بمب ساعتی امنیت غذایی در غرب؛ تامین غذا تحتالشعاع تنگه هرمز قرار گرفت
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در ادبیات اقتصاد جهانی، همواره از انرژی و غذا به عنوان دو ستون حیاتی کشورها و ثبات یاد میشود؛ دو بخشی که در ظاهر مستقل هستند اما در واقع به طور ساختاری به یکدیگر گره خوردهاند. تحولات اخیر در خلیج فارس این پیوند را بار دیگر به وضوح آشکار کرده است. جنگافروزی غرب و رژیم صهیونیستی و در پی آن، افزایش تنشهای نظامی و اختلال در جریان انرژی، نه فقط بازار نفت و گاز را دچار نوسان کرده، بلکه زنجیره تولید و توزیع غذا را نیز وارد مرحلهای از حساس کرده است.
آنچه امروز در حال وقوع است، صرفا یک افزایش قیمت موقت در بازارهای جهانی نیست، بلکه نشانههایی از یک «شوک ساختاری» در حال ظهور است؛ شوکی که از بخش انرژی آغاز شده اما به سرعت در حال سرایت به بخش کشاورزی و امنیت غذایی است. تجربه بحرانهای گذشته نشان میدهد که چنین شوکهایی، اگر به موقع مدیریت نشوند، میتوانند به موجهای گستردهای از کاهش تولید غذا، کاهش صادرات نهادهها، کاهش درآمد کشاورزان و گرانی اقلام اساسی منجر شوند.
ریشه بحران؛ وابستگی پنهان غذا به انرژی
برای درک عمق بحران فعلی، باید به عقب بازگشت؛ به دورهای که کشاورزی سنتی جای خود را به کشاورزی صنعتی داد. از نیمه دوم قرن بیستم، با شکلگیری «انقلاب سبز»، تولید غذا در جهان جهش قابل توجهی را تجربه کرد. اما این جهش، یک وابستگی عمیق و کمتر دیدهشده را نیز به همراه داشت که «وابستگی کشاورزی به سوختهای فسیلی» بود. امروزه بخش قابل توجهی از تولید غذا، به طور مستقیم یا غیرمستقیم به انرژی وابسته است. از تولید کودهای شیمیایی گرفته تا حملونقل محصولات، همه و همه به نفت و گاز گره خوردهاند. در این میان، کودهای نیتروژنی که ستون فقرات کشاورزی مدرن محسوب میشوند، به شدت به گاز طبیعی وابستهاند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در بازار انرژی، بلافاصله هزینه تولید محصولات کشاورزی را افزایش میدهد.
تحولات اخیر نیز دقیقا همین مسیر را طی کردهاند. با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، آنهم در زمانی که تهران و واشنگتن پای میز مذاکره بودند، جمهوری اسلامی از اهرم فشار تنگه هرمز استفاده کرد. انسداد این آبراه کلیدی و تداوم آن، قیمت انرژی در بازارهای جهانی افزایش یافت و همین امر موجب افزایش هزینه تولید کود نیز شد. از آنجایی که کود یکی از نهادههای مهم تولید محصولات شاورزی است، این افزایش هزینه به سرعت به بخش کشاورزی نیز منتقل شده است. در نتیجه، کشاورزان در بسیاری از نقاط جهان با افزایش هزینه تولید مواجه شدهاند؛ وضعیتی که یا به کاهش تولید منجر میشود یا افزایش قیمت نهایی مواد غذایی را همراه خواهد داشت.
وابستگی امنیت غذایی جهان به خلیج فارس
در نگاه سنتی، خلیج فارس بیشتر به عنوان قلب تپنده انرژی جهان شناخته میشود اما در دهههای اخیر، این منطقه به یکی از بازیگران کلیدی در زنجیره تامین غذا نیز تبدیل شده است. کشورهای این منطقه، علاوه بر صادرات نفت و گاز، نقش مهمی در تولید و صادرات نهادههای کشاورزی به ویژه کودهای شیمیایی ایفا میکنند. محصولاتی مانند آمونیاک و اوره که پایه تولید کودهای نیتروژنی هستند، به شدت به گاز طبیعی وابستهاند و بخش قابل توجهی از تولید جهانی آنها در کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام میشود. این موضوع موجب شده بسیاری از کشورها همچون آمریکا که خود شروعکننده جنگ با ایران بود، علاوهبر گرانی سوخت، با گرانی نهادههای کشاورزی مواجه شده است.
