بازدهی اوراق خزانه آمریکا در آتش؛ پیشبینیای که واشینگتن در واقعیت به آن رسید
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ وقتی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در ۲۹ اوت ۲۰۲۶ در واکنش به ادعاهای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا در شبکه ایکس نوشت «Liar, liar, yields on fire» یعنی «دروغگو، دروغگو، بازدهی در آتش» شاید بسیاری آن را فقط یک کنایه سیاسی ساده تلقی کردند. اما امروز، اعداد و ارقام بازار اوراق خزانه آمریکا روایت دیگری را پیش روی سرمایهگذاران جهان گذاشته است.
آنچه در هفتههای اخیر در بازار بدهی آمریکا رخ داده، دقیقا همان چیزی است که منتقدان سیاست اقتصادی واشنگتن از ماهها پیش دربارهاش هشدار داده بودند.
قالیباف در همان توییت، مقالهای از پل کروگمن، اقتصاددان برنده نوبل را بازنشر کرد با عنوان «اسکات بسنت در فریب دادن بازار شکست خورد». کروگمن در آن مقاله، از کنترل خارج شدن بازار اوراق بدهی دولت آمریکا را به عنوان سند شکست مطلق سیاست «دروغگویی» بسنت معرفی کرده بود.
آن روز، کمتر کسی تصور میکرد که در فاصله چند هفته، همه شاخصهایی که قالیباف به آنها اشاره کرده بود، دقیقا همانطور که او پیشبینی کرده بود، به واقعیت تبدیل شوند.
ادعایی که قالیباف به آن پاسخ داد
بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا حدود ۲۷ اوت ۲۰۲۶ در مصاحبه با لارا لومر، فعال سیاسی راست افراطی آمریکایی و از چهرههای نزدیک به دونالد ترامپ در پاسخ به سوالی درباره انتخابات میاندورهای مدعی شده بود که «تا آن زمان قیمت نفت میتواند تا ۴۰ دلار سقوط کند و اقتصاد آمریکا در حال تیکآف کردن و اوج گرفتن است». وی همچنین ادعا کرده بود که آمریکا توانسته «۱۳۰ میلیون بشکه نفت را در دو هفته گذشته از تنگه هرمز خارج کند.»
قالیباف در پاسخ، با تمسخر این ادعاها، به «۱۳۰»های واقعی اشاره کرد: «۱۳۰ میلیارد دلار هزینههای جنگ با ایران (به نقل از شرکت مودی آنالیتیکس) یا ۱۳۰ میلیون دلار ضرر برای شرکتی که به طور مخفیانه به نیابت از دولت آمریکا در بازارهای کاغذی نفت مداخله کرده و ایران از آن اطلاع پیدا کرده است.»
بازدهی اوراق ۳۰ ساله؛ رکوردی که ۲۲ سال بیسابقه بود
حالا بازدهی اوراق قرضه ۳۰ ساله آمریکا به بالاترین رقم بیش از ۲۲ سال گذشته رسیده است. این رقم به دقت به سطحی نزدیک شده که آخرین بار ۱۵ ماه پیش از فروپاشی غول بانکی بازار مسکن آمریکا یعنی «لمن برادرز» دیده شده بود؛ همان بانکی که ورشکستگی آن زمینهساز رکود جهانی سال ۲۰۰۸ شد. در آن زمان، نرخ بازدهی اوراق خزانهداری آمریکا دقیقا به ۵.۳۵ درصد رسیده بود.
طبق دادههای منتشرشده، بازدهی اوراق ۳۰ ساله آمریکا در اواسط اوت به ۵.۳۴ درصد رسید؛ بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ و فقط ۱۰ صدم درصد پایینتر از اوج ۲۲ ساله. از ابتدای سال جاری تاکنون، بازدهی این اوراق ۵۵ روز بالای ۵ درصد باقی مانده است؛ رکوردی که از سال ۲۰۰۶ تاکنون بیسابقه بوده است.
دادههای بلومبرگ نشان میدهد که حتی در بحران مالی جهانی ۲۰۰۷، بازدهی اوراق ۳۰ ساله تنها ۵۰ روز بالای ۵ درصد باقی ماند. در سال ۲۰۲۳ که فدرال رزرو سیاستهای انقباضی شدیدی در پیش گرفته بود، این رقم فقط ۷ روز بود. امروز، بازار اوراق آمریکا در وضعیتی قرار دارد که کارشناسان آن را «شبح بحران مالی بزرگ قرن» مینامند.
بانکهای مرکزی جهان اوراق آمریکا را میفروشند
چندی پیش بلومبرگ گزارش داد که از زمان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، بانکهای مرکزی جهان شروع به فروش اوراق قرضه خزانهداری آمریکا کردهاند. این گزارش، زنگ خطر جدی برای واشنگتن بود؛ چرا که تقاضای خارجی، ستون اصلی بازار بدهی آمریکا در دهههای گذشته بوده است.
