به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در شرایطی که حضور نظامی آمریکا و متحدانش در آبهای منطقه و تشدید تنشهای ناشی از سیاستهای مداخلهجویانه غرب، امنیت مسیرهای آبی سنتی را با چالش بیسابقهای مواجه ساخته، کشورهای حاشیه خلیج فارس که روزگاری صادرات نفت و گاز خود را صرفا از طریق مسیرهای دریایی و تحت نظارت نظامی آمریکا انجام میدادند، امروز به خوبی دریافتهاند که امنیت پایدار اقتصادی، در تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی و گشودن پنجرههای جدید همکاری با شرق و به ویژه با جمهوری اسلامی ایران نهفته است. این درک راهبردی، نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی منطقه محسوب میشود که میتواند جایگاه جمهوری اسلامی ایران را به عنوان هاب ترانزیتی برتر منطقهای تثبیت کند.
ایران با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز خود، توانسته ضمن حفظ امنیت و ثبات در مسیرهای آبی تحت نظارت خود، به عنوان تنها مسیر امن و قابل اعتماد برای عبور کشتیها و تبادل کالاهای اساسی در منطقه نقشآفرینی کند. از یکسو ایران با مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز و ارائه تسهیلات به کشتیهایی که با اصول جمهوری اسلامی هماهنگ باشند، امنیت تردد را تضمین کرده و از سوی دیگر، یمن با اقدام قاطعانه خود در مسدودسازی بابالمندب عملا نشان داده که مسیرهای تحت کنترل قدرتهای فرامنطقهای، دیگر گزینههای مطمئنی برای تجارت منطقه نیستند. این تحولات، کشورهای حاشیه خلیج فارس را به این درک رسانده که برای تامین امنیت تجارت و واردات کالاهای اساسی خود، چارهای جز تنوعبخشی به مسیرها و اتکا به کریدورهای خشکی که ایران در قلب آنها قرار دارد، ندارند.
وزارت حملونقل روسیه سهشنبه هفته گذشته از آغاز مراحل نهایی الحاق قطر و عربستان سعودی به کریدور بینالمللی «شمال-جنوب» خبر داد. این پروژه عظیم ترانزیتی به طول هفت هزار و دویست کیلومتر، سنپترزبورگ روسیه را به بندر بمبئی در هند متصل میسازد و از سه مسیر اصلی تشکیل شده است؛ مسیر فراقفقاز که از دریای خزر عبور میکند و ترکیبی از راهآهن و بنادر است و دو مسیر غربی و شرقی که کاملا خشکیمحور هستند.
حلقه کلیدی این کریدور، مسیر غربی آن است که از خاک ایران میگذرد. ایران و روسیه در اردیبهشتماه سال ۱۴۰۲، توافقنامهی تکمیل خطآهن رشت-آستارا را با اعتبار یک میلیارد و ششصد میلیون یورو به امضا رساندند که سهم روسیه از آن یک میلیارد و سیصد میلیون یورو است. این پروژه با افتتاح، کریدور شمال-جنوب را به شبکهای یکپارچه و پیوسته تبدیل خواهد کرد و ایران را به اتصالدهنده شمال به جنوب و شرق به غرب و مرکز ثقل ترانزیت منطقهای مبدل خواهد ساخت.
تحلیلگران بینالمللی بر این باورند که اعلام همکاری قطر و عربستان با کریدور شمال-جنوب در اوج بحران دریایی خلیج فارس، یک محاسبه دقیق و آگاهانه است و نه یک واکنش اضطراری. دیمیتری بریگع، مدیر واحد مطالعات روسیه در مرکز مطالعات عربی-اوراسیایی تصریح کرده که کشورهای حاشیه خلیج فارس که سالها به مسیرهای امن دریایی تحت حمایت آمریکا اتکا داشتند، اکنون به خوبی درک کردهاند که این امنیت یک فرضیه همیشگی نیست و تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی، یک الزام استراتژیک برای بقای اقتصادی آنهاست. این تغییر رویکرد، نشان از بلوغ راهبردی این کشورها و پذیرش واقعیتهای جدید منطقهای دارد.
آنچه جای تامل و امیدواری برای اقتصاد ایران دارد، موقعیت ممتاز جمهوری اسلامی در این تحول عظیم است. ایران با تکیه بر قدرت و توانمندیهای خود، ضمن تامین امنیت تردد دریایی برای کشتیهایی که با اصول جمهوری اسلامی هماهنگ باشند، عملا به کشورهای حاشیه خلیجفارس نشان داده که مسیرهای دریایی تحت کنترل غرب، تنها گزینه مطمئن برای تجارت منطقه نیستند. ایران با مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز و ارائه خدمات ترانزیتی امن توانسته به عنوان پل ارتباطی امن و پایدار میان شمال و جنوب و شرق و غرب نقشآفرینی کند.
