۱۲:۴۰ ۱۴۰۴/۱۲/۰۴
اقتصاد معاصر بررسی می‌کند

منطق اقتصادی طرح «اتصال»؛ اشتغال پایدار بدون تزریق پول

در شرایطی که بسیاری از طرح‌های اشتغال‌زایی گذشته به دلیل نگاه جزیره‌ای و وام‌ محور، ناکام مانده‌اند، طرح «اتصال» با تمرکز بر پیوند تولیدکنندگان خرد به زنجیره ارزش، بازار و تامین مالی هدفمند، تلاش دارد الگوی تازه‌ای از اشتغال پایدار و عدالت منطقه‌ای را در اقتصاد ایران رقم بزند.
منطق اقتصادی طرح «اتصال»؛ اشتغال پایدار بدون تزریق پول
کد خبر:۴۴۸۰۰

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در سال‌هایی که سیاست‌های اشتغال‌زایی در ایران عمدتا محدود به پرداخت تسهیلات پراکنده، آمارسازی شغلی و ارائه نسخه‌های یکسان برای مناطق ناهمگون بود، بخش قابل توجهی از طرح‌های حمایتی، به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار، شکست خورده و به تجربه‌ای تکرارشونده تبدیل شد. مشاغل خرد و خانگی، با وجود برخورداری از ظرفیت انسانی و بومی، اغلب در حلقه‌های تامین مالی، دسترسی به بازار و حذف واسطه‌ها متوقف می‌شدند و در نهایت یا به تعطیلی می‌رسیدند یا به مشاغلی کم‌درآمد و ناپایدار تبدیل می‌شدند.

در چنین بستری، طرح «اتصال» (طاها) به‌عنوان یکی از مهم‌ترین برنامه‌های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تلاشی برای تغییر الگوی سیاست‌گذاری اشتغال محسوب می‌شود. این طرح به‌جای تمرکز بر تزریق منابع مالی منفرد، بر اتصال تولید کننده خرد به زنجیره واقعی تولید، فرآوری، بازار و منابع مالی تاکید دارد.

از نگاه جزیره‌ای تا سیاست‌گذاری مبتنی بر زنجیره

بررسی تجربه‌های پیشین اشتغال‌زایی نشان می‌دهد که یکی از ضعف‌های ساختاری، نگاه جزیره‌ای به بنگاه‌های خرد بوده است. بسیاری از طرح‌ها، بدون توجه به حلقه‌های پیشین و پسین تولید، صرفا بر پرداخت وام تمرکز داشتند؛ در حالی که تولید کننده خرد، حتی با دسترسی به سرمایه، در نبود بازار، برند، استاندارد و شبکه فروش، عملا توان بازپرداخت و تداوم فعالیت را نداشت.

طرح اتصال با عبور از این منطق، بر شناسایی ظرفیت‌های بومی، عارضه‌ یابی دقیق زنجیره‌های ارزش و طراحی مداخلات هدفمند استوار شده است. بر اساس اسناد رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، این طرح یک برنامه ملی با رویکرد عدالت منطقه‌ای است که هدف آن توانمندسازی اقتصادی از مسیر اتصال بنگاه‌های کوچک به بنگاه‌های بزرگ و بازارهای هدف و نه صرفا افزایش عددی تسهیلات پرداختی یا ایجاد شغل‌های کوتاه‌ مدت است.

در این طرح، بانک نه سیاست‌گذار است و نه مجری مستقیم، بلکه به‌عنوان پشتیبان مالی زنجیره‌های منتخب عمل می‌کند. منابع مالی، به‌جای توزیع پراکنده میان واحدهای منفرد، در خدمت یک فرآیند متصل قرار می‌گیرد؛ فرآیندی که از تولید آغاز و به فروش ختم می‌شود.

