برنامه ترامپ برای غارت نفت ونزوئلا؛ کاراکاس به سرنوشت گویان دچار میشود
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در روزهای اخیر، عملیات آمریکا در ونزوئلا و ربودن نیکولاس مادورو بار دیگر نگاه جهان را به منابع نفتی آمریکای جنوبی جلب کرد، اقدامی که رسانهها با هیاهو و جنجال پوشش دادند، در حالی که واقعیت محور اصلی آن منافع اقتصادی و انرژی آمریکا و نه رفاه مردم ونزوئلا را نشان داد.
این وضعیت تنها محدود به ونزوئلا نیست؛ نمونههای دیگری مثل گویان، کشوری کوچک در شمال شرقی آمریکای جنوبی، نشان میدهد حتی با ورود سرمایهگذاریهای عظیم و حضور شرکتهای بزرگ نفتی، مردم محلی هنوز با فقر و مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند. گویان با جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر و مساحتی حدود ۸۳ هزار مایل مربع، از دهه ۲۰۱۰ با کشف نفت دریایی در سواحلش، به سرعت وارد نقشه جهانی انرژی شد و امروز، گویان در حال تبدیل شدن به یکی از سریعترین مناطق رشد تولید نفت جهان است.
گویان؛ کشوری کوچک، ثروتی بزرگ و فقر مستمر
با وجود منابع طبیعی فراوان و رشد سریع صنعت نفت، گویان هنوز از نظر معیشتی با مشکلات جدی روبهرو است. قراردادهای تقسیم تولید باعث شده بخش بزرگی از درآمد نفت به شرکتهای خارجی بزرگ اختصاص پیدا کند و سهم دولت و مردم محلی محدود باشد. گزارشها نشان میدهد حتی با تولید روزانه حدود ۹۰۰ هزار بشکه نفت، بسیاری از اهالی گویان همچنان با فقر و نابرابری درآمد مواجهند. این نمونه نشان میدهد ثروت نفتی به معنای رفاه عمومی نیست و حضور قدرتمند آمریکا و شرکتهای بینالمللی در یک کشور نفتخیز، لزوما به نفع مردم آن کشور تمام نمیشود.
ونزوئلا؛ درس تجربه تلخ برای گویان و دیگر کشورها
ونزوئلا با ذخایر نفتی بزرگ و تاریخی، در مرکز توجه جهانی قرار دارد. اقدام اخیر آمریکا در ربودن مادورو و اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه واشنگتن «پس از عملیات منجر به بازداشت مادورو به شدت در صنعت نفت ونزوئلا وارد خواهد شد» و «بزرگترین و بهترین شرکتهای نفتی جهان را داریم و به طور جدی وارد این بخش میشویم»، نشانهای از سیاست اقتصادی و انرژی آمریکاست و تلاشی برای بهبود زندگی مردم را نشان نمیدهد.
تحلیلگران معتقدند این اقدامات بیشتر بعد عملی به سناریوی مداخله خارجی میدهد و نگرانیها درباره آینده اقتصادی و حاکمیت منابع ونزوئلا را تشدید میکند. تجربه گویان نیز نشان میدهد حضور شرکتهای خارجی و سرمایهگذاریهای عظیم، کمکی به حل مشکلات معیشتی مردم نکرده است؛ بنابراین، اهداف آمریکا در ونزوئلا عمدتا اقتصادی و راهبردی بوده و با انگیزههای انسان دوستانه دنبال نمیشود.
گویان و ونزوئلا؛ همسایگانی در مرکز رقابت نفتی
گویان و ونزوئلا همسایه هستند و نزدیکی جغرافیایی آنها باعث میشود هر تنش سیاسی یا اقتصادی در یک کشور، اثرات روانی و اقتصادی بر دیگری داشته باشد. منطقه ایسیکویبو در غرب ونزوئلا و گویان، محل نزاع تاریخی و محل کشف نفت، نمونه بارز این رقابت است. این منطقه از زمان داوری ۱۸۹۹ تاکنون محل اختلاف است و پس از کشف نفت در ۲۰۱۵، بار دیگر حساسیتها افزایش یافت.
در چنین شرایطی، حضور شرکتهای آمریکایی در گویان و ورود آنها به پروژههای نفتی، پایهای برای نفوذ استراتژیک در بازار انرژی منطقه ایجاد کرده است اما تجربه نشان میدهد این نفوذ برای مردم محلی ثروت و رفاه ملموسی ایجاد نکرده است و تنها به نفع سیاستها و شرکتهای آمریکایی است.
ونزوئلا و گویان، نمونههایی روشن از این واقعیت هستند که حضور آمریکا در کشورهای نفتخیز بیشتر با هدف منافع اقتصادی و انرژی خود این کشور صورت میگیرد و بهبود شرایط معیشتی مردم محلی مد نظر نیست. عملیات نظامی در ونزوئلا و اظهارات ترامپ، همراه با پروژههای نفتی در گویان، نمایشی از نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا در قلب منابع نفتی آمریکای جنوبی بوده و طرحی برای رفاه عمومی نیست.
بنابراین ثروت نفتی بدون مدیریت داخلی و توجه به مردم، تنها به وسیلهای برای قدرت و منافع خارجی تبدیل میشود؛ در حالی که پیامدهای واقعی برای زندگی روزمره شهروندان همچنان محدود و چالشبرانگیز است.

