چرا مذاکره در شرایط فعلی بیمعنی است؟!
به گزارش اقتصاد معاصر، اکثر کارشناسان متفقالقول هستند که جنگ کنونی ما با آمریکا و اسرائیل برای هر دو طرف یک جنگ وجودی است. جنگی که فقط یک برنده میتواند داشته باشد و حالت مساوی در آن وجود ندارد. مشاوران ترامپ خیلی خوب میدانند بدون برگرداندن وضعیت تنگه هرمز به قبل از جنگ و بدون خارج کردن اورانیومهای غنی شده از ایران، قمار اربابشان در آغاز کردن جنگ علیه ایران، نتیجهای جز نابودی سیاسی خود او، قراردادن ایالات متحده در سراشیبی تند افول و برهم زدن نظم بینالمللی آمریکاساخت ندارد. از آنطرف برای کشور ما نیز با توجه به خسارتها و هزینههای بسیاری که تاکنون متحمل شده و توحش بسیاری که هنوز در دشمن زخمی وجود دارد، از دست دادن تنگه و اورانیومها به معنای افتادن در سراشیبی بحرانهای پی در پی و جنگهای تحمیلی آینده است. بر همین اساس، خواستههای دو طرف آمریکایی و ایرانی از این جنگ آنقدر دور از یکدیگر است که اساسا مذاکره و رسیدن به توافق در شرایط فعلی را بیمعنی مینماید.
فهمیدن این مطلب که دولت ترامپ تا چشیدن طمع کامل شکست، حتی نیمی از خواستههای ۱۰ بندی ما را هم به ما نخواهد داد چندان سخت نیست و حتما مذاکرهکنندگان ما با فهم این مسئله و بر مبنای محاسبات راهبردی دیگری به آتشبس دوهفته گذشته تن دادند.
ترامپ این جنگ پر هزینه را به اسم تغییر رژیم و نابودی تهدید هستهای ایران آغاز کرده است چگونه میتواند به مردم آمریکا و مخالفانش جواب بدهد که در عوض خرج دهها میلیارد دلار از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی و تحمیل گرانی سوخت و غذا به آنها، تنها دستاوردش رد نیمی از خواستههای ۱۰ بندی ایران بوده است!؟ تجربه این دو هفته نیز نشان داد که دولت ترامپ نه تنها هیچ امتیازی را به ایران واگذار نکرد بلکه با بهرهمندی از کاهش نسبی قیمت نفت، اعمال محاصره نظامی علیه کشورمان و گسیل فوج نیروها و تجهیزات جدید به منطقه سعی کرد وضعیت راهبردی خود را در جنگ بهبود بخشد.
دو هفته آتشبس درسهای بسیاری برای ما دارد که نباید از آن گذر کرد. تداوم بازی کردن در زمین مذاکره با آمریکاییها آن هم گاها با اظهارنظرها و توئیتهای نسنجیده و بیدقت، به معنی کمک به دشمن در هدف وی برای مدیریت بازار انرژی است. متأسفانه این دوهفته باعث امیدواری و احیای شیفتگان مذاکره در کشور شد که مجددا صدای خود را در فضای سیاسی و رسانهای کشور بلند کردهاند. گزافه نیست اگر بگوییم چنین صداهایی با توجه به تمامی وعدهها و سرابهای دروغین سه دهه اخیر، تجارب تلخ گذشته و تحمیل دو جنگ در میانه مذاکرات، نوعی خیانت به کشور و ملت به حساب آمده و با پاسخ محکم مردم در خیابان مواجه شده است.
بیجهت نبود که رهبر معظم انقلاب با تاکید بر حضور مردم در خیابان، آن را در نتیجه مذاکرات موثر دانستند. با وجود برخی اظهارات خائنانه در خصوص کوتاه آمدن در موضوع هستهای، حتما چنین حضوری مانع از عقبنشینی تیم مذاکرهکننده ما در برابر آمریکاییها بوده است. تاملی در اظهارات اخیر آقای نبویان، این پرسش را مطرح میکند که چگونه ما بعد از دادن اینهمه هزینه و ریختن خونهای مقدس و فقدان رهبر شهیدمان، میتوانیم بر سر همان میز و همان معامله هستهای (یا خدای نکرده بدتر از آن) برگردیم که آمریکاییها پیش از جنگ از ما نپذیرفتهاند؟!
در همین راستا و با توجه به عیان شدن تداوم حیلهگری طرف آمریکایی، اظهارات اخیر دو عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس آقایان خضریان و نبویان در خصوص ممنوع شدن تداوم مذاکرات با طرف آمریکایی خبر مسرتبخشی است که امیدواریم همه مسئولان کشور جدیت و پایبندی خود را در خصوص آن نشان دهند./مهر