فرصت ارزی مغفول بابت فعالیت نیروی کار افغانستانی در ایران
اقتصاد معاصر-جعفر قادری، نماینده مجلس: کارگران افغانستانی در ایران، دستمزد خود را به ریال دریافت میکنند. طبیعی است در شرایطی که نگرانی نسبت به کاهش ارزش پول ملی وجود دارد، این افراد تمایل داشته باشند ریال دریافتی خود را در کوتاهترین زمان ممکن به ارز تبدیل کرده و یا از کشور خارج کنند. همین رفتار، علاوه بر ایجاد هزینه و دشواری برای خود آنان، تقاضای مضاعفی را به بازار ارز تحمیل میکند و میتواند بر تعادل و آرامش بازار ارز اثرگذار باشد.
راهکار میتواند ایجاد امکان افتتاح حساب ارزی به واحد پول افغانستان، یعنی افغانی، برای اتباع افغانستانی شاغل در ایران باشد. به این معنا که کارگر افغانستانی بتواند متناسب با دستمزد و فعالیت اقتصادی خود، منابع مالیاش را در قالب حساب ارزی مبتنی بر افغانی در شبکه بانکی کشور نگهداری کند و از خدمات سپردهگذاری و سایر ابزارهای مالی بهرهمند شود.
شاید نخستین پرسش این باشد که منابع افغانی مورد نیاز برای چنین سازوکاری از کجا تأمین خواهد شد؟ پاسخ روشن است: ایران با افغانستان روابط تجاری گستردهای دارد و بخشی از صادرات ایران به این کشور با دریافت افغانی تسویه میشود؛ بنابراین میتوان بخشی از منابع افغانی حاصل از تجارت با افغانستان را در یک چارچوب شفاف و تحت نظارت بانک مرکزی، برای تأمین نیازهای ارزی این حسابها به کار گرفت.
این سیاست، در صورت طراحی دقیق، چند دستاورد همزمان خواهد داشت. نخست اینکه بخشی از منابع مالی کارگران افغانستانی به جای خروج فوری از کشور، در شبکه بانکی ایران باقی میماند. دوم، این منابع میتواند به سپردههای بانکی و در نهایت منابع قابل استفاده برای تأمین مالی فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. سوم، تقاضای این گروه برای خرید فوری ارز کاهش مییابد و فشار بر بازار ارز کمتر میشود.
مهمتر از همه، این سیاست میتواند نگاه ما به اتباع افغانستانی شاغل در ایران را از «نیروی کار» صرف به «سرمایهگذار بالقوه» تغییر دهد. اگر سازوکارهای مطمئن برای حفظ ارزش دارایی، سپردهگذاری، انتقال قانونی و سرمایهگذاری فراهم شود، بخشی از درآمدی که امروز از اقتصاد ایران خارج میشود، میتواند به منابعی برای سرمایهگذاری در ایران تبدیل شود.
البته اجرای چنین طرحی نیازمند ضوابط دقیق مبارزه با پولشویی، احراز هویت، تعیین نرخ تبدیل، نظارت بانک مرکزی و تعیین چارچوب روشن برای انتقال و بازگشت وجوه است. اما دشواریهای اجرایی نباید ما را از اصل یک ایده اقتصادی مهم غافل کند.
ایران و افغانستان علاوه بر همسایگی، پیوندهای عمیق تجاری و اقتصادی دارند؛ بنابراین میتوان از این ظرفیت برای طراحی یک سازوکار مالی دوجانبه مبتنی بر افغانی و ریال استفاده کرد؛ سازوکاری که هم به حفظ منابع مالی در داخل کشور کمک کند، هم فشار تقاضا بر بازار ارز را کاهش دهد و هم زمینه را برای تبدیل تدریجی بخشی از نیروی کار افغانستانی به سرمایهگذار در اقتصاد ایران فراهم آورد.
در شرایطی که اقتصاد ایران به دنبال منابع جدید و کمهزینه برای سرمایهگذاری است، شاید لازم باشد بخشی از راهحل را نه در منابع جدید، بلکه در مدیریت هوشمندانه منابعی که همین امروز در اقتصاد ایران گردش میکنند جستوجو کنیم.