عبده تبریزی: بازار سرمایه باید نقش تابآوری ایفا کند
به گزارش اقتصاد معاصر؛ عبدو تبریزی، کارشناس اقتصادی در هفتمین همایش تامین مالی با اشاره به شرایط فعلی اقتصاد کشور گفت: اقتصاد ایران نه در رکود و نه در یک بحران کوتاهمدت قرار دارد، بلکه در وضعیت «تعلیق» به سر میبرد؛ وضعیتی که در آن سازوکارهای معمول تصمیمگیری اقتصادی از کار افتادهاند و افق سرمایهگذاری کوتاه شده است.
وی افزود: در شرایط تعلیق، محاسبات ریسک قابل اتکا نیست و بازیگران اقتصادی تصمیمهای بزرگ را به تعویق میاندازند. در این فضا، منطق بقا جای منطق بهینهسازی را میگیرد و تمرکز اقتصاد بر حفظ حداقلها، از جمله بقای بنگاهها و زنجیره تولید، قرار میگیرد.
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه تعلیق معمولاً در شرایط جنگی، پیشاجنگی یا نااطمینانیهای ژئوپولیتیک شدید رخ میدهد، اظهار داشت: حتی بنگاههای سالم نیز در صورت نداشتن دسترسی به منابع مالی، در معرض فرسایش تدریجی قرار میگیرند و این وضعیت امروز در اقتصاد ایران کاملاً عینی و ملموس است.
تبریزی ادامه داد: در چنین فضایی مردم بهطور طبیعی به سمت داراییهایی حرکت میکنند که حس امنیت بیشتری دارند؛ از طلا و داراییهای فیزیکی گرفته تا ارز و رمزارز. در مقابل، بانکها به دلیل محدودیتهای ترازنامهای، نرخهای بهره بالا و ریسک اعتباری، توان وامدهی مؤثر ندارند و دولت نیز به دلیل کسری مزمن بودجه عملاً از نقش حمایتی خارج شده است.
وی با طرح این پرسش که نقش بازار سرمایه در چنین شرایطی چیست، تصریح کرد: پاسخ واقعبینانه این است که بازار سرمایه نمیتواند معجزه کند، اما میتواند طراحی کند. مزیت بازار سرمایه نسبت به بانک و دولت نه در حجم منابع، بلکه در انصافپذیری ابزارهاست.
به گفته این کارشناس، بازار سرمایه این ظرفیت را دارد که بخشی از نقدینگی سرگردان را که امروز به سمت طلا و ارز میرود، به سمت تولید هدایت کند، مشروط بر آنکه بازدهی و امنیت ذهنی قابل رقابت برای سرمایهگذار ایجاد شود.
تبریزی با اشاره به نقش بورس کالا گفت: مسئله این نیست که مردم را از طلا منصرف کنیم، بلکه باید تولید را از حیث بازدهی و امنیت درکشده، شبیه طلا کنیم. در این چارچوب، بورس کالای ایران میتواند فراتر از یک بازار معاملاتی عمل کرده و تولید فلزات و مواد معدنی را به ابزارهای مالی قابل سرمایهگذاری تبدیل کند؛ از صندوقهای کالایی گرفته تا ابزارهای مبتنی بر محصول انبارشده و حتی توکنسازی داراییهای واقعی.
وی تعلیق را صرفاً یک تهدید ندانست و افزود: تعلیق میتواند فرصت بازآرایی نیز باشد. سازمان بورس میتواند با تسهیل ادغامها و تجمیع شرکتهای آسیبپذیر، زمینه شکلگیری بنگاههای بزرگتر و مقاومتر را فراهم کند. در شرایط تعلیق حفظ همه بنگاهها ممکن نیست، اما میتوان بنگاههای قابل بقا را نجات داد.
این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: اگر نرخهای بازدهی صرفاً در داراییهای غیرمولد شکل بگیرد، بازار سرمایه به حاشیه میرود، اما اگر تنظیمگری بهگونهای باشد که بازدهی تأمین مالی تولید برای سرمایهگذار قابل رقابت شود، بازار سرمایه معنا و کارکرد واقعی خود را پیدا میکند.
تبریزی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ناکارآمدی ساختارهای فعلی در حوزه نفت و صندوقهای ارزی گفت: ریشه بسیاری از ناکارآمدیها، تمرکز مالکیت و ابهام در مسئولیت است. تبدیل شرکت ملی نفت به یک بنگاه سهامی عام بزرگ میتواند این چرخه را اصلاح کند.
وی توضیح داد: در این الگو، دولت همچنان نقش دارد، اما نه بهعنوان مالک و توزیعکننده رانت، بلکه بهعنوان دولت مالیاتگیر. دولت میتواند از شرکت نفت مالیات بگیرد و بهتدریج نرخ مؤثر مالیاتی را به متوسط مالیات کشور نزدیک کند، در حالی که تمام زیرمجموعهها با قواعد حاکمیت شرکتی و پاسخگویی شفاف اداره میشوند.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به تجربه سهام عدالت خاطرنشان کرد: اشکال آن تجربه نه در اصل مردمیسازی، بلکه در طراحی و مدیریت بود. اگر این واگذاری با قیود روشن درباره صلاحیت مدیران، تعارض منافع و دورههای مدیریتی انجام شود، میتواند به یکی از بزرگترین اصلاحات نهادی اقتصاد ایران تبدیل شود.
تبریزی در پایان گفت: انتقال تدریجی اقتصاد نفتی از مالکیت دولتی بیصاحب به مالکیت مردمی مسئول، میتواند منطق بهرهوری، حفظ دارایی ملی و پاسخگویی را جایگزین تخصیص رانتی و اتلاف منابع کند./تسنیم

