اقتصاد معاصر-محمدحسین کشاورزی، کارشناس اقتصاد کشاورزی: در حالی که دستگاه تبلیغاتی کاخ سفید از بازگشت اقتدار اقتصادی سخن میگوید اما آمارهای رسمی فدراسیون دفتر کشاورزی آمریکا (AFBF) روایتگر حقیقتی تلخ و گزنده است. ثبت ۳۱۵ پرونده ورشکستگی سنگین در سال ۲۰۲۵، نه فقط جهشی ۴۶ درصدی را نسبت به سال قبل نشان میدهد، بلکه مهر ابطالی بر شعارهای حمایت از تولید داخلی در دولت ترامپ است.
این بحران که اکنون به سومین سال پیاپی صعودی خود رسیده، نشاندهنده یک «فروپاشی ساختاری» است؛ فروپاشی مزارعی که نسل در نسل، هویت روستایی آمریکا را تشکیل میدادند و اکنون زیر چرخدندههای سیاستهای غلط، به خاک سیاه نشستهاند.
تحلیل دقیق نقشه توزیع ورشکستگیها نشان میدهد که بحران دقیقا در مناطقی متمرکز شده که کانون تولید غلات و البته پایگاه رای سنتی جمهوریخواهان هستند. «غرب میانه» (Midwest) با ۱۲۱ مورد ورشکستگی، جهشی خیرهکننده و ۷۰ درصدی را تجربه کرده است. بلافاصله پس از آن، منطقه جنوب شرقی با رشد ۶۹ درصدی قرار دارد. این دو منطقه به تنهایی بار بیش از دوسوم کل ورشکستگیهای کشاورزی کشور را بر دوش میکشند.
این تمرکز جغرافیایی تصادفی نیست. ایالتهایی مانند آیووا و نبراسکا که قلب تپنده تولید ذرت هستند، اکنون تاوان سیاستهای تنشزای ترامپ در بازارهای جهانی را میدهند. دولت وی با تصور اینکه میتواند با ابزار تحریم و فشار حداکثری بر کشورهای مستقل، نظم بازار را به نفع خود تغییر دهد، عملا زنجیره تامین و بازارهای صادراتی کشاورزان خود را به مسلخ برد. زمانی که بازارهای جهانی بر اثر ماجراجوییهای سیاسی ناامن میشوند، اولین ترکشها به قلب مزارع خانوادگی آمریکا اصابت میکند.
اگر بخواهیم متهم ردیف اول این وضعیت را شناسایی کنیم، باید به سراغ بازار نهادهها برویم؛ جایی که «بومرنگ تحریم» مستقیما به پیشانی تولیدکننده آمریکایی خورده است. قیمت کود «اوره» که شریان حیاتی مزارع ذرت است، با رشد ۸۷ درصدی از ابتدای سال، اکنون در مرز ۷۲۰ دلار در هر تن معامله میشود. این جهش جنونآمیز، نتیجه مستقیم تنشزایی دولت آمریکا در مناطق انرژیخیز و اختلال در زنجیره تامین گاز طبیعی (ماده اولیه کودهای نیتروژنی) است.
برای کشاورز آمریکایی، این افزایش قیمت به معنای هزینهای کمرشکن است. برآوردها نشان میدهد که هزینه تامین نیتروژن برای هر هکتار نسبت به سال گذشته بیش از ۲ برابر شده است. در واقع، دولت ترامپ با دستکاری در نظم بازار جهانی برای ضربه زدن به ایران، عملا رگ حیاتی مزارع خود یعنی نیتروژن را قطع کرده است. بسیاری از کشاورزان اکنون در بنبستی مرگبار گرفتار شدهاند که یا باید با کاهش مصرف کود ریسک سقوط محصول را بپذیرند یا با تغییر کشت به محصولاتی مثل سویا، ضرر مالی هنگفتی را متحمل شوند. این همان «قحطی تدبیری» است که از راهروهای کاخ سفید به دشتهای ذرت سرایت کرده است.
