
چرا اقتصاد ایران اینقدر «شرطی» شده است؟

اقتصاد معاصر-حمیدرضا جیهانی، کارشناس اقتصادی: اقتصاد ایران به دلایلی که در ادامه توضیح داده میشود، به شدت تحت تاثیر اخبار و شایعات قرار گرفته و به اصطلاح شرطی شده است. این وضعیت باعث شده که بازارها، به ویژه بازار ارز، به جای تکیه بر دادههای واقعی و برنامههای اقتصادی، به تیترهای خبری و تحولات سیاسی واکنش نشان دهند.
در این یادداشت، ابتدا به این پرسش پاسخ داده میشود که چرا اقتصاد ایران اینقدر شرطی شده و ریشههای این مشکل کجاست؟ سپس راهحلهایی برای برونرفت از این وضعیت ارائه میشود.
ریشههای شرطی شدن
ریشههای شرطی شدن اقتصاد ایران به چند عامل کلیدی بازمیگردد. نخست، نبود قواعد شفاف اقتصادی است. در شرایطی که سیاستهای پولی و مالی از قاعدهمندی مشخصی برخوردار نیستند، فعالان اقتصادی و بازارها به دنبال سرنخهایی از اخبار سیاسی و تحولات بیرونی میگردند تا مسیر حرکت خود را تعیین کنند.
دوم، کمعمق بودن بازار ارز در ایران است. در نبود ابزارهای حرفهای مالی مانند قراردادهای آتی یا اختیار معامله، کوچکترین اخبار میتوانند موجهای بزرگی در بازار ایجاد کنند.
سوم، دلاریزه شدن ذهن جامعه است. به دلیل کاهش اعتماد به پول ملی، مردم برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت ارزهای خارجی، به ویژه دلار روی میآورند. این موضوع باعث میشود تا هر خبر سیاسی به سرعت بر تقاضای ارز اثر بگذارد. در نهایت، پیامرسانی متناقض از سوی مسوولان نیز به این وضعیت دامن میزند. اظهارات متفاوت و گاهی متضاد نهادهای مختلف، شایعات را تقویت کرده و اعتماد عمومی را تضعیف میکند.
اقدامات کلیدی
برای حل این معضل، اقداماتی کلیدی میتواند اقتصاد ایران را از وابستگی بیش از حد به اخبار و شایعات نجات دهد. نخست، حرکت به سمت قاعدهمحوری به جای تیترمحوری ضروری است. اگر سیاستهای مالی و پولی بر اساس قواعد شفاف و پیشبینیپذیر، مانند هدفگذاری تورم اجرا شوند، فعالان اقتصادی به جای واکنش به اخبار، به دادههای اقتصادی توجه خواهند کرد. دوم، توسعه ابزارهای پوشش ریسک در بازار ارز، مانند قراردادهای آتی و سوآپ ارزی، میتواند به صادرکنندگان و واردکنندگان کمک کند تا ریسک نوسانات ارزی را مدیریت کنند. این ابزارها باعث میشوند که اخبار کوچک، تاثیرات بزرگ بر بازار نداشته باشند. سوم، ایجاد داراییهای ریالی قابل اعتماد، مانند اوراق و سپردههایی که ارزش آنها با تورم تنظیم میشود، است که میتواند انگیزه مردم برای خرید ارز خارجی را کاهش داده و دلاریزه شدن ذهن جامعه را کمرنگ کند. چهارم، ایجاد یک سخنگوی واحد اقتصادی و یک اتاق عملیات خبری برای پاسخ سریع و شفاف به شایعات ضروری است.
در دنیای امروز، تاخیر در اطلاعرسانی میتواند خسارات مالی قابل توجهی به دنبال داشته باشد و شفافیت و سرعت عمل میتوانند شایعات را خنثی کنند.
در نهایت، اقتصاد ایران امروز مانند بیماری است که به جای توجه به توصیههای علمی و دادهمحور، تحت تاثیر شایعات و اخبار قرار دارد. درمان این بیماری در گرو قاعدهمحوری، توسعه ابزارهای مالی نوین و بازسازی اعتماد به داراییهای ریالی است. با حرکت در این مسیر، اقتصاد ایران میتواند به جای واکنش به تیترهای خبری، به اعداد و قواعد اقتصادی پاسخ دهد و از وابستگی به شایعات رها شود.