خودروی در حال تردد، اثری شگفتانگیز در مهار بحران سوخت بر جای خواهند گذاشت.
برای درک عمق ماجرا کافی است نگاهی به آمارهای مهندسی مصرف سوخت بیندازیم. در حال حاضر میانگین مصرف سوخت سبد خودروهای سواری تولید داخل در چرخه ترکیبی، رقمی بین ۸.۵ تا بیش از ۱۰ لیتر به ازای هر ۱۰۰ کیلومتر پیمایش است؛ رقمی که در ترافیکهای سنگین کلانشهرها گاه تا ۱۲ لیتر نیز افزایش مییابد. این در حالی است که استاندارد روز خودروسازی در جهان به محدوده ۴ تا ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر رسیده و حتی برخی محصولات هیبریدی مصرفی کمتر از ۳ لیتر را ثبت میکنند.
پرسش اساسی این است که این تفاوت چشمگیر از کجا ناشی میشود؟ پاسخ در فناوری قوای محرکه نهفته است. اغلب موتورهای پرتیراژ داخلی، بر پایه پلتفرمهای دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی توسعه یافتهاند. این پیشرانهها فاقد فناوریهای بنیادین بهرهوری انرژی نظیر تزریق مستقیم سوخت، زمانبندی متغیر سوپاپها، توربوشارژرهای مدرن با نسبت تراکم دقیق و بدنههای سبکسازیشده با آلیاژهای پیشرفته هستند. در یک پیشرانه مدرن جهانی، قطرهقطره بنزین به شکل پودر میکرونی در فشار بسیار بالا و در کسری از میلیثانیه میسوزد تا حداکثر راندمان حرارتی حاصل شود اما در خودروهای داخلی، بخش قابل توجهی از انرژی شیمیایی سوخت به دلیل احتراق ناقص و هدررفت اصطکاکی، به دود و گرمای هدررفته تبدیل میشود.
این عقبماندگی تکنولوژیکی، وظیفه نهادهای ناظر و سازمان ملی استاندارد را دوچندان میکند؛ الزام خودروسازان به بازنشستگی پیشرانههای پرمصرف و ارتقای استاندارد مصرف سوخت، اساسیترین گامی است که سالانه مانع سوزانده شدن دهها میلیون لیتر بنزین میشود.
اگر ارتقای خطوط تولید خودروسازان پروژهای زمانبر باشد، بهینهسازی ناوگان موجود اقدامی سریع و بلاواسطه است. یکی از مهمترین چالشهای فنی خودروهای در حال تردد، فرسودگی تدریجی سنسورها و به هم خوردن تنظیمات پاشش سوخت است که بدون ایجاد خرابی حاد، بیصدا اشتهای باک را بالا میبرد. بررسیهای کارشناسی نشان میدهد یک تنظیم موتور اصولی و بررسی سیستم انژکتور با دستگاه دیاگ، قادر است بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از مصرف سوخت هر خودرو بکاهد. اگر مصرف ماهانه یک خودرو را ۱۰۰ لیتر فرض کنیم، این تنظیم ساده ماهانه ۱۰ تا ۱۵ لیتر صرفهجویی فردی ایجاد میکند؛ عددی که در ابعاد کلان کشوری به معنای صرفهجویی روزانه چندین میلیون لیتر سوخت است.
