ظرفیت صادرات گاز ایران به بازارهای تشنه همسایه
به گزارش اقتصاد معاصر؛ کشور ایران به عنوان یکی از اصلیترین دارندگان ذخایر گازی جهان همواره با چالشها و فرصتهای متعددی در حوزه دیپلماسی انرژی روبرو بوده است. در حالی که تقاضا برای گاز طبیعی در منطقه خاورمیانه و جنوب آسیا به دلیل رشد صنعتی و نیاز به تامین برق با سرعت فزایندهای در حال افزایش است بسیاری از کشورهای همسایه با کمبود منابع داخلی یا چالشهای تامین انرژی پایدار دست به گریبان هستند. این وضعیت تقاضای بالایی را در بازارهای ترکیه عراق پاکستان عمان و هند ایجاد کرده که ایران میتواند با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی و زیرساختهای موجود به عنوان تامینکننده اصلی بخشی از نیاز این کشورها ظاهر شود.
اگرچه در سالهای اخیر عواملی همچون تحریمهای بینالمللی و نیاز به سرمایهگذاری سنگین در توسعه میادین و خطوط لوله انتقال مانع از بهرهبرداری حداکثری از این فرصتها شده است اما ضرورتهای اقتصادی و نیاز مبرم همسایگان به منابع پایدار همچنان به عنوان یک محرک اصلی عمل میکند. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف تقاضای این بازارها و چشمانداز تعاملات ایران با آنها میپردازد. در واقع موقعیت جغرافیایی ایران به گونهای است که میتواند به عنوان پل انرژی میان منابع غنی داخلی و مراکز مصرف کلان در غرب و شرق عمل کند. این قابلیت در کنار نیازهای رو به رشد همسایگان به انرژی ارزان و قابل اعتماد یک فرصت استراتژیک را ایجاد کرده است که میتواند علاوه بر درآمدهای ارزی جایگاه سیاسی ایران را در معادلات جهانی نیز تقویت نماید. با توجه به افزایش تقاضای جهانی برای سوختهای پاکتر گاز طبیعی به عنوان سوخت گذار نقش پررنگتری یافته و همین موضوع بر جذابیت بازارهای منطقه برای تامینکنندگان بزرگ افزوده است.
زیرساختهای صادراتی در کشاکش سیاست
ترکیه به عنوان دروازه ورود انرژی ایران به اروپا و عراق به عنوان مشتری اصلی فعلی جایگاه ویژهای در سیاستهای گازی دارند. در حالی که ترکیه به دنبال متنوعسازی منابع و تبدیل شدن به هاب گازی است عراق همچنان به گاز ایران برای نیروگاههای برق خود وابسته است. روابط ایران و ترکیه در حوزه گاز همواره ترکیبی از تعاملات تجاری پایدار و چانهزنیهای قیمتی بوده است. برای ترکیه گاز ایران نه تنها برای مصارف خانگی بلکه برای تغذیه صنایع رو به رشد این کشور حیاتی است. از سوی دیگر عراق به دلیل زیرساختهای آسیبدیده از جنگ و نیاز فوری به برق برای جلوگیری از بحرانهای اجتماعی همواره نیازمند گاز ارزان و در دسترس ایران بوده است.
اگرچه تلاشهایی برای افزایش تولید گاز در عراق صورت گرفته اما شکاف میان عرضه و تقاضا در این کشور همچنان باقی است. ترکیه نیز با وجود دسترسی به خطوط لوله آذربایجان و روسیه و پایانههای الانجی همچنان به گاز ایران به عنوان یک منبع مکمل نگاه میکند. این دو کشور نشان دادهاند که علیرغم فشارهای بیرونی امنیت انرژی خود را بر هر چیزی مقدم میشمارند. در این میان مدیریت بهینه خطوط لوله و تضمین پایداری جریان گاز میتواند ایران را از یک فروشنده عادی به شریکی غیرقابل جایگزین تبدیل کند. اهمیت این پیوندها در سالهای سرد زمستان که تقاضای داخلی در ایران و همسایگان به اوج میرسد بیشتر نمایان میشود. بنابراین همکاریهای گازی نه تنها یک معامله تجاری بلکه تضمینی برای پایداری سیاسی میان کشورهای همسایه است.