از سوی دیگر، اقدام قاطعانه یمن در مسدودسازی بابالمندب که با هماهنگی و درک مشترک با جمهوری اسلامی ایران انجام میشود، نشان داده که کشورهای منطقه میتوانند با اتکا به توانمندیهای خود و همکاری با محور مقاومت، امنیت مسیرهای تجاری را بدون نیاز به حضور نظامی بیگانگان تامین کنند. این قدرت ترکیبی، زمینهساز گرایش کشورهای عربی به مسیرهای جایگزین از جمله کریدورهای خشکی شده است؛ مسیرهایی که ایران در قلب آنها جای دارد.
جمهوری اسلامی ایران با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز خود که در نقطه تلاقی کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب قرار گرفته و با برخورداری از شبکهی ریلی و جادهای گستردهای که از شمال به جنوب و از شرق به غرب امتداد یافته، میتواند از این فرصت تاریخی برای تحول اقتصادی، اشتغالزایی گسترده، افزایش درآمدهای ارزی و کاهش وابستگی به نفت بهرهبرداری کند. ایران نه فقط میتواند نقش حلقه اتصال کریدورهای منطقهای را ایفا کند، بلکه با توسعهی زیرساختهای لجستیکی، بنادر و انبارها، به یک هاب ترانزیتی غیرقابلرقابت در سطح منطقه تبدیل شود.
تامین امنیت غذایی منطقه؛ فرصتی برای توسعه کشاورزی و خدمات ایران
تحلیلها نشان میدهد که ارزش واقعی کریدور شمال-جنوب برای کشورهای عربی حوزه خلیجفارس، در تامین امنیت واردات کالاهای اساسی به ویژه محصولات کشاورزی نهفته است. روسیه و قزاقستان از بزرگترین صادرکنندگان گندم جهان هستند و مسیری که بتواند محمولههای غلات، کودهای شیمیایی، مصالح ساختمانی و سایر کالاهای ضروری را بدون نیاز به عبور از تنگههای هرمز و بابالمندب و بدون وابستگی به حضور نظامی بیگانگان، به کشورهای حاشیه خلیج فارس منتقل کند، به یک دارایی راهبردی حیاتی تبدیل شده است. این نیاز راهبردی، فرصتی کمنظیر برای ایران فراهم میآورد تا با توسعه زیرساختهای ترانزیتی، خدمات لجستیکی، بنادر و انبارها، ضمن کسب درآمدهای ارزی قابل توجه، به تامینکننده امنیت غذایی منطقه نیز تبدیل شود و جایگاه خود را به عنوان یک شریک اقتصادی قابل اعتماد و قدرتمند تثبیت کند.
بیتردید، مسیر توسعه کریدور شمال-جنوب با چالشهایی نیز همراه است. مهمترین آنها، تحریمهای ظالمانه آمریکا و غرب علیه روسیه و ایران است که میتواند سرمایهگذاریهای کلان در این پروژه را با محدودیت مواجه کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس که در نظام مالی جهانی مبتنی بر دلار فعالیت میکنند، باید مشارکت خود را در قالب مدلی شفاف و عاری از هرگونه ریسک حقوقی و تعارض با مقررات تحریمی تعریف کنند تا ضمن حفظ منافع خود، با محدودیتهای بینالمللی مواجه نشوند.
اما آنچه جای امیدواری و تامل دارد، رویکرد هوشمندانهی ایران و روسیه در مواجهه با این چالشهاست. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان داخلی، بهرهگیری از ظرفیتهای مناطق آزاد تجاری و همکاری با کشورهای دوست و متحد مانند روسیه و چین، میتواند این محدودیتها را به فرصتی برای خودکفایی و توسعه زیرساختهای ملی تبدیل کند. الگوی موفق همکاریهای ایران و روسیه در تکمیل خط آهن رشت-آستارا با استفاده از منابع مالی دو طرف و بدون اتکا به نظام مالی غرب، نشان داده که میتوان بر محدودیتهای تحریمی فائق آمد و پروژههای کلان را به پیش برد.
همکاریهای مالی و بانکی میان ایران و روسیه با استفاده از ارزهای ملی (ریال و روبل) و همچنین تفاهمنامههای پولی با سایر کشورهای منطقه و چین، بستر مناسبی را برای جذب سرمایهگذاری در پروژههای کریدور شمال-جنوب فراهم کرده است. این سازوکارهای مالی جدید، امکان مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز در این پروژهها فراهم میآورد؛ چراکه این کشورها میتوانند با استفاده از صندوقهای ثروت ملی خود و ایجاد سازوکارهای مالی جدید مبتنی بر ارزهای ملی (مانند ریال، درهم، روبل و یوان)، مشارکت خود را بدون وابستگی به نظام مالی غرب تعریف کنند.