با این حال، بسیاری از مالکان خودرو به دلیل مشغله، بیاطلاعی یا هزینههای جاری تعمیرگاهها، تا زمانی که خودرو متوقف نشود یا خطای حادی نشان ندهد، به سراغ تنظیم موتور نمیروند. راهکار عملی و موثر در این بخش، تعریف یک بسته حمایتی ویژه با همکاری مدیریت شهری و نهادهای ذیربط است؛ اجرای طرح «دیاگ فصلی و تنظیم رایگان موتور در مراکز معاینه فنی با یارانه شهرداری و وزارت نفت». تبدیل مراکز معاینه فنی از یک ایستگاه اجباری سالانه به یک پایگاه پایش دورهای سلامت خودرو، میتواند تحولی بزرگ بسازد. در این طرح، مالکان خودرو میتوانند هر فصل یکبار با استفاده از مشوقهای شهری، عملکرد سنسور اکسیژن، سیستم جرقهزنی و نسبت هوا به سوخت را بررسی و تنظیم کنند. هزینه این یارانه برای مدیریت شهری و دولت بسیار کمتر از هزینه واردات بنزین یا تامین سوخت مصرفی ناوگان فرسوده است و خروجی آن به شکل همزمان منجر به کاهش چشمگیر آلودگی هوا و مهار مصرف بنزین خواهد شد.
در کنار وظایف حاکمیتی خودروسازان و حمایتهای شهری، بخشی از بار مهار مصرف بنزین مستقیما در دستان خود رانندگان قرار دارد. مجموعهای از ریزهکاریها و فوتوفنهای ساده نگهداری خودرو وجود دارد که به ظاهر کماهمیت به نظر میرسند اما اثر تجمیعی آنها بر اشتهای موتور شگفتانگیز است.
نخستین نکته، «فشار باد تایرها» است. تایرهایی که حتی ۲ تا ۳ پیاسآی (PSI) کمباد باشند، سطح اصطکاک و مقاومت غلتشی خودرو را با آسفالت بالا میبرند. طبق استانداردهای مهندسی تایر، کمبادی لاستیکها میتواند مصرف سوخت را تا ۳ درصد افزایش دهد و استهلاک قطعات جلوبندی را نیز مضاعف کند. چک کردن ماهانه باد لاستیکها در حالت سرد، اقدامی است که ظرف چند دقیقه انجام میشود اما در بلندمدت تفاوت ملموسی در کارکرد باک ایجاد میکند.
عامل دوم، «انتخاب روغن موتور مناسب» با ویسکوزیته (گرانروی) استاندارد کارخانه است. استفاده از روغنهای سنگین و ارزانقیمتِ غیراستاندارد با این تصور سنتی که موتور کارکرده نیازمند روغن سفتتر است، مقاومت قطعات داخلی پیستون و میللنگ را بالا میبرد. پمپ کردن یک سیال غلیظ نیازمند توان بیشتری از میللنگ است و همین بار اضافی، مصرف بنزین را بین یک تا ۲ درصد بالا میبرد. در مقابل، روغنهای سینتتیک مدرن با درجه گرانروی پایین در موتورهای سازگار، لایهنشانی روانتری دارند و هدررفت انرژی را به حداقل میرسانند.
سومین فوتوفن حیاتی، رسیدگی به «شمعها و فیلتر هوا» است. فیلتر هوای گرفته، تنفس موتور را خفه میکند؛ در این شرایط، سیستم کامپیوتری خودرو (ECU) برای جبران مکش ضعیف هوا، بنزین بیشتری تزریق میکند تا راندمان توان حفظ شود. از سوی دیگر، شمعهای کهنه با جرقهزنی ضعیف، مانع از اشتعال کامل مخلوط سوخت و هوا میشوند و بخشی از بنزین بدون تولید توان حرارتی، به صورت خام از اگزوز خارج میشود. تعویض بهموقع شمعها و فیلتر هوا، علاوه بر بازیابی شتاب اولیه خودرو، میتواند ۵ تا ۷ درصد از بار مصرفی سوخت کم کند.
کنترل مصرف بنزین لزوما نیازمند طرحهای پیچیده و شوکهای اقتصادی نیست. تلفیقی از الزام خودروسازان به خروج موتورهای عهد عتیق از خط تولید، راهاندازی سامانههای پایش فصلی معاینه فنی و فرهنگسازی برای اقدامات ساده مکانیکی توسط مالکان، بستهای جامع و کمهزینه را پدید میآورد که با کمترین چالش، ریشه بخش بزرگی از ناترازی سوخت را خشک خواهد کرد.