این مدل تامین مالی زنجیره‌ای، علاوه بر کاهش ریسک نکول، از بدهکار شدن تولید کنندگان خرد بدون دسترسی به بازار جلوگیری می‌کند؛ مساله‌ای که در بسیاری از طرح‌های گذشته به یکی از عوامل اصلی شکست تبدیل شده بود. در واقع، بانک توسعه تعاون در این چارچوب، نقش تسهیل‌گر مالی توسعه و نه صرفا یک پرداخت‌ کننده تسهیلات را بر عهده می‌گیرد.

تجربه گلستان؛ پوشاک خانگی و مسأله بازار

اجرای طرح اتصال در زنجیره ارزش پوشاک در شرق استان گلستان، به‌ویژه شهرستان گالیکش، نمونه‌ای عینی از پیاده‌ سازی این رویکرد است. بازدید از کارگاه‌های خانگی و نشست‌های تخصصی با تولید کنندگان نشان داد که چالش اصلی این بخش، صرفا کمبود سرمایه نیست، بلکه وابستگی شدید به واسطه‌ها و نبود ارتباط مستقیم با بازار و صنایع مادر است.

در این منطقه، حمایت مالی هدفمند، تشکیل تعاونی‌های واقعی و طراحی سازوکارهای فروش، سه محور اصلی مداخله بوده است. هدف این مداخلات، افزایش سهم تولید کننده از ارزش نهایی محصول و تبدیل فعالیت‌های خانگی به کسب‌وکارهای پایدار بوده؛ رویکردی که در صورت تداوم، می‌تواند به افزایش درآمد و تثبیت اشتغال محلی منجر شود.

علی باقری مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان مازندران در خصوص اجرای طرح طاها در مازندران می‌گوید: «بررسی‌های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان می‌دهد، بنگاه‌های خرد، کوچک و متوسط زیر ۲۰ نفر با مشکلاتی نظیر اتصال به بازار، دسترسی به منابع مالی، آموزش و استانداردسازی مواجه هستند .»

وی افزود: «سال گذشته، ایده اولیه طرح اتصال بنگاه‌های کوچک و بزرگ، توسط «احمد میدری» وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی مطرح و در فروردین امسال، پس از ۸۹ نشست شورای عالی اشتغال، تصویب و ابلاغ شد.»

مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی مازندران ادامه داد: «این طرح از در رسته‌های مختلف از جمله صنایع تبدیلی گیاهان دارویی و به طور ویژه در پوشاک اجرا خواهد شد.» 

باقری خاطرنشان کرد: «هم‌افزایی میان بنگاه‌های کوچک و بزرگ می‌تواند بهره‌وری اقتصادی را افزایش داده و هزینه‌های تولید را کاهش دهد.»

سیستان و بلوچستان؛ تامین مالی زنجیره‌ای در برابر فقر ساختاری

در سیستان و بلوچستان، طرح اتصال با تمرکز بر محصولات بومی نظیر حنا، خرما، انبه و گیاهان دارویی اجرا شده است. این استان سال‌ها با خام‌ فروشی، ضعف صنایع تبدیلی و پراکندگی تولید مواجه بوده و همین عوامل، سهم تولید کنندگان محلی از ارزش افزوده را به حداقل رسانده است.

مدل تامین مالی زنجیره‌ای بانک توسعه تعاون در این استان، تلاش دارد حلقه‌های ضعیف زنجیره را تقویت کند تا محصول از مرحله کشت تا فرآوری، بسته‌ بندی و فروش، در یک مسیر منسجم حرکت کند. با این حال، اسناد تحلیلی طرح هشدار می‌دهند که بدون مدیریت واحد، تعاونی‌های واقعی و بازارسازی حرفه‌ای، حتی این مدل نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

انجیر پلدختر و معمولان؛ وقتی ارزش افزوده مهاجرت می‌کند

عارضه‌ یابی زنجیره ارزش انجیر در شهرستان‌های پلدختر و معمولان نشان می‌دهد که مساله اصلی این محصول کمبود تولید نیست، بلکه ضعف ساختاری در حلقه‌های پس از برداشت است. پراکندگی باغداران، نبود تشکل‌های موثر، فقدان صنایع تبدیلی و بسته‌ بندی و وابستگی شدید به دلالان محلی، موجب شده سهم تولید کننده از ارزش نهایی محصول در پایین‌ترین سطح باقی بماند.

