بورس؛ سقوط تا کف دوماهه و انتظار برای سیگنال ثبات
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ شاخص کل بورس تهران با از دست دادن کانالهای ۴ میلیون و سپس ۳.۹ میلیون واحدی، به محدوده ۳ میلیون و ۸۸۰ هزار واحد عقبنشینی کرد؛ سطحی که پایینترین ارتفاع ۵۷ روز اخیر محسوب میشود. تحلیل دادههای معاملاتی و متغیرهای کلان نشان میدهد بازار سهام بیش از آنکه از ضعف بنیادین رنج ببرد، درگیر رشد ریسکهای سیستماتیک و بیاعتمادی نسبت به آینده سیاسی و اقتصادی است.
سطوح ۴ میلیون و سپس ۳.۹ میلیون واحد در ماههای گذشته بهعنوان حمایتهای تکنیکال و روانی بازار عمل کرده بودند. عبور شاخص از این مرزها، از نگاه تحلیلگران میتواند نشانهای از تغییر فاز بازار از «ثبات نسبی» به «اصلاح عمیقتر» باشد. با این حال برخی کارشناسان این افت را در چارچوب یک اصلاح فرسایشی پس از دوره رشد پاییز تحلیل میکنند؛ اصلاحی که با هدف تخلیه هیجانات و بازتنظیم انتظارات شکل گرفته است.
آمارهای معاملاتی نیز تصویر دوگانهای ارائه میدهد. از یکسو ۸۶ درصد نمادها در محدوده منفی بسته شدند که حکایت از غلبه فضای احتیاط و رفتارهای هیجانی دارد. از سوی دیگر ارزش معاملات خرد در محدوده ۸ هزار میلیارد تومان باقی مانده و حتی ورود حدود ۷۴۵ میلیارد تومان پول حقیقی به سهام ثبت شده است. این موضوع نشان میدهد بازار هنوز وارد رکود مطلق نشده و بخشی از سرمایهگذاران افت قیمتها را فرصت ارزیابی میکنند، هرچند این ورود نقدینگی لزوما به معنای آغاز روند صعودی نیست.
فعالان بازار سرمایه، متغیر اصلی فشار بر بورس را افزایش ریسکهای سیستماتیک میدانند. فضای مبهم سیاسی، نگرانی از تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و نبود قطعیت در مسیر مذاکرات، موجب شده سرمایهگذاران وزن چندانی به متغیرهای بنیادی ندهند. حتی اخبار مربوط به تداوم گفتوگوها نیز نتوانسته رفتار بازار را تغییر دهد؛ چراکه فعالان بازار بیش از «خبر»، به دنبال «اثر عملی و پایدار» هستند.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاران ترجیح میدهند داراییهای خود را به گزینههای کم ریسکتر مانند طلا، ارز یا اوراق با درآمد ثابت منتقل کنند. بازدهی بالای اوراق بدهی دولتی نیز عملا نرخ تنزیل را افزایش داده و نسبتهای ارزندگی سهام را تحت فشار قرار داده است.
از منظر بنیادی، بسیاری از شرکتها بهویژه در صنایع صادرات محور عملکرد قابل قبولی ارائه دادهاند. رشد نرخ ارز در بازار رسمی و نیمایی میتواند به بهبود سودآوری این شرکتها منجر شود و در فصل مجامع، جذابیت سود نقدی را افزایش دهد. همچنین ارزش دلاری بازار سرمایه به سطوحی کمتر از ۸۰ میلیارد دلار رسیده که در مقایسه تاریخی، از ارزندگی نسبی حکایت دارد.
با این حال تجربه سالهای گذشته نشان میدهد در شرایطی که ریسک سیستماتیک در سطح بالایی قرار دارد، ارزندگی بهتنهایی محرک رشد نیست. بازار پیش از هر چیز به بازگشت «اعتماد» نیاز دارد؛ عاملی که فقط با کاهش تنشهای سیاسی و ثبات در سیاستگذاری اقتصادی حاصل میشود.
در خصوص سناریوهای پیشروی بازار سرمایه باید گفت که در کوتاه مدت، تداوم حضور شاخص بورس زیر سطوح از دسترفته میتواند فشار فروش را حفظ کرده و حتی منجر به آزمون حمایتهای پایینتر شود. در مقابل، کاهش واقعی ریسکهای سیاسی، ثبات در متغیرهای کلان و حمایت هدفمند بازارساز میتواند زمینه بازگشت تدریجی تقاضا را فراهم آورد.
برخی کارشناسان معتقدند در صورت مشاهده نشانههای پایدار از کاهش تنشها و بازگشت جریان نقدینگی، بازار میتواند با توجه به سطوح ارزنده فعلی واکنش مثبتی نشان دهد اما تا زمانی که متغیر غالب «ریسک» است، بورس تهران در وضعیت انتظار و احتیاط باقی خواهد ماند.