پروژههای معطل مانده در جنوب آسیا
خط لوله صلح میان ایران و پاکستان که سالهاست به دلیل فشارهای سیاسی و محدودیتهای مالی متوقف مانده نمادی از پتانسیلهای بلاتکلیف انرژی منطقه است. پاکستان با بحران کمبود انرژی روبرو است و هند نیز به دنبال افزایش سهم گاز در سبد انرژی خود است که این بازارها را تشنه کرده است. بازار شبهقاره هند با جمعیتی میلیاردی تشنهترین بازار انرژی جهان در دهههای آینده خواهد بود. پروژههایی مانند خط لوله صلح اگرچه در ابتدا با رویکرد اقتصادی طراحی شدند اما در پیچوخم سیاستهای قدرتهای جهانی گرفتار آمدند. پاکستان به دلیل ناتوانی در تامین مالی و ترس از تحریمها تاکنون نتوانسته بخش خود از خط لوله را تکمیل کند. با این حال نیاز پاکستان به انرژی چنان شدید است که مقامات این کشور بارها بر ضرورت تکمیل این پروژه تاکید کردهاند. هند نیز به عنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی در جهان اگرچه اکنون از طریق الانجی نیاز خود را تامین میکند اما خط لوله میتواند هزینههای تامین انرژی این کشور را به شکل قابلتوجهی کاهش دهد. رقابت میان تامینکنندگان در این منطقه بسیار شدید است و روسیه و کشورهای خلیج فارس برای تصاحب سهم بازار در تلاشند. در این میان ایران تنها راه دسترسی زمینی امن و ارزان به این بازارهاست. اگر بتوان با دیپلماسی فعال موانع را کنار زد این مسیر میتواند تحولی بزرگ در اقتصاد ایران ایجاد کند.
ظرفیتهای استراتژیک در خلیج فارس
عمان میتواند در مسیر صادرات گاز به عنوان یک نقطه استراتژیک عمل کند. توسعه خط لوله زیردریایی با این کشور علاوه بر رفع نیازهای داخلی عمان امکان بهرهگیری از تاسیسات الانجی را برای صادرات به بازارهای جهانی فراهم میآورد که یک فرصت طلایی است. عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در دهانه خلیج فارس یک شریک ایدهآل برای ایران در توسعه صادرات است. علاوه بر نیاز مستقیم عمان به گاز ایران این کشور دارای زیرساختهای پیشرفته برای مایعسازی گاز است. صادرات گاز ایران به عمان و تبدیل آن به الانجی میتواند ایران را از محدودیتهای انتقال با خط لوله رها کرده و دسترسی به بازارهای دوردست آسیایی و حتی اروپایی را ممکن سازد. این همکاری میتواند الگویی برای سایر کشورهای حوزه خلیج فارس نیز باشد. البته موفقیت در این حوزه نیازمند فناوریهای پیشرفته در ساخت خطوط لوله عمیق دریایی و جذب سرمایههای خارجی است. با این وجود مزیت رقابتی گاز ایران در مقایسه با سایر تامینکنندگان این پروژه را از نظر اقتصادی توجیهپذیر میکند. عمان نیز با پذیرش این نقش میتواند به عنوان هاب جدید انرژی در جنوب خلیج فارس مطرح شود که این موضوع منافع دو کشور را به هم گره میزند. این استراتژی در صورت اجرا میتواند بخش بزرگی از تحریمهای صادراتی را خنثی کرده و مسیرهای نوینی برای تجارت انرژی باز کند.
بازارهای گازی پیرامون ایران بیش از هر زمان دیگری تشنه تامین پایدار انرژی هستند. عراق با توجه به نیاز فوری به برق همچنان در صدر مشتریان قرار دارد و ترکیه نیز با وجود رقابت شدید همچنان بازاری استراتژیک محسوب میشود. با این حال بهرهبرداری واقعی از ظرفیتهای پاکستان هند و عمان نیازمند عبور از موانع دیپلماتیک و جلب سرمایهگذاری خارجی است. ایران برای تبدیل شدن به بازیگر اصلی در این عرصه باید علاوه بر بازسازی زیرساختهای فرسوده تولید در دیپلماسی انرژی خود نیز بازنگری جدی داشته باشد. تغییرات در معادلات منطقه و تمایل کشورها به کاهش هزینههای انرژی فرصتی طلایی برای تهران ایجاد کرده است که نباید نادیده گرفته شود.
اگر این تعاملات بر پایه قراردادهای بلندمدت و دور از تنشهای سیاسی تنظیم شوند میتوانند جریان پایدار ارزی برای کشور ایجاد کنند و جایگاه منطقهای ایران را ارتقا دهند. آینده تجارت گازی منطقه نه تنها در گرو میزان تولید بلکه در گرو هنر دیپلماسی برای اتصال به این شبکههای مصرف است. در نهایت سرمایهگذاری هوشمندانه در پروژههای انتقال و بهرهگیری از ظرفیتهای ترانزیتی میتواند ایران را از یک صادرکننده سنتی به یک قطب اصلی در تجارت گاز آسیا تبدیل کند. این مسیر پرچالش اما سودآور راهی برای تضمین امنیت ملی و توسعه اقتصادی پایدار در دهههای پیش رو است که نیازمند عزم ملی و رویکردی واقعبینانه در سیاست خارجی است. در نهایت پایداری در این مسیر مستلزم آن است که ایران به عنوان یک تامینکننده قابل اعتماد شناخته شود. دستیابی به این جایگاه نیازمند تعهد به قراردادها و ارتقای توان تولید در میادین گازی پارس جنوبی و سایر میادین است تا نهتنها نیازهای داخلی بلکه صادرات نیز تامین شود. با همسویی سیاستهای کلان اقتصادی و دیپلماسی انرژی ایران میتواند به عنوان قدرت اول گاز منطقه در جهان شناخته شود./مهر