در حال حاضر، ژاپن برای تقویت پول ملیاش اوراق آمریکا را فروخته است. این کشور که بزرگترین دارنده اوراق قرضه آمریکا در جهان است، برای حمایت از ین در برابر فشارهای ارزی، دست به فروش گسترده این اوراق زده است. در همین حال، بزرگترین صندوق ثروت ملی جهان در نروژ نیز فروش این اوراق را آغاز کرده است. صندوق ثروت نروژ که حدود ۲.۳ تریلیون دلار دارایی مدیریت میکند، پیشنهاد داده که سهم اوراق دولتی در پرتفوی خود را از ۷۰ درصد به ۵۰ درصد کاهش دهد؛ تغییری که میتواند حدود ۸۰ میلیارد دلار از سرمایهگذاری این صندوق در اوراق خزانه آمریکا بکاهد.
محمد العریان، اقتصاددان برجسته در این باره گفته است: «کشورهای خارجی مانند چین و ژاپن که به طور سنتی خریداران عمده اوراق خزانه آمریکا بودهاند، به دلیل مسائل داخلی یا عوامل ژئوپلیتیکی، تمایلی به خرید اوراق آمریکا نشان نمیدهند.» بر اساس تحلیل بانک بارکلیز، سهم سرمایهگذاران بخش خصوصی از بازار اوراق خزانهداری از حدود نیمی در سال ۲۰۱۶ به ۷۳ درصد در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته، در حالی که سهم بخش رسمی شامل بانکهای مرکزی به ۲۷ درصد کاهش یافته است.
نفتی که ۴۰ دلاری نشد، بالای ۱۰۰ دلار ایستاد
بسنت مدعی شده بود قیمت نفت میتواند به ۴۰ دلار برسد. اما واقعیت بازار چیز دیگری میگوید. قیمت نفت خام برنت از مرز ۱۰۵ دلار عبور کرده و نفت آتی عمان و امارات که شاخص انتظار بازار از وضعیت تنگه هرمز هستند، بالای ۱۰۰ دلار معامله میشوند. این در حالی است که ذخایر راهبردی نفت آمریکا که واشنگتن با آن شوکهای نفتی را کنترل میکند، به نقطه پایان برداشت نزدیک شده است. بر اساس دادههای وزارت انرژی آمریکا، ذخایر راهبردی نفت این کشور در هفته آخر اوت با کاهش ۳.۱ میلیون بشکهای به ۲۸۶.۶ میلیون بشکه رسید؛ پایینترین سطح از نوامبر ۱۹۸۲. این ذخایر اکنون تنها حدود ۴۰ درصد ظرفیت کل خود را داراست.
ذخایر راهبردی نفت آمریکا در غارهای نمکی عظیم زیرزمینی در تگزاس و لوئیزیانا ذخیره میشود. تخلیه بیش از حد این غارها ریسکهای ساختاری جدی ایجاد کرده؛ فشار هیدرولیکی، پایداری دیوارههای نمکی، یکپارچگی چاهها و امکان فروریختن یا آسیب دائمی به ظرفیت ذخیرهسازی. قالیباف در توییت خود با کنایه به این موضوع اشاره کرده بود و از «خداهای نمک برایان ماوند» -یکی از مهمترین سایتهای ذخیرهسازی- خواسته بود که به داد این غارها برسند.
قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا به بالاترین نرخ تاریخ رسیده و همین موضوع، عامل تشدیدکننده تورم رکوردزده در این کشور شده است.
بدهی ۴۰ تریلیون دلاری و سرمایهگذارانی که سود بیشتری میطلبند
بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار گذشته است. کسری بودجه فدرال در سال مالی جاری به ۱.۸ تریلیون دلار رسیده و دفتر بودجه کنگره پیشبینی کرده که این رقم تا پایان سال به ۱.۹ تریلیون دلار برسد. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران برای اوراق خزانه آمریکا سود بیشتری طلب میکنند؛ چرا که اعتماد به توانایی دولت آمریکا برای بازپرداخت بدهیهایش در بلندمدت کاهش یافته است.
تورم آمریکا نیز همچنان سرسختانه بالای هدف فدرال رزرو باقی مانده است. تورم در ژوئیه ۲۰۲۶ به ۳.۴ درصد رسید، در حالی که هدف فدرال رزرو ۲ درصد است. فدرال رزرو در نشست اخیر خود نرخ بهره را در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد نگه داشت و پذیرفت که شوکهای عرضه، از جمله انرژی، تورم را پایدار کرده است.