از سوی دیگر، زیرساختهای لجستیکی خلیج فارس نیز اهمیت ویژهای دارند. بنادر و مراکز ترانزیتی این منطقه به هابهای کلیدی توزیع مواد غذایی و نهادههای کشاورزی تبدیل شدهاند. از همینرو هرگونه اختلال در این گلوگاهها، میتواند زنجیره تامین جهانی را مختل کرده و هزینه حملونقل را به شدت افزایش دهد. در چنین شرایطی، تنشهای ژئوپلیتیک در این منطقه، فقط یک مساله منطقهای نیست، بلکه به سرعت به یک بحران جهانی تبدیل میشود که پیامدهای آن در بازارهای مختلف از جمله غذا قابل مشاهده است.
از همینرو به تازگی سازمان ملل و فائو نیز گزارشاتی درباره تنگنایی که امنیت غذایی جهان در آن گیر کرده، ارائه دادهاند؛ گزارشهای سازمان ملل و فائو نشان میدهد بسته شدن تنگه هرمز، با افزایش قیمت انرژی و کود، بر روی قیمت اقلام مختلف مواد غذایی در جهان تأثیر گذاشته و آثار آن علاوه بر پمپ بنزینها در راهروهای سوپرمارکتها نیز قابل مشاهده است. شرایطی که سازمان ملل متحد آن را با عبارت «بمب ساعتی امنیت غذایی» توصیف کرده است.
فشار مضاعف بر اقتصاد جهانی
افزایش قیمت مواد غذایی، یکی از سریعترین و ملموسترین پیامدهای بحرانهای ژئوپلیتیک است و همزمانی این شوک با سایر بحرانهای اقتصادی موضوع را قابل توجه میکند؛ بسیاری از کشورها هنوز از تبعات بحرانهای قبلی مانند همهگیری کرونا و افزایش بدهیهای خارجی خارج نشدهاند. در این کشورها، افزایش قیمت انرژی و غذا به طور همزمان، فشار مضاعفی بر اقتصاد وارد میکند. از یکسو، هزینه واردات افزایش مییابد و از سوی دیگر، تورم داخلی تشدید میشود. این وضعیت، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و دسترسی به غذا را محدود میکند. در چنین شرایطی، دولتها نیز با محدودیتهای جدی مواجهاند. افزایش نرخ بهره جهانی، هزینه استقراض را بالا برده و بسیاری از کشورها را در تنگنای مالی قرار داده است.
بازنگری در مدل امنیت غذایی؛ ضرورت یا انتخاب؟
بحران فعلی، یک بار دیگر ضعفهای ساختاری نظام غذایی جهان را آشکار کرده است. وابستگی بیش از حد به سوختهای فسیلی، تمرکز زنجیرههای تامین و اتکای شدید به واردات، از جمله عواملی هستند که این نظام را در برابر شوکهای ژئوپلیتیک آسیبپذیر کردهاند. در کوتاهمدت، اقداماتی مانند افزایش کمکهای بینالمللی و تامین مالی اضطراری میتواند از گسترش بحران جلوگیری کند اما در بلندمدت، نیاز به تغییرات عمیقتری وجود دارد.
آنچه امروز در خلیج فارس در حال وقوع است، فقط یک بحران منطقهای نیست، بلکه هشداری جدی برای کل جهان است. اگر این هشدار نادیده گرفته شود، پیامدهای آن میتواند فراتر از افزایش قیمتها باشد و امنیت غذایی میلیونها نفر را به طور جدی تهدید کند.