علاوه بر این، ایران با اتکا به دیپلماسی فعال اقتصادی خود و عضویت در سازمانهای منطقهای مانند شانگهای و اوراسیا میتواند فضای همکاریهای اقتصادی را با کشورهای عضو این پیمانها گسترش دهد و از این ظرفیتها برای جذب سرمایهگذاری و توسعه پروژههای زیرساختی بهرهبرداری کند. تجربه موفق ایران در ترانزیت کالا از مسیرهای جایگزین و ارائه تخفیفهای ترانزیتی به کشورهای همسایه، نشاندهنده عزم جدی جمهوری اسلامی برای تبدیل شدن به قطب لجستیکی منطقه است.
سرمایهگذاری در بنادر (به ویژه بندر چابهار و بندر امیرآباد)، انبارها، مناطق ویژه اقتصادی، نوسازی ناوگان حملونقل ریلی و جادهای و ارتقای فناوریهای لجستیکی، نه تنها اشتغالزایی گستردهای به همراه خواهد داشت، بلکه ایران را به یک قطب لجستیکی غیرقابل رقابت در منطقه تبدیل خواهد کرد. این تحول ساختاری، میتواند ایران را از یک کشور صرفا نفتی به یک قدرت اقتصادی مبتنی بر ترانزیت و خدمات لجستیکی مبدل سازد و وابستگی به درآمدهای نفتی را به حداقل برساند.
با وجود تحولات اخیر و رونقگیری کریدور شمال-جنوب، کارشناسان پیشبینی نمیکنند که این مسیر تا سال ۲۰۳۰ بتواند جایگزین کامل کانال سوئز شود. اما آنچه قطعی به نظر میرسد، تبدیل شدن کریدور شمال-جنوب به یک رقیب جدی در حوزههای خاص تجاری است که در آنها سرعت، امنیت و هزینه کمتر نسبت به مسیرهای دریایی تحت کنترل غرب از اولویت برخوردار است. تصویر نهایی تحولات منطقهای، تقابل کریدورها با یکدیگر نیست، بلکه همزیستی، مکملیت و رقابت سالم میان آنهاست. ایران به عنوان کشوری که در نقطهی تلاقی کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب قرار گرفته و با اتکا به قدرت بازدارندگی خود، امنیت مسیرهای ترانزیتی را تامین کرده است، از موقعیتی بینظیر برای ایفای نقش به عنوان هاب ترانزیتی منطقهای برخوردار است.
باید به این نکته اساسی توجه داشت که کشورهای حاشیه خلیجفارس، نه از سر ناچاری صرف، بلکه از روی درک دقیق از واقعیتهای جدید منطقهای به کریدورهای خشکی روی آوردهاند. آنها به خوبی میدانند که جمهوری اسلامی ایران با ارائه مسیرهای امن و پایدار برای تردد کشتیها و همچنین کریدورهای خشکی مطمئن، میتواند به عنوان یک شریک اقتصادی قابل اعتماد، نیازهای ترانزیتی و تجاری آنها را تامین کند. ایران با هوشمندی تمام، از یکسو قدرت خود را در تنگه هرمز به نمایش گذاشته و با ارائه تسهیلات به کشتیهای هماهنگ، امنیت تردد را تضمین کرده و از سوی دیگر، با ارائه مسیرهای خشکی جایگزین و امن، اعتماد کشورهای همسایه را جلب کرده است. این راهبرد هوشمندانه، نشان میدهد که ایران نه فقط از تهدیدها به عنوان فرصت استفاده میکند، بلکه با ایجاد ارزش افزوده برای همسایگان خود، جایگاه خود را در نظم نوین منطقهای تثبیت میسازد.
مجموعه تحولات اخیر در کریدور شمال-جنوب و گرایش کشورهای حاشیه خلیج فارس به این مسیر راهبردی، حاکی از یک تغییر پارادایم در معادلات منطقهای است. ایران که امروز در مرکز این تحولات قرار دارد، با تکیه بر قدرت راهبردی خود در تامین امنیت مسیرهای دریایی و خشکی، موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز و رویکرد هوشمندانه در مواجهه با چالشهای تحریمی، میتواند از این فرصت تاریخی برای تحول اقتصادی، کاهش وابستگی به نفت، اشتغالزایی و توسعه پایدار بهرهبرداری کند. آنچه امروز در حال شکلگیری است، نه یک کریدور صرف، بلکه شبکهای گسترده از روابط اقتصادی و سیاسی است که ایران را در قلب خود جای داده است. این فرصت کمنظیر، میتواند آینده اقتصادی ایران را برای دهههای آینده متحول سازد و جایگاه واقعی این سرزمین کهن را در نظم نوین جهانی تثبیت کند؛ جایگاهی که در آن ایران نه فقط به عنوان یک تولیدکننده نفت و صاحب قدرت در تنگه هرمز، بلکه به عنوان هاب ترانزیتی برتر منطقهای و شریک اقتصادی قابل اعتماد در نقشه اقتصادی جهان خواهد درخشید.