چرا این بار بازار اوراق برعکس عمل میکند؟
در شرایط عادی، جنگ سرمایهگذاران را به سمت داراییهای امن مانند اوراق خزانه میراند؛ در نتیجه تقاضا بالا میرود و بازدهی پایین میآید. اما این بار ماجرا برعکس شده است. ترس از کمبود انرژی، ترس از تورم است؛ تورم یعنی نرخ بهره بالاتر و نرخ بهره بالاتر یعنی بازدهی بالاتر برای اوراق. پس از اظهارات تند مقامهای فدرال رزرو، بازارها احتمال افزایش نرخ بهره در ماههای آینده را به شدت بالا قیمتگذاری کردهاند.
این در حالی است که وزارت خزانهداری آمریکا تلاش کرده با بازخرید اوراق، هزینه استقراض را پایین بیاورد. بسنت در ماه گذشته اعلام کرد حجم عملیات بازخرید اوراق بلندمدت را از ۲ میلیارد دلار به دستکم ۴ میلیارد دلار در هر عملیات افزایش میدهد. اما این اقدام نه فقط بازار را آرام نکرد، بلکه تحلیلگران آن را «قطرهای در اقیانوس» توصیف کردند. جان بریگز، رئیس استراتژی نرخ بهره در ناتیکس آمریکای شمالی مستقیما گفت که این خریدها «قطرهای در اقیانوس» هستند.
مانع اصلی، عرضه انبوه اوراق شرکتی است. انتظار میرود در ماه سپتامبر ۲۱۵ میلیارد دلار اوراق قرضه شرکتی منتشر شود که رقابت شدیدی با اوراق خزانهداری ایجاد میکند. پریا میسرا، مدیر سبد سهام در جیپیمورگان توضیح داد که عرضه ایجاد شده توسط شرکتها، خریدهای خزانهداری را به شدت تحتالشعاع قرار میدهد.
انشول پرادان، رئیس استراتژی نرخ بهره آمریکا در بانک بارکلیز میگوید: «ما مدام میگفتیم که فروش اوراق بلندمدت را دستکم نگیرید و همچنان بر همین باوریم.» وی تاکید میکند برای تغییر این روند، باید چند اتفاق همزمان رخ دهد؛ بهبود غیرمنتظره در وضعیت مالی دولت، کاهش انتشار اوراق شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی، تغییر استراتژی انتشار اوراق توسط وزارت خزانهداری و ضعیف شدن پیوسته دادههای اقتصادی؛ ترکیبی که احتمال وقوعش بسیار پایین است.
بازدهی اوراق ۳۰ ساله آمریکا یعنی سودی که دولت آمریکا باید به کسی بپردازد که ۳۰ سال به آن پول قرض میدهد. این عدد حالا به ۵.۳۳ درصد رسیده؛ بالاترین سطح از ژوئن ۲۰۰۷. به زبان ساده، سرمایهگذاران دیگر حاضر نیستند پول خود را ارزان به دولت آمریکا قرض بدهند و برای وام ۳۰ ساله، سود بالاتری طلب میکنند.
دادههای بیزینس استاندارد نشان میدهد از ابتدای ۲۰۲۶ تاکنون، این بازدهی ۵۵ روز معاملاتی بالای ۵ درصد بسته شده؛ بیشترین تعداد از سال ۲۰۰۶. در آستانه بحران ۲۰۰۷ این رقم ۵۰ روز بود و در ۲۰۲۳ فقط ۷ روز. یعنی بازار اوراق آمریکا در وضعیتی قرار گرفته که در ۲۲ سال گذشته بیسابقه بوده است.
وقتی بازدهی اوراق بلندمدت اینقدر طولانی بالای ۵ درصد میماند، پیام دیگر «نوسان کوتاهمدت» نیست؛ یعنی بازار دارد به طور جدی و ساختاری، اقتصاد آمریکا را پرریسکتر از قبل ارزیابی میکند. بازار اوراق، صادقترین آینه اقتصاد آمریکاست و این آینه امروز تصویری از فشار و بیثباتی نشان میدهد.
بنابراین اگر جنگ طولانی شود و بازار انرژی بیشتر به هم بریزد، این صدمه ژئوپولیتیک میتواند از یک افزایش موقت در قیمت انرژی به یک حلقه اقتصادی گستردهتر تبدیل شود؛ افزایش قیمت انرژی، تورم پایدارتر، نرخ بهره بالاتر برای مدت طولانیتر و در نهایت رشد اقتصادی ضعیفتر. واشنگتن امروز با واقعیتی روبهروست که نمیتواند آن را با لفاظیهای سیاسی پنهان کند. بازار اوراق، صادقترین آینه اقتصاد آمریکاست و این آینه امروز تصویری از فشار و بیثباتی نشان میدهد.