۱۳:۰۰ ۱۴۰۴/۰۶/۰۷

تحلیل نشریه چینی از راه‌حل خروج ایران از چرخه خاموشی‌ها

یک نشریه چینی با اشاره به گرفتاری ایران در چرخه معیوب خاموشی و آلودگی نوشت: نقشه راه خروج از این مشکل روشن است؛ تنوع‌بخشی به ترکیب انرژی، افزایش بهره‌وری و سرمایه‌گذاری سنگین در انرژی خورشیدی، بادی و ذخیره‌سازی.
تحلیل نشریه چینی از راه‌حل خروج ایران از چرخه خاموشی‌ها
کد خبر:۳۲۱۷۱

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ نشریه چینی آسیا تایمز طی گزارشی در مورد موضوع کمبود برق و آلودگی در ایران نوشت: «برای ایرانی‌ها فصل‌ها دو معنای متفاوت دارند؛ خاموشی‌های پی در پی در گرمای سوزان تابستان و دود ناشی از سوزاندن سوخت کم‌کیفیت در نیروگاه‌ها در زمستان بسیار سرد. این نتیجه ملموس عدم تعادل مزمن تولید و مصرف برق در ایران است که به یک بحران ساختاری فراتر از مساله ساده عرضه و تقاضا تبدیل شده و مانع بزرگی بر سر راه اقتصاد و رفاه عمومی این کشور شده است.» 

این گزارش افزود: «شبکه برق ایران با ظرفیت اسمی حدود ۹۴ گیگاوات، بر روی کاغذ شبکه ای پرتوان به نظر می‌رسد اما واقعیت در عمل، چیز دیگری است. ترکیبی از نیروگاه های حرارتی فرسوده و ناکارآمد، وابستگی شدید به گاز طبیعی، خشکسالی‌های مکرر که ظرفیت برق آبی را فلج می‌کند و تقاضای فزاینده، شکاف مداوم و رو به رشدی را بین ظرفیت اسمی و خروجی قابل اعتماد ایجاد کرده است.» 

کالبدشکافی شبکه برق ایران 

زیرساخت‌های برق ایران، داستان توسعه‌ای متوقف‌شده‌ است. در حالی که ظرفیت تولید برق ایران از ۷.۵ گیگاوات قبل از انقلاب ۱۹۷۹ به ۹۴ گیگاوات افزایش یافته اما ساختار این شبکه به طرز خطرناکی نامتوازن بوده که در ادامه به آن‌ها پرداخته شده است. 

وابستگی بیش از حد به گاز: بیش از ۸۰ درصد برق ایران از نیروگاه‌های حرارتی تامین می‌شود که عمدتا با گاز طبیعی تغذیه می‌شوند. این امر یک آسیب‌پذیری سیستماتیک ایجاد می‌کند، یعنی در زمستان، با افزایش شدید مصرف گاز خانگی، وزارت نیرو مجبور می‌شود گاز را از نیروگاه‌ها منحرف کند و آنها را مجبور به سوزاندن مازوت بسیار آلاینده ‌کند که منجر به بی‌ثباتی شبکه و آلودگی شدید هوا در شهرهای بزرگ می‌شود. 

ناکارآمدی و فرسودگی: بخش قابل توجهی از نیروگاه‌های حرارتی ایران قدیمی و ناکارآمد است و میانگین نرخ بهره‌وری آن بسیار کمتر از توربین‌های گازی سیکل ترکیبی مدرن است. این بدان معناست که سالانه میلیاردها متر مکعب گاز هدر می‌رود. 

انرژی برق‌آبی گروگان آب و هوا: انرژی برق‌آبی که زمانی یک منبع قابل اعتماد بود، به دلیل خشکسالی‌های مکرر به یک منبع ناپایدار تبدیل شده است. تمرکز شدید ظرفیت برق‌آبی در یک استان واحد یعنی خوزستان، یک خطر سیستمی ایجاد می‌کند که می‌تواند در سال‌های خشک، تولید برق موجود را با درصدهای دو رقمی کاهش دهد. 

انرژی‌های تجدیدپذیر نمادین: با وجود ظرفیت جهانی انرژی خورشیدی و بادی، به ویژه در مناطق مرکزی آفتابی و بادخیز شمالی، انرژی‌های تجدیدپذیر (به استثنای برق‌آبی) بخش ناچیزی از شبکه برق ایران را تشکیل می‌دهند. ظرفیت نصب شده برای انرژی خورشیدی و بادی در ایران همچنان در سطح نمادین است که نشانه‌ای آشکار از عقب‌ماندگی فناوری و فرصت از دست رفته است؛ هرچند در ماه‌های اخیر شاهد اقداماتی جدی‌تر در این زمینه از سوی دولت هستیم. 

ایران در آینه جهانی؛ روایتی از عملکرد ضعیف 

نگاهی تطبیقی به تولیدکنندگان برق جهان، عقب افتادن ایران از کشورهای دیگر را آشکار می‌کند. ایران با مصرف سرانه حدود ۴۲۰۰ کیلووات ساعت، در زمینه تولید برق به طور قابل توجهی از اقتصادهای صنعتی و حتی بسیاری از همسایگان خلیج فارس خود عقب مانده است. این نه به دلیل کمبود منابع، بلکه به دلیل مشکلات مدیریتی و البته تحریم هاست. 

