اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۰۲/ارديبهشت/۱۴۰۵ | ۲۰:۰۵
۱۰:۲۷ ۱۴۰۵/۰۱/۱۲
محمد فدایی، قائم‌مقام شبکه کانون‌های تفکر ایران ایتان

جنگ، بازار و قدرت؛ معادله پنهان رشد اقتصادی ایران

در بزنگاه‌های تنش، این گزاره که «صلح شرط لازم توسعه است» بیش از آنکه یک تحلیل راهبردی باشد، بازتاب نگاهی ساده‌انگارانه به نظم پیچیده جهانی است. تجربه تاریخی قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد توسعه، نه در خلا آرامش مطلق، بلکه در متن رقابت، بازآرایی قدرت و بهره‌گیری هوشمندانه از بحران‌ها شکل می‌گیرد؛ واقعیتی که درک آن برای فهم گره‌های اقتصاد ایران حیاتی است.
کد خبر:۴۷۶۱۱

اقتصاد معاصر-محمد فدایی، قائم‌مقام شبکه کانون‌های تفکر ایران ایتان: در سال‌های اخیر، هم‌زمان با بروز هر نشانه‌ای از تنش در منطقه، گزاره‌ای آشنا در افکار عمومی و محافل کارشناسی تکرار می‌شود و آن «جنگ را پایان دهید تا به توسعه و اقتصاد برسیم» است‌

این نگاه که توسعه را ثمره بدیهی صلح و درگیری را صرفا اتلاف منابع می‌پندارد، در ظاهر کاملا عقلانی است اما با نگاهی عمیق‌تر به تجربه قدرت‌های بزرگ و واقعیت‌های موقعیت ایران در نظم منطقه‌ای، این دوگانه‌ ساده‌انگارانه به‌ سرعت فرو می‌ریزد.

تاریخ معاصر نشان می‌دهد که بسیاری از اقتصادهای مسلط جهانی، هژمونی خود را بر بستر بازآرایی نظم پس از جنگ بنا نهاده‌اند. برای نمونه، ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم و با توافق برتون‌وودز، توانست از برتری سیاسی و نظامی خود بهره برده و دلار را به محور نظام مالی جهان بدل سازد. این تجربه‌ها ثابت می‌کند که جنگ، نه‌ تنها همواره مانع توسعه نیست، بلکه در مقاطع حساس تاریخی می‌تواند نقطه آغازین شکل‌گیری جهش‌های بزرگ اقتصادی باشد. 

گره کور اقتصاد ایران؛ کمبود بازار، نه کمبود ظرفیت

برای ایران امروز با ظرفیت‌های عظیم اما محصور، گره کور اقتصاد در «کمبود ظرفیت» نیست، بلکه در «محدودیت بازار» نهفته است. ایران با برخورداری از نیروی انسانی تحصیل‌کرده، منابع سرشار انرژی، مواد معدنی و زیرساخت‌های صنعتی، ظرفیت تولیدی بالایی دارد اما اقتصادهای بزرگ صرفا با توان تولیدی تعریف نمی‌شوند؛ شرط رشد پایدار آن‌ها، دسترسی به بازارهای پهناور است.

در مقایسه با بازارهای عظیمی چون چین، هند و آمریکا یا اتحادیه اروپا، ایران با جمعیتی ۸۰ تا ۹۰ میلیون نفری، در مقیاس جهانی بازاری متوسط به شمار می‌رود. اتحادیه اروپا نیز با همین منطق شکل گرفت تا مجموعه‌ای از کشورهای متوسط بتوانند یک بازار بزرگ مشترک ایجاد کنند. در این چارچوب، تحریم‌های اقتصادی را باید شبکه‌ای برای «مهندسی مهار بازار ایران» دانست که با ایجاد محدودیت‌های فراگیر، اقتصاد کشور را در حصاری بسیار تنگ‌تر از ظرفیت واقعی‌اش محبوس کرده‌اند.

وقتی جنگ نظم را جابه‌جا می‌کند

با درک این مساله، اهمیت تحولات ژئوپلیتیک روشن‌تر می‌شود. جغرافیای ایران، مشرف بر حیاتی‌ترین شاهراه‌های انتقال انرژی و تجارت جهانی است. هرگونه تغییر در توازن قوا و افزایش کنترل بر این گلوگاه‌های راهبردی، می‌تواند شبکه‌ای از وابستگی‌های متقابل ایجاد کند و دامنه بازارهای در دسترس ایران را به شکل چشمگیری گسترش دهد.

در نگاه کلاسیک و استعمارزده، آرامش پیش‌شرط توسعه است؛ قاعده‌ای که برای اقتصادهای درهم‌تنیده با نظم موجود صدق می‌کند اما برای کشوری که در مدار مهار دائمی قرار گرفته و مسیرهای متعارف توسعه بر آن بسته شده، معادله معکوس است. چنین کشوری فقط در لحظاتِ برهم‌خوردن نظم موجود است که می‌تواند جایگاه خود را ارتقا بخشد.

از این منظر، تداوم فشار و تقابل نه از سر ماجراجویی که مبتنی بر محاسبه‌ای راهبردی است؛ چراکه پایان‌دادن زودهنگام به درگیری پیش از تثبیت جایگاه، چیزی جز بازگشت به انزوای پیشین نخواهد بود.

این واقعیت، صف‌بندی نخبگان ایرانی را از سطحی صرفا تخصصی، به تقابل دو رویکرد «شجاعانه» و «ترسو» ارتقا داده است. 

نخبگان ترسو با تکرار شعار «پایان تقابل برای اقتصاد»، مروج الگوهای توسعه‌ای گلخانه‌ای و شکننده‌اند (نظیر برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس) که با کوچک‌ترین تکانه‌ امنیتی فرو می‌پاشند. آنان از اساس ناباورند که ایران بتواند در مدارهای کلان راهبردی کنشگری کند. در مقابل، نخبگان شجاع به‌ درستی دریافته‌اند که ورود به باشگاه اقتصادهای بزرگ با انفعال حاصل نمی‌شود؛ بلکه توسعه پایدار نیازمند جسارت است و دستاوردهای عظیم اقتصادی، دقیقا در بزنگاه‌های حساس و با بهره‌گیری هوشمندانه از اهرم‌های قدرت خلق و تثبیت می‌شوند.

ارسال نظرات
captcha