در این شرایط، انجیر با وجود کیفیت مناسب عمدتا به‌صورت فله‌ای و بدون برند از منطقه خارج می‌شود و ارزش افزوده آن در خارج از زنجیره محلی شکل می‌گیرد. منطق مداخله در طرح اتصال، در اینجا نه تزریق پول، بلکه ایجاد یک زنجیره منسجم از طریق تعاونی‌ها، واحدهای فرآوری، استاندارد سازی و اتصال مستقیم به بازارهای هدف است؛ رویکردی که می‌تواند ریسک شکست طرح و بدهکار شدن باغداران را به‌طور معناداری کاهش دهد.

رازیانه رزن؛ ظرفیت مغفول گیاهان دارویی

در شهرستان رزن، زنجیره ارزش رازیانه با چالش‌هایی مشابه مواجه است. اگرچه این منطقه یکی از قطب‌های تولید رازیانه کشور محسوب می‌شود اما خام‌ فروشی، نبود صنایع فرآوری، ضعف بازاریابی، فقدان برند و استاندارد صادراتی، مانع بهره‌مندی کشاورزان از مزیت واقعی این محصول شده است.

در الگوی مداخله پیشنهادی، تشکیل تعاونی‌های تخصصی، توسعه صنایع فرآوری و بسته‌بندی و اتصال به بازارهای داخلی و صادراتی در اولویت قرار گرفته است. بدون تضمین بازار، افزایش تولید می‌تواند به مازاد عرضه و افت قیمت منجر شود. از این منظر، حمایت مالی زمانی اثربخش خواهد بود که در خدمت یک فرآیند متصل قرار گیرد و از تبدیل حمایت به بدهی جدید جلوگیری کند.

تعاونی‌ها؛ ستون فقرات طرح اتصال

یکی از ارکان کلیدی طرح اتصال، احیای نقش واقعی تعاونی‌ها است. برخلاف تجربه‌های گذشته که تعاونی‌ها اغلب صوری و کم‌ اثر بودند، در این طرح، تعاونی‌ها باید مسوول سازمان‌ دهی تولید، مدیریت مالی و ارتباط با بازار باشند. افزایش قدرت چانه‌ زنی تولید کنندگان خرد، توزیع عادلانه‌تر منافع و کاهش نقش واسطه‌ها، از مهم‌ترین پیامدهای این رویکرد است. اسناد طرح نشان می‌دهد که بدون تعاونی‌های توانمند و پاسخ‌گو، اتصال زنجیره ارزش عملا ناقص خواهد ماند و اهداف اشتغال پایدار محقق نمی‌شود.

اتصال؛ فرصت توسعه یا آزمون سیاست‌گذاری نوین؟

طرح اتصال نه یک راه‌ حل فوری و نه معجزه کوتاه‌ مدت است، بلکه فرآیندی تدریجی و وابسته به هماهنگی نهادی محسوب می‌شود. موفقیت آن به هم‌زمانی سرمایه، بازار، مدیریت محلی و سیاست‌گذاری شواهد‌ محور بستگی دارد. اگر این اجزا به‌درستی کنار هم قرار گیرند، تجربه‌هایی مانند گلستان، سیستان و بلوچستان، پلدختر و رزن می‌تواند به الگویی قابل تعمیم برای سایر مناطق کشور تبدیل شود؛ الگویی که در آن اشتغال نه محصول تزریق پول، بلکه نتیجه اتصال هوشمندانه ظرفیت‌های بومی به زنجیره ارزش است.

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