پس از جنگ رمضان لازم است سیاستهای پولی کشور تغییر پیدا کند
مجید شاکری، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار اقتصاد معاصر با اشاره به نامگذاری سال ۱۴۰۵ با عبارت «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» گفت: نزدیک به پانزده سال است که بحثی مبنی بر اینکه اقتصاد در اولویت قرار دارد یا امنیت، در کشور مطرح میشود. گروهی معتقد هستند که اقتصاد در اولویت است و اگر لازم باشد، باید امتیازات امنیتی در این رابطه بدهیم؛ چراکه تبعات فقر، گرسنگی و... میتواند بسیار بیشتر از مسائل دیگر باشد. در مقابل این گروه، بسیاری اعتقاد دارند که اگر امنیت برقرار نباشد، اقتصاد کشور نیز به درستی فعالیت نخواهد داشت.
وی افزود: پس از پشت سر گذاشتن کرونا و جنگ میان روسیه و اوکراین، هیچگونه نقطه تفاوتی میان اقتصاد و امنیت دیگر وجود نداشت و همه صاحب نظران به این باور رسیدند که در خصوص چنین موضوعی، راهی مبنی بر اولویت یکی بر دیگری وجود ندارد.
شاکری در ادامه گفت: همگرایی و در یک راستا بودن امنیت و اقتصاد چیزی است که در ایران دیر به آن دست پیدا کردند اما شعار سال ۱۴۰۵ به خوبی این موضوع را هدف قرار داده؛ چراکه امنیت و اقتصاد در یک عبارت کنار هم قرار داده شده و هردوی آنها همزاد یکدیگر معرفی شده است.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به جنگ میان ایران و آمریکا گفت: در دنیای جدید که شامل پشت سر گذاشتن کرونا، جنگ اوکراین و از همه آنها مهمتر جنگ رمضان است، دیگر خطوط لجستیکی، ارتباط میان کشورها و اتصالات میان آنها همانند گذشته کارایی ندارد؛ به طور مثال، برای مدت طولانی در تهران بحث میشد که وابستگی به درهم امارات یک اتفاق ضد امنیتی برای اقتصاد ایران است اما باتوجه به سابقه چسبندگی که در این زمینه وجود داشت و به خاطر نگاه خدمات مبتنی بر تراستی در زمان تحریم، اقتصاد ایران به دلیل منافع یک گروه محدود به سمت تغییر مسیر تامین ارز نمیرفت. اکنون با توجه به جنگ پیش آمده دیگر نمیتوان به سمت درهم رفت و لجستیک امارات معنای گذشته خود را برای ایران ندارد. این اتفاق بهتر بود آگاهانهتر و به دور از جنگ رقم میخورد.
شاکری در ادامه درخصوص وضعیت واردات کشور در شرایط پساجنگ عنوان کرد: سوالی که در این شرایط مطرح میشود این است که آیا کشور پس از جنگ و با بازگشت مصارف ارزی و از سرگیری واردات با بحران روبهرو خواهد شد؟ پاسخ منفی است، چراکه پیش از جنگ نیز وابستگی به درهم و چالشهای آن به عنوان یک موضوع ضد امنیتی شناخته شده بود و سبب شده بود که بدون هماهنگی و اراده مرکزی، بازیگران عرصه تجارت خودشان تصمیم به متنوعسازی نسبت به درهم داشته باشند.
وی در ادامه گفت: اگر اکنون سال ۱۳۹۷ بود و کل موجودی ارزی کشور در دو حساب اماراتی وجود داشت، بسیار ضرر و زیان برای کشور به بار میآورد اما امروز بدون اراده مرکزی فاصله گرفتن از درهم رقم خورده است. جنگ میان ایران و آمریکا به ما نشان میدهد که اکنون بخش باقی مانده از وابستگی نسبت به درهم امارت باید با برنامهریزی راهبردی و غیر تجاری صورت گیرد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان گفت: ایران در یک سال گذشته با دو جنگ از مرزهای غربی مواجه شده است. وقوع این دو جنگ از مرزهای غربی درک نسبی از امنیت در مرزهای شرقی کشور برای ما ایجاد میکند، به همین خاطر لازم است که به طور موزون سهم شرق از مسائل لجستیکی کشور بیشتر شود.
وی افزود: افزایش سهم لجستیکی مرزهای شرقی به این معناست که به لحاظ امنیتی و اقتصادی، باید یک کریدور جدید در اقتصاد ایران تعریف شود، چراکه مسیرهای تجاری گذشته نمیتوانند به راحتی همانند قبل کارایی داشته باشند، این کریدور جدید باید از سیستان و بلوچستان آغاز شده و به کردستان منتهی شود.
