۰۸/شهريور/۱۴۰۴ | ۱۶:۰۶
مکانیسم ماشه تاثیری بر فروش نفت ایران ندارد ابزاری برای جنگ روانی، نه تغییر واقعی اقتصاد عراقچی: اروپا خود را با توهم اسنپ‌بک فریب ندهد بررسی برنامه های وزارت نیرو و شرکت ملی گاز درخصوص مدیریت ناترازی ها در فصل سرما مکانیسم ماشه تاثیر جدی بر فروش نفت و مبادلات اقتصادی ما ندارد عارف: بازسازی منازل آسیب‌دیده از جنگ باید سرعت بیشتری بگیرد حذف یارانه پردرآمدها تکلیف مجلس و برنامه هفتم است دولت اصلاحات اساسی اقتصاد و درآمدی را فراموش کرده است وزیر کار برای ارائه گزارش به کمیسیون اجتماعی مجلس می‌آید رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس: اروپایی‌ها صلاحیتی برای توسل به مکانیسم ماشه ندارند روایت مهاجرانی از آخرین وضعیت فیلترینگ گزارش وزیر نیرو به مجلس درباره مدیریت بحران آب و برق وزیر اقتصاد به کمیسیون برنامه‌وبودجه گزارش می‌دهد دستور وزیر بر تشکیل کمیته ویژه برای مدیریت بازار برنج مهلت یک هفته‌ای فراکسیون کشاورزی به وزارت جهاد برای تغییر رویه
مهدی پناهی، تحلیل‌گر اقتصادی

ابزاری برای جنگ روانی، نه تغییر واقعی اقتصاد

ماجرای اخیر اسنپ‌بک و بازگشت احتمالی تحریم‌های شورای امنیت، در فضای رسانه‌ای دشمنان و بویژه رژیم صهیونیستی به‌گونه‌ای بازنمایی شده که گویا تغییری بنیادین در شرایط ایران ایجاد خواهد کرد. در حالی که واقعیت صحنه حکایت از آن دارد این پدیده بیش از آنکه اثر اقتصادی داشته باشد، ابزاری برای عملیات روانی است.
ابزاری برای جنگ روانی، نه تغییر واقعی اقتصاد
کد خبر:۳۲۳۰۰

اقتصاد معاصر-مهدی پناهی، تحلیل‌گر اقتصادی: بخش زیادی از تحریم‌هایی که ذیل مکانیسم ماشه مطرح می‌شود، سال‌هاست در عمل علیه ایران اعمال شده ‌است. بازرسی هواپیماها و کشتی‌ها و محدودیت‌های مشابه، تجربه‌ای تکراری است که ایران برابر آن ایستادگی کرده و بارها طرف مقابل را عقب رانده است. نمونه روشن آن ماجرای «جنگ نفتکش‌ها» و ربایش نفت ایران در سال‌های گذشته بود که با واکنش متقابل ایران به شکست کشانده شد.

از منظر اقتصادی نیز فشار اصلی علیه ایران نه از سوی شورای امنیت، بلکه ناشی از تحریم‌های ثانویه و یک‌جانبه آمریکا است. حتی بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، تغییر جدی در ساختار فشارها ایجاد نمی‌کند. افزون بر آن، شرایط امروز اقتصاد ایران با مقطع ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ قابل مقایسه نیست. در سال‌های اخیر شبکه‌های مویرگی فروش نفت و مسیرهای جایگزین برای تبادلات مالی شکل گرفته و بخش خصوصی تجربه‌ای بزرگ در دور زدن تحریم‌ها اندوخته است.از همین ‌رو، التهابات ارزی اخیر بیش از آنکه ریشه در واقعیت‌های اقتصادی داشته باشد، محصول انتظارات تورمی و جنگ روانی رسانه‌ای است. به همین دلیل است که هرگونه بزرگنمایی از سوی محافل داخلی، مانند برخی اظهارنظرها در اتاق بازرگانی، خود به بخشی از سازوکار التهاب بدل می‌شود. این دست پیش‌بینی‌ها در گذشته نیز یا محقق نشده یا تنها به تشدید بی‌ثباتی‌ها کمک کرده ‌است.

در سطح دیپلماسی، تحولات جاری تصویر دیگری را نشان می‌دهد. سفر آتی رئیس‌جمهور به چین نشانه‌ای روشن از آن است که ایران در فضای بین‌الملل منزوی نیست. برعکس، در نظام چندقطبی امروز، چین و روسیه به ایران به عنوان یک بازیگر قدرتمند می‌نگرند و همین امر جایگاه ویژه‌ای برای کشور ایجاد کرده است. همکاری‌های اقتصادی - سیاسی با این قدرت‌ها می‌تواند توازن تازه‌ای را در معادلات منطقه‌ای و جهانی رقم بزند.

بعد حقوقی ماجرا نیز قابل توجه است. بازگشت احتمالی تحریم‌ها ایران را به پرونده‌های شورای امنیت بازمی‌گرداند اما تجربه نشان داده حتی بدون قطعنامه نیز حمله و فشار وجود داشته است. بنابراین، جنگ و تهدید علیه ایران وابسته به اسناد حقوقی نیست، بلکه برخاسته از منازعه‌ای عمیق‌تر است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، مساله اصلی دشمنان نه انرژی هسته‌ای و نه حقوق بشر، بلکه مواجهه با دین و دانش ایرانی است. در این میان، نکته‌ای که علی لاریجانی نیز مطرح کرده، اهمیت ویژه دارد: مکانیسم ماشه نباید به چماقی دائمی تبدیل شود که هر ۶ ماه یک بار بر سر ایران فرود آید. این یادآوری نشان می‌دهد نزاع بر سر اسنپ‌بک صرفاً حقوقی نیست، بلکه بخشی از جنگ روایت‌ها و نبرد روانی‌ای است که باید ماهیت آن را شناخت.