در حالی که کشورهایی مانند فرانسه (با انرژی هسته‌ای)، کانادا (با انرژی برق‌آبی) و چین (با مقیاس صنعتی و نوآوری) از استراتژی‌های بازار شفاف و قراردادهای قابل پرداخت برای جذب سرمایه‌گذاری استفاده کرده‌اند، ایران همچنان درگیر استفاده از سوخت فسیلی برای تولید برق است. 

ارائه برق بسیار ارزان به شهروندان، عدم پیشنهاد قراردادهای جذاب به سرمایه‌گذاران و نبود ارتباط کافی بین دولت و صنعت، سرمایه‌گذاری در تولید کارآمد و مدیریت سمت تقاضا را فلج کرده است. 

صادرات خالص برق ایران که حدود ۳ تراوات ساعت است، ناچیز و غیرقابل اعتماد است و در اوج تقاضای داخلی سقوط می‌کند. این امر تاکید می‌کند که بدون دستیابی به امنیت انرژی داخلی، تجارت منطقه‌ای برق نمی‌تواند ابزاری استراتژیک برای ثبات شبکه یا درآمد پایدار باشد. 

گذار به افق‌های جدید انرژی، دیگر یک پیش‌بینی دور از دسترس نیست، بلکه واقعیتی ملموس است که می‌تواند اقتصادها و اتحادهای ژئوپلیتیک را تغییر دهد. مسیر مشخص است. 

برخی کشورها یک سیاست فعال در مسیر تولید انرژی‌های تجدیدپذیر و دوری جستن از سوخت‌های فسیلی به عنوان منبع اصلی برق تا سال ۲۰۳۷ در پیش گرفته‌اند. این هدف دور از دسترس نیست و کمی بیش از یک دهه با آن فاصله داریم. برای ایران، این تغییر جهانی یک تهدید وجودی است. در حالی که جهان به سمت آینده‌ای با انرژی پاک می‌دود، ایران نه فقط عقب مانده، بلکه در جهت مخالف حرکت می‌کند و با هر نیروگاه حرارتی ناکارآمد جدید و هر زمستان سوختن مازوت، مشکلات خود را عمیق‌تر می‌کند. 

برای جلوگیری از عقب‌ماندگی در جهانی که با برق پاک تغذیه می‌شود، اتخاذ یک تغییر سیاست قاطع نه فقط یک گزینه، بلکه یک ضرورت فوری است. 

برنامه توسعه صنعت برق ایران باید شامل چهار رکن باشد: 

قراردادهای بین‌المللی: شرکت‌های معتبر بین‌المللی را برای ساخت نیروگاه‌های مدرن خورشیدی، بادی و سیکل ترکیبی جذب کنید. این امر مستلزم ارائه قراردادهای خرید قابل قبول با ساختارهای تعرفه‌ای شفاف و با حمایت‌های قانونی است. 

تنظیم مجدد بودجه: حداقل یک درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه باید برای ۵ تا ۷ سال آینده به یک برنامه زیرساختی شفاف اختصاص یابد که شامل تولید ۲۰ گیگاوات انرژی خورشیدی، ۸ گیگاوات انرژی بادی و تبدیل ۱۵ گیگاوات نیروگاه گازی به سیکل ترکیبی باشد. در کنار این کار باید موضوع ارتقا شبکه و سیستم‌های ذخیره‌سازی نیز دنبال شود. 

اصلاح ترکیب سوخت: سهم گاز طبیعی در تولید برق از حدود ۸۰ درصد فعلی باید به حداکثر ۶۰ درصد تا سال ۲۰۳۰ با افزایش بهره‌وری و گسترش سریع انرژی‌های تجدیدپذیر کاهش یابد. 

استراتژی ژئوپلیتیک برای تبادل برق: ایجاد اتصالات قوی و پرظرفیت با همسایگان، با پشتیبانی توافق‌نامه‌های مبادله فصلی و تجاری قابل اعتماد برای مدیریت اوج مصرف و افزایش بهره‌وری منطقه‌ای، امری ضروری در این زمینه است. 

نقش مدیریت و تحریم‌ها 

در نهایت، بحران برق ایران، بحران مدیریت است. کشور در چرخه معیوب خاموشی‌های تابستانی و آلودگی زمستانی گرفتار شده که هم رقابت‌پذیری صنعتی و هم رفاه عمومی را تضعیف می‌کند. نقشه راه فنی و مالی برای خروج از این مشکل روشن است؛ تنوع‌بخشی به ترکیب انرژی، افزایش بهره‌وری و سرمایه‌گذاری سنگین در انرژی خورشیدی، بادی و ذخیره‌سازی. با این حال، مشکل اصلی همچنان تحریم‌ها علیه ایران است. در حالی که اصلاحات داخلی ضروری هستند. هرگونه راه‌حل پایدار اساسا منوط به روابط خارجی است. بدون دسترسی به منابع مالی بین‌المللی، فناوری پیشرفته و قراردادهای قابل پرداخت که همگی تحت رژیم تحریم‌های فعلی به شدت محدود شده‌اند، برنامه‌های بلندپروازانه تهران برای نوسازی شبکه برق خود، ممکن است فقط روی کاغذ باقی بماند.