بحران کنونی فقط در قیمت نهادهها خلاصه نمیشود، بلکه سندی بر بنبست مالی در دولت ترامپ است. بر اساس پیشبینیهای وزارت کشاورزی آمریکا (USDA)، مجموع بدهی بخش کشاورزی در سال جاری به رکورد بیسابقه ۶۲۴.۷ میلیارد دلار خواهد رسید. این رقم نجومی نشان میدهد که کشاورزی آمریکا دیگر با سودآوری زنده نیست، بلکه با «تنفس مصنوعی وامهای بانکی» ادامه حیات میدهد؛ بدهیهایی که دیگر صرف توسعه نمیشوند، بلکه فقط برای تامین هزینههای اولیه کاشت (مثل بذر و کود گرانقیمت) صرف میشوند.
دولت ترامپ با اولویت دادن به بودجههای نظامی و صرف میلیاردها دلار مالیات مردم برای تامین هزینههای جنگافروزی و تحریم ملتها و همچنین حمله به ایران، باعث حفظ نرخ بهره در سطوح بالا شده است. هزینه بهره بانکی ۳۳ میلیارد دلاری که بر دوش کشاورزان سنگینی میکند، نتیجه مستقیم سیاستهای پولی دولتی است که تورم را به بخش تولید پمپاژ کرده است. بانک مرکزی کانزاسسیتی گزارش داده که حجم وامهای عملیاتی ۴۰ درصد رشد داشته است؛ این یعنی کشاورزان برای بقا، داراییهای نسلی خود را به حراج گذاشته و در تلهای گرفتار شدهاند که خروج از آن تنها با اعلام ورشکستگی ممکن است.
آنچه در لایههای زیرین این ورشکستگیها در حال رخ دادن است، یک جابهجایی تمدنی و اقتصادی خطرناک است. ورشکستگی مزارع کوچک و متوسط، بهترین فرصت را برای شرکتهای غولپیکر کشتوصنعت (Corporate Farms) فراهم کرده تا زمینهای کشاورزان را با قیمت ناچیز تصاحب کنند. دولت ترامپ با ایجاد این بحران مصنوعی، عملا راه را برای انحصاری کردن سفره مردم آمریکا توسط کارتلهای مالی نزدیک به قدرت هموار کرده است.
این انتقال مالکیت از مردم به شرکتهای بزرگ، نه فقط بافت اجتماعی روستاهای آمریکا را نابود میکند، بلکه استقلال غذایی را نیز از بین میبرد. کشاورزی که تا دیروز مالک زمین خود بود، امروز به کارگر مزارع صنعتی تبدیل شده است. این همان سرنوشتی است که سیاستهای نئولیبرالی و تهاجم اقتصادی ترامپ برای مردم خودش رقم زده است؛ جهانی که در آن تولیدکننده خرد قربانی بازیهای سیاسی کلان میشود.
بحران کنونی در قطبهای کشاورزی ایالات متحده، نمادی از شکست استراتژی «فشار حداکثری» است که این بار گریبان طراحانش را گرفته است. ورشکستگیهای زنجیرهای سال ۲۰۲۵ نشان داد که امنیت اقتصادی و غذایی، موضوعی نیست که بتوان آن را فدای ماجراجوییهای سیاسی در آن سوی مرزها کرد. دولت ترامپ با تصور اینکه میتواند با تحمیل جنگ و تحریم بر ملتهای مستقلی چون ایران، نظم جهانی را به نفع خود تغییر دهد، عملا ثبات مزارع خود را قربانی کرد.
تراژدی مزارع آمریکا ثابت کرد که در دنیای بههمپیوسته امروز، هرگونه اخلال در زنجیره تامین به بهانههای سیاسی، مانند بومرنگی به سمت مبدا بازمیگردد. اگر واشینگتن به جای اصلاح سیاستهای تنشزای خود، همچنان به طبل جنگافروزی بکوبد، سال ۲۰۲۶ شاهد فروپاشی کامل ساختار کشاورزی سنتی آمریکا و تبدیل شدن آن به یک سیستم کاملا انحصاری و آسیبپذیر خواهد بود. مزارع آمریکا اکنون نه قربانی خشکسالی، بلکه قربانی «جنون قدرت» در کاخ سفید هستند؛ واقعیتی که هیچ ماشین تبلیغاتی قادر به کتمان آن نخواهد بود.