نیازمند به اجرای سیاست پولی توسعهگرا در کشور هستیم
این کارشناس اقتصادی در خصوص اقدامات مربوط به پساجنگ اظهار کرد: ایران پس از پایان جنگ نیازمند به یک نوسازی در اقتصاد خود است. در این رابطه باید یک نظم جدید در اقتصاد ایران حاکم شود، چراکه برخی مسائل را نمیتوان بازسازی کرد و لازم است یک نظم جدیدی در اقتصاد کشورمان حاکم شود اما سوال اینجاست که تامین سرمایه چنین نوسازی باید به چه صورت انجام شود.
شاکری ادامه داد: پس از جنگ ۱۲ روزه نیز ما به دنبال بازسازی در اقتصاد کشورمان بودیم. با توجه به مشکلات عدیدهای همچون تامین پولی و ارزی، اقتصاد ایران دچار یک سردرگمی قابل توجه شد. همچنین نرخهای بهره آزاد به شدت افزایش پیدا کرد و رکود تورمی شدیدی در کشور حاکم شد. با وجود چنین شرایطی نباید همانند گذشته عمل کنیم. ما ناچار هستیم بپذیریم که برای یک دوره زمانی، سیاستهای پولی کشور تغییر پیدا کند و به سمت سیاست پولی توسعهگرا پیش برویم؛ این سیاست نیازمند تغییر نگاه به اعتبارات و هدایت آن در کشور است.
وی افزود: بسیاری از رویههایی که در دو دهه گذشته رقم خورده است، متمرکز بر کاهش توان دولت و توزیع شدید اختیارات بوده؛ به نحوی که قبل از جنگ همه افراد میتوانستند مانع انجام کاری بشوند اما کسی نمیتوانست باعث ایجاد کاری شود. دنیای جدید و پساجنگ به ما ثابت کرد که نیاز به یک توزیع قدرت اقتصادی دیگری دارد و حتما باید پیش از گذشته تمرکز قدرت در کشور وجود داشته باشد.
این کارشناس اقتصادی گفت: کشور در دوره جدید نمیتواند اشتباهات پس از جنگ ۱۲ روزه را تکرار کند. سیاست تخصیص ارز و ایجاد صف برای تجار و سیاستهایی همچون ۹۰-۱۰ به هیچ عنوان دیگر نباید تکرار شود، چراکه باعث وقوع یک فاجعه در اقتصاد ایران شده بود.
شاکری با اشاره به اینکه در مقابل سیاستهای گذشته، نیازمند سیاستهایی ساده، به دور از پیچیدگی و بدون توزیع قدرت در حوزه تخصیص ارز هستیم، گفت: زمانی که سخن از تغییر بسیاری از سیاستها در کشور زده میشود، برخی میگویند جنگ را فرصتی برای ایجاد کمونیسم میدانیم، چرا که بسیاری از آنها در تضاد با ادبیات رایج اقتصاد کشور است اما اینطور نیست. تجربه بسیاری از کشورها همچون ژاپن و اروپاییها که پس از جنگ ناچار به بازسازی اقتصاد خود بودهاند را دیدهایم؛ هیچ یک از آنها سرنوشتی متفاوتتر از یکدیگر را نداشتهاند.
وی افزود: اگر تغییر و نوسازی بسیاری از سیاستها را بپذیریم، با یک اقتصاد فعال و به دور از انفعال روبهرو خواهیم بود. در غیر این صورت، با یک اقتصاد مبتنی بر اولیگارشی، نرخهای بالای ارز و تانوانی در کنترل آن مواجه هستیم. به طور کلی امیدوار هستم مسوولان کشور پس از پایان جنگ، طرح و نقشه جدیدی برای مدیریت اقتصاد کشور داشته باشند، چراکه بعد از جنگ نمیتوان همانند گذشته عمل کرد. چناچه بعد از جنگ ۱۲ روزه نیز نمیتوانستیم همانند قبل کشور را مدیریت کنیم.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به اتفاقات اخیر در کشور گفت: چنانچه پس از جنگ ۱۲ روزه قصد این را داشتیم که همانند گذشته عمل کنیم اما با هزاران کشته، شهادت رهبری و جنگ دوبارهای مواجه شدیم که همه آنها هزینههای غیرقابل بازگشتی به کشور تحمیل کرد.